شهید مصطفی امیدی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «بسمه تعالی 1. شهید مصطفی امیدی : تاریخ تولد : 10/06/1342 تاریخ شهادت : 03/10/1367 محل...» ایجاد کرد)
 
(خاطرات)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
محل آرامگاه : تهران – بهشت زهرا
 
محل آرامگاه : تهران – بهشت زهرا
  
rId6
 
  
2.    زندگینامه :
 
  
شهيد مصطفي اميدي، از همان كودكي داراي اخلاق و رفتاري بود كه نظر همگان را به سوي خود جلب مي كرد، در فعاليت‌هاي اجتماعي نيز بسيار فعال بود و هميشه در مساجد و پايگاه هاي مختلف بسيج فعاليت چشم گيري داشت، گاهي اوقات تا صبح در مساجد مشغول پاسداري بود. در ضمن فعاليت ايشان در مسجد ائمه اطهار واقع در ده متري لولائي نرسيده به خيابان 14 متري لشگر بوده است و هميشه در صف اول نماز جمعه و جماعت حضور داشت.
+
==زندگینامه==
  
بعد از اخذ ديپلم تجربي، عازم خدمت مقدس سربازي شد، در ابتداي خدمت دوران آموزشي را در شهر اراك (استان مركزي) گذراندند و بعد از چند ماه بنابر اصرار او جهت حضور در جبهه نور عليه ظلمت، عازم جبهه شد و در مناطق مختلفي از جبهه (دهلران، اهواز، دزفول، انديمشك) خدمت كرد او هرگاه به مرخصي مي‌آمد از جبهه صحبت مي‌كرد، از فداكاري‌ها، از ايثارگري ها و از اين كه بچه‌هاي بسيجي چگونه در مقابل ابزار و تجهيزات پيشرفته ايستادگي مي‌كنند و خلاصه تمام افكارش، معطوف به ايثار رزمندگان اسلام بود تا اين كه دوره ي مرخصي به پايان مي‌رسيد و دوباره به جبهه حق عليه باطل برمي‌گشت.
+
شهید مصطفی امیدی، از همان كودكی دارای اخلاق و رفتاری بود كه نظر همگان را به سوی خود جلب می كرد، در فعالیت‌های اجتماعی نیز بسیار فعال بود و همیشه در مساجد و پایگاه های مختلف بسیج فعالیت چشم گیری داشت، گاهی اوقات تا صبح در مساجد مشغول پاسداری بود. در ضمن فعالیت ایشان در مسجد ائمه اطهار واقع در ده متری لولائی نرسیده به خیابان 14 متری لشگر بوده است و همیشه در صف اول نماز جمعه و جماعت حضور داشت.
  
تا اين كه سرانجام بعد از دو سال و سه ماه و بيست و شش روز در حالي كه تنها 4 روز از خدمتش باقي مانده بود در تاريخ، 03/10/1367  ساعت 12: 30 هنگامي كه مشغول پاكسازي منطقه عين خوش، بودند به همراه يكي از دوستانش دعوت الهي را لبيك گفته و به ديدار باقي شتافتند.
+
بعد از اخذ دیپلم تجربی، عازم خدمت مقدس سربازی شد، در ابتدای خدمت دوران آموزشی را در شهر اراك (استان مركزی) گذراندند و بعد از چند ماه بنابر اصرار او جهت حضور در جبهه نور علیه ظلمت، عازم جبهه شد و در مناطق مختلفی از جبهه (دهلران، اهواز، دزفول، اندیمشك) خدمت كرد او هرگاه به مرخصی می‌آمد از جبهه صحبت می‌كرد، از فداكاری‌ها، از ایثارگری ها و از این كه بچه‌های بسیجی چگونه در مقابل ابزار و تجهیزات پیشرفته ایستادگی می‌كنند و خلاصه تمام افكارش، معطوف به ایثار رزمندگان اسلام بود تا این كه دوره ی مرخصی به پایان می‌رسید و دوباره به جبهه حق علیه باطل برمی‌گشت.
  
