(صفحهای جدید حاوی «کد شه ی د : 6701246 تار ی خ تولد : نام : اصغر محل تولد : مشهد نام خانوادگ ی : اسکندر ی...» ایجاد کرد) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد | + | کد شهید: 6701246 |
| − | نام : اصغر محل تولد : مشهد | + | تاریخ تولد : |
| − | + | نام : اصغر | |
| − | نام | + | محل تولد : مشهد |
| − | + | نام خانوادگی : اسکندری | |
| − | نام پدر : | + | تاریخ شهادت : 1367/05/11 |
| − | + | نام پدر : محمدحسین | |
| − | + | مکان شهادت : | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | منطقه شهادت : | ||
| + | شغل : | ||
| + | یگان خدمتی : | ||
| + | گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان | ||
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | گلزار : حرممطهر امامره | ||
==زندگی نامه== | ==زندگی نامه== | ||
| − | من و تو | + | من و تو یک سال ما شدیم و همراه هم واژه من هستم، تو هستی، پس با ما می تواند باشد را سر دادیم و یک سرود با نام حسین (ع) ساختیم که ملائک هم نوای ما بودند و همراه ما |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| + | یکی از کسانی که به ندای درونی خویش پاسخ گفت و به سوی آن شتافت که در سالهای پر هیاهوی انقلاب به سیل خروشان امت حزب الله پیوست و نفرت خود را از رژیم شاهنشاهی به عرصه حضور گذاشت ، شهید اصغر اسکندری بود که در سال 1348 در روستای مغان دیده به جهان گشود و سالهای کودکی خود را به فراگیری قرآن گذراند و با فرا رسیدن سالهای آغازین مدرسه به سوی آموختن علم و دانش شتافت و در سال 1360 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. شهید اصغر اسکندری در اوضاع و احوال آن روز که فقط جنگ برای اسلام و ایران بود ، از طریق بسیج به سوی جبهه های نور شتافت و در سمت تخریبچی مشغول آفرینش لحظات آزادی بود . | ||
| − | + | در این راه دو مرتبه مجروح شد وهر بار مشتاق تر قدم در راه نهاد. ایشان در هنگام حضور در جبههها با شرکت در کنکور و امتحانات نیروی هوایی جمهوری اسلامی، یگان موشکی سپاه پاسداران در رشته خلبانی پذیرفته شد . با اوج حضور در میان رزمندگان سرانجام در تاریخ 11 مرداد سال 1367 در جبهه شلمچه جامه سبز شهادت را بر تن و به درجه اعلای انسانیت نائل آمد. | |
| + | ((راهش ماندگار و اصولش پابرجا باد!)) | ||
| − | + | و حال سخنی با شما از زبان خود شهید... | |
| + | ابتدا آنکه قبل از جهاد با دشمن جهاد با نفس کنید. همچنان که مولایمان حضرت علی (ع) می فرمایند: ((اشجع الناس من غلب هواه)) یعنی شجاع ترین مردم کسی است که بر نفس خود غلبه کند و بدانید که تمام بدبختیهای ما از هوای نفس است. | ||
| + | پیام من به دانش آموزان و معلمین: با تمام توانتان کوشش کنید و با چشمانی باز و هوشیار از دستاوردهای انقلاب خونبارمان محافظت کنید و اهداف انقلابمان را به تمام جهان گسترش دهید. دوستان من توجه کنند که درس را برای خدا بخوانند ، نه برای رفتن به دانشگاه و بدست آوردن شغل و حرفه ای که سرمایه آور باشد. | ||
