Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید صدراله خورشیدی تاریخ تولد :1333/04/19 تاریخ شهادت : 1364/09/19 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
محل آرامگاه : فارس - کازرون - سیدمحمدنوربخ ش | محل آرامگاه : فارس - کازرون - سیدمحمدنوربخ ش | ||
| − | + | ==زندگی نامه== | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | زندگی نامه | + | |
| سطر ۲۵: | سطر ۲۰: | ||
در اوایل جنگ همراه با شهید صیاد شیرازی به دفاع از خاک ایران در کردستان پرداخت و پس از آن از طریق لشگر 92 زرهی اهواز به جبهه اعزام شد . در جبهه چندین بار مجروح گردید . پس از رشادت های فراوان و شرکت در عملیات های مختلف، سرانجام در تاریخ 1364/09/19 بر اثر بمباران هوایی به لقاء الله پیوست و درجه رفیع شهادت نائل آمد . | در اوایل جنگ همراه با شهید صیاد شیرازی به دفاع از خاک ایران در کردستان پرداخت و پس از آن از طریق لشگر 92 زرهی اهواز به جبهه اعزام شد . در جبهه چندین بار مجروح گردید . پس از رشادت های فراوان و شرکت در عملیات های مختلف، سرانجام در تاریخ 1364/09/19 بر اثر بمباران هوایی به لقاء الله پیوست و درجه رفیع شهادت نائل آمد . | ||
| − | وصیت نامه | + | ==وصیت نامه== |
| − | فرازهایی از وصیت نامه | + | *فرازهایی از وصیت نامه |
درود بر امام خمينى، بت شكن زمان و آزاد كننده انسان ها . | درود بر امام خمينى، بت شكن زمان و آزاد كننده انسان ها . | ||
| سطر ۵۱: | سطر ۴۶: | ||
خداحافظ ای پدر و مادر مهربانم و ای همسرم | خداحافظ ای پدر و مادر مهربانم و ای همسرم | ||
| − | خداحافظ ای برادران و | + | خداحافظ ای برادران و خواهرانش.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10175 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:1279120KAKA002-001.jpg | |
| + | Image:1279120KAKA001-001.jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۰
شهید صدراله خورشیدی
تاریخ تولد :1333/04/19
تاریخ شهادت : 1364/09/19
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : فارس - کازرون - سیدمحمدنوربخ ش
زندگی نامه
شهید صدر الله خورشیدی در تاريخ 1333/04/19 در خانواده ای سخت کوش و مؤمن به دنیا آمد . همزمان با تحصیلات ابتدایی، قرآن هم یاد گرفت . پس از مدتی جهت امرار معاش و تأمین مخارج زندگی خود و خانواده، راهی شیراز شد تا بتواند کاری پیدا کند . همراه با کار و فعالیت، به ادامه تحصیل پرداخت و توانست تا دوم راهنمایی را پشت سر بگذارد تا این که در سال 1351 به استخدام مرکز زرهی شیراز درآمد .
پس از گذراندن دوره آموزشی، وارد منطقه دزفول شد و دو سال در آنجا خدمت کرد و پس از بازگشت، در کازرون ازدواج نمود و خانواده خود را به دزفول برد و به مدت سه سال در سر پل ذهاب بود . در زمان انقلاب بنا به فرمان امام، پادگان را ترک کرد و بارها به دست مأموران ارتش بازداشت شد .
در اوایل جنگ همراه با شهید صیاد شیرازی به دفاع از خاک ایران در کردستان پرداخت و پس از آن از طریق لشگر 92 زرهی اهواز به جبهه اعزام شد . در جبهه چندین بار مجروح گردید . پس از رشادت های فراوان و شرکت در عملیات های مختلف، سرانجام در تاریخ 1364/09/19 بر اثر بمباران هوایی به لقاء الله پیوست و درجه رفیع شهادت نائل آمد .
وصیت نامه
- فرازهایی از وصیت نامه
درود بر امام خمينى، بت شكن زمان و آزاد كننده انسان ها .
پدر و مادر عزيز و گراميم ! سلام .
اميدوارم زياد بى تابى نكنيد كه اين كار از اجر شما مى كاهد . انسان براى گذراندن امتحان در اين جهان آفريده شده و تمام كارها و مسائل، براى امتحان اوست و فرزند دار شدن هم جزئى از اين امتحان مى باشد . امانتى پيش شما از طرف خداوند كه در موقع لزوم، آن را بايد پس دهيد . وانگهى اين مرحله براى همه ميباشد ( انا الله و انا اليه راجعون ) پس چه خوب است آدمي، این مرحله را در راه خدا بگذراند .
پدرم ! درود بر تو كه چونان ابراهيم، فرزند خويش را به فرمان خداى بزرگ به قربانگاه فرستادى . بدان و آگاه باش كه فرزندت هرگز از فرمان باری تعالی سر باز نمى زند و مرگ در راه خدا را جز سعادت نمى داند و زندگى را جز جهاد در راه عقيده درست نمى داند و شهادت را جزء بهترين نعمت هاى خداوند مى داند .
مادرم ! سلام بر تو كه بالأخره بر احساس مادرانه ات پيروز شدی . تو فرزندت را روانه ميدان نبرد كفار و مسلمين كردى و گفتى كه تو را در راه خدا، به انقلاب اسلامى هدیه مى كنم . من به وجود تو افتخار مى كنم كه مادرى از سلاله حضرت زهرا ( سلام الله عليها ) هستى .
همسرم ! زندگى يك كلاس درس بيش نيست كه انسان بايد دير يا زود امتحان پس بدهد و اگر من داوطلبانه به جبهه عازم شدم، شايد موقع امتحانم فرا رسيده باشد .
همسرم ! اميدوارم كه در طول اين چند سال زندگى، اگر در موردی تندى كردم مرا ببخشى .
همسرم ! خداوند از تو راضى باشد؛ چون من از تو راضى هستم . از اين كه تو و فرزندانم را تنها گذاشتم اميدوارم مرا ببخشى؛ چون ما ايمان داريم كه نگهدار ما خداوند است و خدا را قادر مطلق مى دانيم، پس نگران نباش .
اميدوارم بعد از من، بچه ها را خيلى خوب تربيت كنى و از تو خواهش مى كنم كه برايم گريه نكني بلكه خوشحال باش؛ زيرا تو همسر يك شهيد و يك لبيك گوى حسين زمانه هستى .
از تمام برادرانم و خواهرانم خواهشمندم براى من سياه نپوشید .
خداحافظ ای پدر و مادر مهربانم و ای همسرم
خداحافظ ای برادران و خواهرانش.[۱]