Ghanbari97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «کد شهید: 6502770 تاریخ تولد : 1339/08/12 نام : علیاکبر محل تولد : مشهد نام خانوادگی : ا...» ایجاد کرد) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) (←زندگی نامه) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : جانشین گردان | نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : جانشین گردان | ||
گلزار : حرم مطهر امام رضا علیهالسلام | گلزار : حرم مطهر امام رضا علیهالسلام | ||
| − | زندگی نامه | + | |
| + | ==زندگی نامه== | ||
| + | |||
فرمانده گروهان یکم از گردان یدالله لشکر5نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) | فرمانده گروهان یکم از گردان یدالله لشکر5نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی) | ||
| سطر ۳۴: | سطر ۳۶: | ||
اوایل سال 1365 ( که پدرش نیز در جبهه بود ) از دانشکده به جبهه شتافت. ابتدا سمت فرماندهی گردان به او پیشنهاد شد، اما به علت تواضع شدید نپذیرفت و فرماندهی یک گروهان از گردان یدالله را انتخاب کرد. | اوایل سال 1365 ( که پدرش نیز در جبهه بود ) از دانشکده به جبهه شتافت. ابتدا سمت فرماندهی گردان به او پیشنهاد شد، اما به علت تواضع شدید نپذیرفت و فرماندهی یک گروهان از گردان یدالله را انتخاب کرد. | ||
| − | در عملیات والفجر هشت در منطقه فاو و در عملیات کربلای یک در منطقه مهران شرکت داشت و در لشکر پنج نصر خراسان انجام وظیفه می کرد. و پس از این که دشمن به غرب کشور حمله کرد، به ایلام منتقل شد. علی اکبر اصغری در تاریخ 31/2/1365 ، مصادف با 12 ماه رمضان 1405 هـ . ق ، بر اثر اصابت خمپاره به ناحیه ی سر، در منطقه کله قندی مهران به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در تاریخ 8/3/1365 ، مصادف با نوزدهم ماه مبارک رمضان ، در مشهد مقدس با شکوهی خاص تشییع و در کنار مرقد ثامن الحجج , علی بن موسی الرضا (ع) به خاک سپرده شد. | + | در عملیات والفجر هشت در منطقه فاو و در عملیات کربلای یک در منطقه مهران شرکت داشت و در لشکر پنج نصر خراسان انجام وظیفه می کرد. و پس از این که دشمن به غرب کشور حمله کرد، به ایلام منتقل شد. علی اکبر اصغری در تاریخ 31/2/1365 ، مصادف با 12 ماه رمضان 1405 هـ . ق ، بر اثر اصابت خمپاره به ناحیه ی سر، در منطقه کله قندی مهران به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در تاریخ 8/3/1365 ، مصادف با نوزدهم ماه مبارک رمضان ، در مشهد مقدس با شکوهی خاص تشییع و در کنار مرقد ثامن الحجج , علی بن موسی الرضا (ع) به خاک سپرده شد.<ref> "فرهنگنامه جاودانه های تاریخ(زندگینامه فرماندهان شهیداستان خراسان)"نوشته ی سید سعید موسوی,نشر شاهد,تهران-1385</ref> <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=2408 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۴
کد شهید: 6502770 تاریخ تولد : 1339/08/12 نام : علیاکبر محل تولد : مشهد نام خانوادگی : اصغری تاریخ شهادت : 1365/02/31 نام پدر : قنبر مکان شهادت : مهران
تحصیلات : کارشناسی منطقه شهادت : غرب کشور شغل : پاسدار انقلاب اسلامی یگان خدمتی : لشکر 5 نصر گروه مربوط : فرماندهان شهید خراسان نوع عضویت : فرمانده هان رده دو مسئولیت : جانشین گردان گلزار : حرم مطهر امام رضا علیهالسلام
زندگی نامه
فرمانده گروهان یکم از گردان یدالله لشکر5نصر(سپاه پاسداران انقلاب اسلامی)
او اولین و تنها فرزند خانواده اصغری روز جمعه 12/9/1339 در روستای کوشک مهدی دیده به جهان گشود. پس از تولد به همراه خانواده به مشهد مهاجرت کرد.
دوران ابتدایی را در دبستان علم و دوران راهنمایی را در مدرسه ابومسلم گذراند. تحصیلات متوسطه را در سال 1353 در دبیرستان ابن یمین آغاز نمود و پس از یک سال به دبیرستان فردوسی رفت و از جمله شاگردان ممتاز آن جا به شمار می رفت. در اوقات فراغت به یادگیری زبان انگلیسی همت گماشت و 9 ترم را در «موسسه آموزش زبان ایران و آمریکا» گذراند.