| + | رفتن به دانشگاه را نباید یک آرزو تلقی کرد ، به این منظور دنبال کسب علم بودید که بتوانید در آینده به این ملت ستم دیده و ظلم شده کمک کنید و بتوانید باری از دوش مستضعفین و محرومین جامعه بردارید. سعی کنید استقلال اقتصادی و فرهنگی و علمی را کسب کنید تا محتاج به ابرقدرتها و جنایتکاران شرق و غرب نباشیم. هرگز امام امت این پیر جماران و قلب تپنده امت را تنها نگذارید و به هیچ بهانه ای امت از اطاعت این رهبر به حق مسلمین دست برندارند. او کسی است که این ملت را از زیر یوغ استعمارگران رهائی بخشید و اوست که ما را به مفهوم حقیقی این آیه آشنا کرد که جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=2176 سایت یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۶
کد شهید: 6701246
تاریخ تولد : نام : اصغر محل تولد : مشهد نام خانوادگی : اسکندری تاریخ شهادت : 1367/05/11 نام پدر : محمدحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : حرممطهر امامره
زندگی نامه
من و تو یک سال ما شدیم و همراه هم واژه من هستم، تو هستی، پس با ما می تواند باشد را سر دادیم و یک سرود با نام حسین (ع) ساختیم که ملائک هم نوای ما بودند و همراه ما
یکی از کسانی که به ندای درونی خویش پاسخ گفت و به سوی آن شتافت که در سالهای پر هیاهوی انقلاب به سیل خروشان امت حزب الله پیوست و نفرت خود را از رژیم شاهنشاهی به عرصه حضور گذاشت ، شهید اصغر اسکندری بود که در سال 1348 در روستای مغان دیده به جهان گشود و سالهای کودکی خود را به فراگیری قرآن گذراند و با فرا رسیدن سالهای آغازین مدرسه به سوی آموختن علم و دانش شتافت و در سال 1360 موفق به اخذ مدرک دیپلم شد. شهید اصغر اسکندری در اوضاع و احوال آن روز که فقط جنگ برای اسلام و ایران بود ، از طریق بسیج به سوی جبهه های نور شتافت و در سمت تخریبچی مشغول آفرینش لحظات آزادی بود .
در این راه دو مرتبه مجروح شد وهر بار مشتاق تر قدم در راه نهاد. ایشان در هنگام حضور در جبههها با شرکت در کنکور و امتحانات نیروی هوایی جمهوری اسلامی، یگان موشکی سپاه پاسداران در رشته خلبانی پذیرفته شد . با اوج حضور در میان رزمندگان سرانجام در تاریخ 11 مرداد سال 1367 در جبهه شلمچه جامه سبز شهادت را بر تن و به درجه اعلای انسانیت نائل آمد.
((راهش ماندگار و اصولش پابرجا باد!))
و حال سخنی با شما از زبان خود شهید...
ابتدا آنکه قبل از جهاد با دشمن جهاد با نفس کنید. همچنان که مولایمان حضرت علی (ع) می فرمایند: ((اشجع الناس من غلب هواه)) یعنی شجاع ترین مردم کسی است که بر نفس خود غلبه کند و بدانید که تمام بدبختیهای ما از هوای نفس است.
پیام من به دانش آموزان و معلمین: با تمام توانتان کوشش کنید و با چشمانی باز و هوشیار از دستاوردهای انقلاب خونبارمان محافظت کنید و اهداف انقلابمان را به تمام جهان گسترش دهید. دوستان من توجه کنند که درس را برای خدا بخوانند ، نه برای رفتن به دانشگاه و بدست آوردن شغل و حرفه ای که سرمایه آور باشد.
رفتن به دانشگاه را نباید یک آرزو تلقی کرد ، به این منظور دنبال کسب علم بودید که بتوانید در آینده به این ملت ستم دیده و ظلم شده کمک کنید و بتوانید باری از دوش مستضعفین و محرومین جامعه بردارید. سعی کنید استقلال اقتصادی و فرهنگی و علمی را کسب کنید تا محتاج به ابرقدرتها و جنایتکاران شرق و غرب نباشیم. هرگز امام امت این پیر جماران و قلب تپنده امت را تنها نگذارید و به هیچ بهانه ای امت از اطاعت این رهبر به حق مسلمین دست برندارند. او کسی است که این ملت را از زیر یوغ استعمارگران رهائی بخشید و اوست که ما را به مفهوم حقیقی این آیه آشنا کرد که جاء الحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا[۱]