شهید حسن اسکندری: تفاوت بین نسخهها
Jafarpor97 (بحث | مشارکتها) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۸۵: | سطر ۸۵: | ||
اگر من شهید شدم تابوت مرا در خانه مان ببرید تا برادرانم و خواهرانم ببوسند و بعد به بهشت شهید فرومد ببرید . | اگر من شهید شدم تابوت مرا در خانه مان ببرید تا برادرانم و خواهرانم ببوسند و بعد به بهشت شهید فرومد ببرید . | ||
انا لله و انا الیه راجعون | انا لله و انا الیه راجعون | ||
| − | حسن اسکندری از فرومد | + | حسن اسکندری از فرومد<ref>سایت شهدای ارتش</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
| − | + | == ردهها == | |
| + | {{ترتیبپیشفرض:حسن_اسکندری}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دوران دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان سمنان]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان شاهرود]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۵۵
تاریخ تولد : 1344/07/03
تاریخ شهادت : 1365/02/26
محتویات
زندگینامه :
با درود فراوان به رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و درهم شکنده ظلم و جور در جهان، و برهم زننده بساط جور پیشگان، و با درود به روان پاک شهدای این مرز و بوم، به نام خدواند تعالی؛
شهید حسن اسکندری، فرزند قربانعلی اسکندری، در دهستان فرومد، از توابع شهرستان شاهرود، مجن میامی در تاریخ، 1344/07/03 متولد و دوران کودکی را در این دهستان زیر دامن بنده بزرگ شد تا این که دست چپ و راست خود را شناخت، از همان زمان طفولیت، فعال و جدی در امور زندگ ی و کشاورزی بود و به بنده کمک می کرد، وقتی به سن 6 سالگی رسید اسم حسنم را در دبستان ابن ابمین فرومد نوشتم و دوران ابتدایی را تا کلاس پنجم در همین دبستان گذراند .
پس از ترک تحصیل، مدتی برای تأمین معاش زندگی، در شاهرودو تهران به کار بنایی اشتغال داشت، او از همان کودکی نماز می خواند و از سن تكلیف به روزه گرفتن ادامه داد و روزه و نمازیش قضا نمی شد، علاقه عجیبی به کتاب های مذهبی داشت و همیشه از آنها استفاده می نمود و این جانب که پدرش هستم چون سواد خواندن و نوشتن را نداشتم ذوق می کردم و به او می گفتم که در ماه محرم و ماه مبارک رمضان و... از این کتاب ها برایم بخواند و ایشان هم دریغ نمی کرد، هرچه که در می آوردیم زیر سایه یک چراغ از آن استفاده می نمود .
تا این که انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی به پیروزی رسید و همیشه در تظاهرات و جلساتی که برای براندازی رژیم طاغوت صورت می گرفت شرکت می نمود و بیشتر وقت ها برای این که بتواند بهتر در امر این مهم، کمکی به اسلام نماید از فرومد عازم شاهرود می شد تا در شاهرود در تظاهرات شرکت کند و بعد از دو سه سال که جنگ اسلام وکفرشروع شد، به ندای رهبر لبیک گفت و به صورت بسیجی مدّت شش ماه در منطقه غرب کشور خدمت نمود و از آنجا که برگشت با این که به ارشاد اقوام و خویشان می پرداخت در فرومد بود و برای رفتن جوان ها تبلیغ می کرد .
بعد از هفده روز به خدمت نظام وظیفه فراخوانده شد و مدتی که خدمت نمود در نامه هایش از من می خواست که کمک مالی خود را از جبهه را دریغ نکنم و همیشه سفارش می نمود که دعای خیر برای رزمندگان یادتان نرود ؛
درمرخصی آخر که به فرومد آمده بـود با روی باز و خندان به مادرش می گـوید : مادرجان، می خواهم سفارشی بكنم اگر ناراحت نمی شوی؟ مادرش می گوید: نه حسن جان، نه فرزندم، بگو بعد شروع به صحبت کردن می نماید، وقتی مادرش را برای سفارشات لازم آماده می بیند می گوید: مادرجان، اگر من شهید شدم برای جلو تابوتم از همان عکسی که با بلوز یقه اسکی گرفته ام استفاده نمایید،
مادرش می گوید: حسن جان، دشمنت بمیرد و با این حرفت قلبم را آتش زدی،مادرش به او می گوید: حسن جان، شما که می گویید جایتان خلوت است و این حرف ها چیست که شما می زنید؟
شهید اسکندری در جواب مادر می گوید: مادرجان، تابستان مشخص می شود که عکس را برای چه می خواهم مثل این که شهادت به او الهام شده بود
او می گوید: مادرجان، مقام شـهـید خیلی بالاتر اسـت از ایـن است که شما فکر می کنید ناراحتی ندارد مادرش بـه او می گوید: حسن جان، عجب لباس های قشنگی، این بار خریده ای ؟
با خنده به مادرش می گوید شما که به فكر من نیستید خودم می خواهم به فکر خودم باشم و خودم را د اماد کنم .