خصوصيات شهيد مصطفي اين كه فردي بسيار فعال، كوشا، بسيار خوش اخلاق، مردم دوست، دلسوز، مهربان و ميهمان نواز بود.
+
تا این كه سرانجام بعد از دو سال و سه ماه و بیست و شش روز در حالی كه تنها 4 روز از خدمتش باقی مانده بود در تاریخ، 03/10/1367  ساعت 12: 30 هنگامی كه مشغول پاكسازی منطقه عین خوش، بودند به همراه یكی از دوستانش دعوت الهی را لبیك گفته و به دیدار باقی شتافتند.
  
به هرحال اميدورام بتوانيم راه اين شهيد بزرگوار و تماي شهداي اسلام را ادامه دهيم و آن طوري كه آنها مي‌خواهند باشيم.
+
خصوصیات شهید مصطفی این كه فردی بسیار فعال، كوشا، بسیار خوش اخلاق، مردم دوست، دلسوز، مهربان و میهمان نواز بود.
  
 +
به هرحال امیدورام بتوانیم راه این شهید بزرگوار و تمای شهدای اسلام را ادامه دهیم و آن طوری كه آنها می‌خواهند باشیم.
  
3.    خاطرات :
 
  
  خاطره اي از برادر شهيد مصطفي اميدي :
+
==خاطرات==
  
  خاطرات باقيمانده از برادرم مصطفي بسيار زياد است و يكي از آنها كه اكنون به ذهنم مي‌رسد اين است كه : روزي هنگام بازگشت از مراسم عزاداري حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) در شهرستان اراك، در جاده قم ـ تهران ماشيني را مشاهده كرديم كه در كنار جاده خراب شده برادر شهيدم به من گفت: نگه داريد شايد كاري از دستمان برآيد برايشان انجام دهيم، صواب دارد به هر حال بعد از توقف متوجه شديم كه نمي‌توانيم ماشين را روشن كنيم و مجبور به بكسل كردن آن شديم، هوا نيز خيلي سرد بود برادر شهيدم خانم و بچه‌هاي راننده ي آن ماشين را به ماشين خودمان آورد و خود به آن ماشين رفت و ماشين را تا درب منزلشان همراهي كرديم برادرم آن قدر خسته و كوفته شده بود كه ديگر ناي حرف زدن را هم نداشت و خلاصه اين كه او براي خدمت كردن به مردم هميشه آماده بود و در اين راه حاضر بود از تمام چيزهاي خود بگذرد . .
+
*خاطره ای از برادر شهید مصطفی امیدی
 +
خاطرات باقیمانده از برادرم مصطفی بسیار زیاد است و یكی از آنها كه اكنون به ذهنم می‌رسد این است كه : روزی هنگام بازگشت از مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) در شهرستان اراك، در جاده قم ـ تهران ماشینی را مشاهده كردیم كه در كنار جاده خراب شده برادر شهیدم به من گفت: نگه دارید شاید كاری از دستمان برآید برایشان انجام دهیم، صواب دارد به هر حال بعد از توقف متوجه شدیم كه نمی‌توانیم ماشین را روشن كنیم و مجبور به بكسل كردن آن شدیم، هوا نیز خیلی سرد بود برادر شهیدم خانم و بچه‌های راننده ی آن ماشین را به ماشین خودمان آورد و خود به آن ماشین رفت و ماشین را تا درب منزلشان همراهی كردیم برادرم آن قدر خسته و كوفته شده بود كه دیگر نای حرف زدن را هم نداشت و خلاصه این كه او برای خدمت كردن به مردم همیشه آماده بود و در این راه حاضر بود از تمام چیزهای خود بگذرد . .<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/43710 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
 +
==پانویس==
  
