Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۸: | سطر ۸: | ||
| + | ==زندگی نامه== | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
نام پدر:عباس | نام پدر:عباس | ||
| سطر ۵۲: | سطر ۴۹: | ||
روحش شاد و یادش گرامی باد | روحش شاد و یادش گرامی باد | ||
| − | + | ==نكات برجسته در زندگی شهید== | |
| − | الف) فعالیت های مهم عبادی و معنوی | + | *الف) فعالیت های مهم عبادی و معنوی |
شهید [[نمازهای یومیه]] خود را در اول وقت میخواند و به [[نماز]] خواندن در اول وقت بسیار اهمیت میداد و [[روزه]] های مستحبی بسیار داشتند. | شهید [[نمازهای یومیه]] خود را در اول وقت میخواند و به [[نماز]] خواندن در اول وقت بسیار اهمیت میداد و [[روزه]] های مستحبی بسیار داشتند. | ||
| − | ب) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی | + | *ب) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی |
در تظاهرات زمان انقلاب شركت میكرد و اعلامیهها و عكسهای امام را با دوستان خود پخش میكردند و جمعهها هم به [[نمازجمعه]] میرفتند. | در تظاهرات زمان انقلاب شركت میكرد و اعلامیهها و عكسهای امام را با دوستان خود پخش میكردند و جمعهها هم به [[نمازجمعه]] میرفتند. | ||
| − | ج) فعالیتهای مهم علمی، فرهنگی و هنری | + | *ج) فعالیتهای مهم علمی، فرهنگی و هنری |
شهید بسیار مهربان بودند و همیشه دوست داشت كه به دیگران كمك كند بسیار رئوف و بخشنده بود. مهمان نواز بودند و با گذشت بودند. | شهید بسیار مهربان بودند و همیشه دوست داشت كه به دیگران كمك كند بسیار رئوف و بخشنده بود. مهمان نواز بودند و با گذشت بودند. | ||
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
| − | + | بسم الله الرحمن الرحیم | |
متن وصیتنامه سرباز امام زمان [[شهید رسول بخشنده]] : | متن وصیتنامه سرباز امام زمان [[شهید رسول بخشنده]] : | ||
| سطر ۹۷: | سطر ۹۴: | ||
رسول بخشنده | رسول بخشنده | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | یك بار چند روز از رسول خبری نشده بعد كه آمد منزل زخمی و لباسهای او هم پاره شده بود من هر چه از او پرسیدم كه چه شده است به من جواب نداد ولی بعداً به داماد ما گفته بود كه در زمان پخش اعلامیههای امام او را دیده و او هم فرار كرده است و در یك تونل پنهان شده است چند روزی در آنجا بوده و آنقدر سینه خیز رفته است كه سینهاش زخمی شده است. | + | یك بار چند روز از رسول خبری نشده بعد كه آمد منزل زخمی و لباسهای او هم پاره شده بود من هر چه از او پرسیدم كه چه شده است به من جواب نداد ولی بعداً به داماد ما گفته بود كه در زمان پخش اعلامیههای امام او را دیده و او هم فرار كرده است و در یك تونل پنهان شده است چند روزی در آنجا بوده و آنقدر سینه خیز رفته است كه سینهاش زخمی شده است.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3949 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | |||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:1107793KAKA007-001.jpg | ||
| + | Image:1107793KAKA004-001.jpg | ||
| + | Image:1107793KAKA005-001.jpg | ||
| + | Image:1107793KAKA001-001.jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۸
شهید رسول بخشنده تاریخ تولد :1338/01/10 تاریخ شهادت : 1361/04/23 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
نام پدر:عباس
محل تولد: كاشان
تاریخ تولد:1338
مدرك تحصیلی: دیپلم
رشته تحصیلی: طبیعی
وضعیت تأهل: مجرد
شغل شهید: آزاد
محل كار: تهران
تاریخ شهادت: 1361/04/23
نام عملیات:ثاراله
نحوه شهادت: اصابت گلوله
محل شهادت: پیرانشهر
نشانی مزار: بهشت زهرا قطعه26
مدت حضور درجبهه: 10ماه
ارگان اعزام كننده: لشكر64سنندج
یگان خدمتی: ارتش
آخرین مسئولیت در جبهه: تداركات
شهید رسول بخشنده در كاشان در سال1338 چشم به جهان گشود. شهید پس از گذراندن دوران كودكی و مدرسه كه دیپلم خود را در رشته طبیعی گرفت نوبت به رفتن به سربازی شد او دوران 3ماه آموزشی خود را در شاهرود گذراند سپس محل خدمت او پیرانشهر انتخاب شد و برای مرخصی به تهران آمد و گفت من به پیرانشهر نمیروم چون دوست ندارم به این رژیم خدمت كنم و ما برای او یك وانت گرفته و او روی وانت كار میكرد. او در زمان انقلاب هم بسیار فعال بود و شبها در مسجد نگهبانی میداد. در تظاهرات هم شركت میكرد تا اینكه انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید او آمد و گفت من میخواهم بروم جبهه ما گفتیم كه شما سرباز فراری هستی حالا نمیخواهد بروی او گفت نه دوست دارم خدمت كنم و شوهر خواهرش او را برد در همان پیرانشهر و در همان گردان و دستهای كه زمان سربازی برای او تعیین شده بود او در آنجا آشپز بود ایشان سرانجام در 1361/04/23 در همان پیرانشهر بر اثر اصابت گلوله به درجه رفیع شهادت رسیدند و او را در بهشت زهرا قطعه26 به خاك سپرده شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد
نكات برجسته در زندگی شهید
- الف) فعالیت های مهم عبادی و معنوی
شهید نمازهای یومیه خود را در اول وقت میخواند و به نماز خواندن در اول وقت بسیار اهمیت میداد و روزه های مستحبی بسیار داشتند.