و بعد از مدتی که مرخصی اش تمام شد به خانه همه ی اقوام رفته و از همه آنها خداحافظی می نماید .
از پدر و مادر و خواهران و برادران با چه حال خوشی استقبال نموده و خداحافظی می نماید، برای خدمت عازم منطقه می شود و بعد از مدتی برای ما باز هم از همان نا مه های محبت آمیز می آمد و این نامه ها برای ما یادگاری بود و از آنها پند می گرفتیم، مدتی گذشت که از تهران برای فرومد تلفنی زده بودند که حسن، پاره جگرم، شهید شده است و به من اطلاع دادند، وقتی به شاهرود رفتیم که پیکر شهید حسن را تحویل بگیریم دیدم وصیت نامه ای به دایی ایشان که در شاهرود بود داده وصیت نامه را برای ما خواندند و در این وصیت نامه کوهی از گفتار یک شهید ذکر شده بود .
ما هم طبق وصیت نامه عمل کردیم، او را به فرومد بردیم و تمام مردم فرومد در آن روز از پیکر شهید استقبال کردند و از قرای مجاور هم عده کث یری برای تشیع جنازه شهید حسن اسکندری آمده و مراسم باشکوهی را به جای آوردند و پیکر شهید حسن اسکندری را در بهشت شهدای فرومد دفن کردند .
روحش شاد و یادش گرامی باد
وصیت نامه :
بسم الله الرحمن الرحیم
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون؛ مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند نه بلکه زنده اند و در نزد خدا روزی می خورند.( سوره آل عمران / آیه 169) و نگوئید که ناکام از دنیا رفت، چون هیچ کامی شیرین تر از شهادت نیست .
وصیت نامه شهید حسن اسکندری از فرومد شاهرود
این جانب دست و بازوی شما رزمندگان را که همانا دست خدا بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار می کنم امام خمینی با درود بر خمینی ب ت شکن و با سلام بر رزمندگان اسلام چند کلمه ای به عنوان وصیت می نویسم،
سلام گرمی به پدر و مادر گرامیم، و برادران عزیزم و خواهران عزیزم عرض می کنم، پدرو مادر عزیزم، نمی دانم چگونه زحمات شما را جبران کنم، من به جبهه آمدم تا دینم را به اسلام عزیز ادا کنم، پدر و مادر عزیز، مبادا در شهادت من بگریید و بگویید که ناکام از دنیا رفت، چون هیچ کامی شیرین تر از شهادت نیست .
خواهران و برادران عزیزم، شرمسار و خجلم از این که نتوانستم برای شما کار مفیدی انجام دهم، برادرانم، همیشه در دنیا آزاد مرد باشید، خواهرانم، شما هم موظفید همانند زینب، پیام شهیدان را به گوش جهانیان برسانید، خدایا مرا ببخش، از گناهان من در گذر، تو کریم و رحیم هستی، پیامم به آنان که بر ضد اسلا م برخاسته اند این است که هر چه زودتر به آغوش اسلام باز گردند، در برابر خدا و شهیدان مسئولید .
پیامم به ملت این است که همیشه در صحنه باشند و راه سعادت بخش حسین بن علی (ع) را ادامه دهند و زینب وار زندگی کنند، من با امام خمینی میثاق بسته ام و به او وفادارم، زیرا که او به اسلام وفادار است و اگر چندین بار مرا بکشند دست از او نخواهم کشید . اگر من شهید شدم تابوت مرا در خانه مان ببرید تا برادرانم و خواهرانم ببوسند و بعد به بهشت شهید فرومد ببرید . انا لله و انا الیه راجعون حسن اسکندری از فرومد[۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش