شهید محمد حسن زارع ‌ زاده‌: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید:6609485 نام :محمد حسن‌ نام خانوادگی :زارع ‌زاده‌ نام پدر :محمدعلی محل ت...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۳۱: سطر ۳۱:
  
  
آخرین دفعه ای که برادرم محمد حسین به مرخصی آمده بود من داخل کوچه بودم که یک دفعه آمد و گفت زود مرا برسان به شهر گفتم : چه کار داری گفت : می خواهم به جبهه بروم گفتم تو که هنوز تازه آمدی و مرخصی ات تمام نشده گفت : تو فقط مرا برسان من چون کار داشتم به دوستم گفتم او را به شهر برساند با عجله خداحا فظی کرد و گفت ک این دفعه بر نمی گردم و جنازه ام می آید او رفت و بعد از 10 روز شهید شد .
+
آخرین دفعه ای که برادرم محمد حسین به مرخصی آمده بود من داخل کوچه بودم که یک دفعه آمد و گفت زود مرا برسان به شهر گفتم : چه کار داری گفت : می خواهم به جبهه بروم گفتم تو که هنوز تازه آمدی و مرخصی ات تمام نشده گفت : تو فقط مرا برسان من چون کار داشتم به دوستم گفتم او را به شهر برساند با عجله خداحا فظی کرد و گفت ک این دفعه بر نمی گردم و جنازه ام می آید او رفت و بعد از 10 روز شهید شد <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10698 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10698
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:محمد حسن زارع زاده}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان کاشمر]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۳


کد شهید:6609485 نام :محمد حسن‌ نام خانوادگی :زارع ‌زاده‌ نام پدر :محمدعلی محل تولد :کاشمر تاریخ شهادت :1366/02/02 ‌مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :رزمنده ‌گلزار :

خاطرات عنوان پیش بینی شهادت موضوع پيش بيني شهادت راوی سکینه نخعی


فرزند عزیزم محمد حسین در دوران جنگ تحمیلی رفت و آمد به جبهه داشت و از سن چهار ده سالگی داو طلبانه از طریق بسیج وارد جبهه شد و در آخرین دفعه ای که عازم شد قبل از رفتن به من گفت مادر جان می خواهم اگر اجازه بدهی یک عکس بزرگ چاپ کنم من که منظورش را نفهمیدم گفتم :اشکال ندارد او عکس بزرگی از خود در خانه گذاشت و رفت و یکدفعه به عکس که نگاه کردم قلبم تکانی خورد و با خود گفتم نکند پسرم شهید شود ،طولی نکشید که خبر شهادتش به ما اعلام شد .


عنوان پیش بینی شهادت موضوع پيش بيني شهادت راوی محمد تقی زارع زاده


آخرین دفعه ای که برادرم محمد حسین به مرخصی آمده بود من داخل کوچه بودم که یک دفعه آمد و گفت زود مرا برسان به شهر گفتم : چه کار داری گفت : می خواهم به جبهه بروم گفتم تو که هنوز تازه آمدی و مرخصی ات تمام نشده گفت : تو فقط مرا برسان من چون کار داشتم به دوستم گفتم او را به شهر برساند با عجله خداحا فظی کرد و گفت ک این دفعه بر نمی گردم و جنازه ام می آید او رفت و بعد از 10 روز شهید شد [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۰، در ‏۰۵:۳۳