- ب) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی
در تظاهرات زمان انقلاب شركت میكرد و اعلامیهها و عكسهای امام را با دوستان خود پخش میكردند و جمعهها هم به نمازجمعه میرفتند.
- ج) فعالیتهای مهم علمی، فرهنگی و هنری
شهید بسیار مهربان بودند و همیشه دوست داشت كه به دیگران كمك كند بسیار رئوف و بخشنده بود. مهمان نواز بودند و با گذشت بودند.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحیم
متن وصیتنامه سرباز امام زمان شهید رسول بخشنده :
كتب علیكم اذ اخضر احدكم الموت ان ترك خیراً الوصیه للوالدین والافربین بالمعروف حقاً علی المتقین.
دستور داده شد كه چون یكی از شما را مرگ فرا رسد اگر دارای متاع دنیاست وصیت كند برای پدر و مادر و خویشان به چیزی شایسته عدل، این كار سزاوار مقام پرهیزكاران است.
سوره بقره آیه177
گویا طبق این آیه شریفه باید وصیت كنم چون مرگ برایم مهیا شده است و قراراست كه در یك عملیات برعلیه قیام كنندگان برعلیه اسلام شركت كنم، گفتم چه بنویسم و چه سفارشی بكنم، در اینجا كه مرگ را مهیا شده میبینم باید حقایقی را بگویی. ثروت زیادی ندارم كه درباره آن سفارشی كنم و از لحاظ معنوی و روحی و اخلاقی نیز چیزی ندارم كه بگویم اصلاً هیچ ندارم مگر آنكه خداوند رحمتی كند و به وسیله واسطه قرار دادن محمد و آلش بتوانم توبه كنم و گناهم را به پیشگاه حق پشیمان، مگر جز پشیمانی و مانند خدایان بودن كاری بهتر از این میتوانم در پیشگاه خداوند انجام دهم و اما بهتر دیدم كه در آیهای كه در بالا میباشد بیندیشم و بنویسم آن یك خطابخش به این است اگر گذشته باشد چیزی را وصیت كن برای والدین و نزدیكان بخوبی و من هر چه مینگرم چیزی را در سراسر زندگی خود نمیبینم جز گناه.
خطاب به پدر و مادرم چه بگویم، جز اینكه طلب عفو و بخشش نمایم و نزدیكانم را نیز چنین و اما آن چیزی كه مرا رنج میدهد خطاب آخر آیه است. حقاً علی المتقین. من كجا و متقین كجا جز اینكه از خدا طلب عفو و بخشش نمایم كه مرا مسلم بمیراند و اما چیزی را من در این مدت سربازی دیدهام مخصوصاً از آن موقعی كه به این گروهان آمدهام برادرانی را میبینم كه مانند آن را جزء درصدر اسلام نمیتوان دید و من مات و مبهوت و محو در این اخلاصها.
و اما ای امام، ای خمینی بت شكن مرا عفو كن از ظنهایی كه مرتكب شدهام و مرا جزء امتت بدان واحدا بخواه كه مرا ببخشاند و ایمان مرا كامل گرداند و بسیاری خطاها كه نسبت به او امر تو و بسیاری نافرمانیها در برابر اوامر تو مرتكب شدهام مرا ببخشی و طلب مغفرت از دوست خود و رفیق الهی خود بخواه و اعمالم ای امت شما نیز مرا مانند اما متان ببخشایید و اما ای مسئولین مملكتی مخصوصاً بهشتی مظلوم شهید از اینكه تحت تأثیر تعلیمات مغرفین واقع شدهام و نسبتهای نارویی به تو میدادم مرا ببخش و روح پرفتوح تو از وارثانت میخواهم كه از من در گذرید اگر توفیق عظیم شهادت نصیبم شد و با نوای بهشتی عزیز مقابل شدم مرا مورد عفو قرار بده و مرا ببخشا و از خدا طلب مغفرت كن برایم زیرا كه در این دنیا طلب بخشش از تو و از وارثانت مخصوصاً امام امت كرد كه چیزی نمیتوانم بگویم جز طلب بخشش و عفو از همه شما كه مخاطبم بودید در این نوشته چه نبودید و در پایان از شما پدر و مادر طلب عفو و بخشش و از شما برادران و خواهرانم طلب عفو و از شما فامیل و نزدیكانم نیز طلب عفو مینمایم.
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
از عمر ما بكاه و بر عمر او بیفزا
از عمر ما بكاه و برعمر او بیفزا
همیشه پشتیبان امام و علمای واقعی تشییع و روحانیت اصیل باشید
1361/06/21
رسول بخشنده
خاطرات
یك بار چند روز از رسول خبری نشده بعد كه آمد منزل زخمی و لباسهای او هم پاره شده بود من هر چه از او پرسیدم كه چه شده است به من جواب نداد ولی بعداً به داماد ما گفته بود كه در زمان پخش اعلامیههای امام او را دیده و او هم فرار كرده است و در یك تونل پنهان شده است چند روزی در آنجا بوده و آنقدر سینه خیز رفته است كه سینهاش زخمی شده است.[۱]