سایت شهدای ارتش
+
<references />
 
+
 
+
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/43710
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۰

بسمه تعالی

1. شهید مصطفی امیدی :

تاریخ تولد : 10/06/1342

تاریخ شهادت : 03/10/1367

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : تهران – بهشت زهرا


زندگینامه

شهید مصطفی امیدی، از همان كودكی دارای اخلاق و رفتاری بود كه نظر همگان را به سوی خود جلب می كرد، در فعالیت‌های اجتماعی نیز بسیار فعال بود و همیشه در مساجد و پایگاه های مختلف بسیج فعالیت چشم گیری داشت، گاهی اوقات تا صبح در مساجد مشغول پاسداری بود. در ضمن فعالیت ایشان در مسجد ائمه اطهار واقع در ده متری لولائی نرسیده به خیابان 14 متری لشگر بوده است و همیشه در صف اول نماز جمعه و جماعت حضور داشت.

بعد از اخذ دیپلم تجربی، عازم خدمت مقدس سربازی شد، در ابتدای خدمت دوران آموزشی را در شهر اراك (استان مركزی) گذراندند و بعد از چند ماه بنابر اصرار او جهت حضور در جبهه نور علیه ظلمت، عازم جبهه شد و در مناطق مختلفی از جبهه (دهلران، اهواز، دزفول، اندیمشك) خدمت كرد او هرگاه به مرخصی می‌آمد از جبهه صحبت می‌كرد، از فداكاری‌ها، از ایثارگری ها و از این كه بچه‌های بسیجی چگونه در مقابل ابزار و تجهیزات پیشرفته ایستادگی می‌كنند و خلاصه تمام افكارش، معطوف به ایثار رزمندگان اسلام بود تا این كه دوره ی مرخصی به پایان می‌رسید و دوباره به جبهه حق علیه باطل برمی‌گشت.

تا این كه سرانجام بعد از دو سال و سه ماه و بیست و شش روز در حالی كه تنها 4 روز از خدمتش باقی مانده بود در تاریخ، 03/10/1367 ساعت 12: 30 هنگامی كه مشغول پاكسازی منطقه عین خوش، بودند به همراه یكی از دوستانش دعوت الهی را لبیك گفته و به دیدار باقی شتافتند.

خصوصیات شهید مصطفی این كه فردی بسیار فعال، كوشا، بسیار خوش اخلاق، مردم دوست، دلسوز، مهربان و میهمان نواز بود.

به هرحال امیدورام بتوانیم راه این شهید بزرگوار و تمای شهدای اسلام را ادامه دهیم و آن طوری كه آنها می‌خواهند باشیم.


خاطرات

  • خاطره ای از برادر شهید مصطفی امیدی

خاطرات باقیمانده از برادرم مصطفی بسیار زیاد است و یكی از آنها كه اكنون به ذهنم می‌رسد این است كه : روزی هنگام بازگشت از مراسم عزاداری حضرت سیدالشهداء (علیه السلام) در شهرستان اراك، در جاده قم ـ تهران ماشینی را مشاهده كردیم كه در كنار جاده خراب شده برادر شهیدم به من گفت: نگه دارید شاید كاری از دستمان برآید برایشان انجام دهیم، صواب دارد به هر حال بعد از توقف متوجه شدیم كه نمی‌توانیم ماشین را روشن كنیم و مجبور به بكسل كردن آن شدیم، هوا نیز خیلی سرد بود برادر شهیدم خانم و بچه‌های راننده ی آن ماشین را به ماشین خودمان آورد و خود به آن ماشین رفت و ماشین را تا درب منزلشان همراهی كردیم برادرم آن قدر خسته و كوفته شده بود كه دیگر نای حرف زدن را هم نداشت و خلاصه این كه او برای خدمت كردن به مردم همیشه آماده بود و در این راه حاضر بود از تمام چیزهای خود بگذرد . .[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۰ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۲:۵۰