تابستان ها به کلاس قرآن می رفت. و از مطالعه کتب مذهبی و علمی غافل نمی شد، به خصوص کتب استاد مطهری و شهید هاشمی نژاد. پای منبر آقای کافی می نشست و به امام و روحانیت علاقه ای وافری داشت. زمان شکل گیری انقلاب و در جریان تظاهرات و راهپیمایی ها به فعالیت های مختلفی از جمله: جمع آوری اطلاعات و اخبار می پرداخت و در خنثی کردن توطئه های رژیم فعالانه شرکت داشت. در سال 1358 بعد از اخذ دیپلم، مدتی آموزش یار نهضت سوادآموزی بود و بیش از 5 ماه هم در کمیته مبارزه با قاچاق مواد مخدر، احتکار و افراد ضد انقلاب و منافقین فعالیت داشت.
در اواخر دوران سربازی و در روز عید غدیر سال 1361، در 22 سالگی با خانم فروزان زینال زاده ازدواج کرد. در مدت چهار سال زندگی مشترک صاحب دو فرزند دختر به نام فاطمه (متولد 10/5/1362) و محدثه (متولد 1/1/1365) شد.
بعد از خدمت سربازی فعالیت های شبانه داشتند و بین 12 مسجد اسلحه توزیع می کردند. همچنین در رابطه با برنامه های منافقین چند بار به خانه های تیمی حمله کردند و بارها در معرض خطر قرار گرفتند. در سال 1360 منافقین، قصد ترور ایشان را داشتند اما موفق نشدند. در همین ایام بود که به صورت مرتب در کلاس های شهید عبدالکریم هاشمی نژاد شرکت می کردند و فیض می بردند.
با اتمام دوران سربازی، به سپاه پاسداران پیوست. پس از گذشت دوازده روز از پایان دوران سربازی، در اواخر سال 1361 , هنگامی که همسرش باردار بود به جبهه رفت و حدود 4 ماه در منطقه عملیاتی نقده ی کردستان به سر برد. پس از این که از جبهه آمد، به عنوان پاسدار رسمی استخدام شد. در دوران دفاع مقدس در پشت جبهه، در سپاه خدمت می کرد. در جبهه معاون گردان بود و با قبول نکردن فرماندهی، کارهای پشتیبانی را انجام می داد.
در سال 1363 به دلیل قبولی در آزمون دانشکده تربیت مربی سپاه قم ( که با رتبه خوبی قبول شد، به اتفاق همسر و فرزندش به قم مهاجرت کرد. در دانشکده نیز ذکاوت و لیاقت خویش را در رفتار و کردار و دروس دانشکده به اثبات رساند. در این دوران اغلب مطالعه می کرد و در حرم حضرت معصومه (س) به مباحثه می پرداخت.
در تیرماه سال 1364، مدت سه ماه در منطقه عملیاتی مهاباد بسر برد و پس از بازگشت باز هم به درس مشغول شد. از مطالعه و تحصیل خسته نمی شد و با شوق و اشتیاق به آن می پرداخت. به بیت المال بسیار حساس بود. از نوشتن حتی یک خط با قلم بیت المال در جهت امور شخصی خودداری می کرد.
در کانون تربیت زندانیان فعالیت ارشادی داشت و همواره به هدایت و ارشاد دیگران می پرداخت. مدتی هم مسئولیت بسیج مسجد امام هادی (ع) را عهده دار بود. خانم صدیقه رضا زاده ،مادر شهید در مورد رفتار و سجایای فرزند شهیدش می گوید: «تمام هم و غمش آرامش مملکت بود و دوست داشت از لحاظ علمی به دکتر بهشتی برسد. بزرگ ترین آرزویش این بود که امام زنده باشد، کشور مشکلی نداشته باشد و دست منافقین بریده شود.»
توصیه ایشان به ما همواره این بود که رسالت شما در پشت جبهه سنگین تر است، مبادا از دوری من دلتنگ شوید. حجاب خود را رعایت کنید ، که حجاب شما مانند گلوله ای است که به قلب دشمن می رود. مبادا نفس بر شما غلبه کند.
اوایل سال 1365 ( که پدرش نیز در جبهه بود ) از دانشکده به جبهه شتافت. ابتدا سمت فرماندهی گردان به او پیشنهاد شد، اما به علت تواضع شدید نپذیرفت و فرماندهی یک گروهان از گردان یدالله را انتخاب کرد.
در عملیات والفجر هشت در منطقه فاو و در عملیات کربلای یک در منطقه مهران شرکت داشت و در لشکر پنج نصر خراسان انجام وظیفه می کرد. و پس از این که دشمن به غرب کشور حمله کرد، به ایلام منتقل شد. علی اکبر اصغری در تاریخ 31/2/1365 ، مصادف با 12 ماه رمضان 1405 هـ . ق ، بر اثر اصابت خمپاره به ناحیه ی سر، در منطقه کله قندی مهران به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در تاریخ 8/3/1365 ، مصادف با نوزدهم ماه مبارک رمضان ، در مشهد مقدس با شکوهی خاص تشییع و در کنار مرقد ثامن الحجج , علی بن موسی الرضا (ع) به خاک سپرده شد.[۱] [۲]
پانویس
- ↑ "فرهنگنامه جاودانه های تاریخ(زندگینامه فرماندهان شهیداستان خراسان)"نوشته ی سید سعید موسوی,نشر شاهد,تهران-1385
- ↑ سایت یاران رضا