Jafarpor97 (بحث | مشارکتها) جز (Jafarpor97 صفحهٔ شهید کاکاجان اله یارفرد را به شهید کاکاجان الله یارفرد منتقل کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| + | بسمه تعالی | ||
| + | |||
شهید کاکاجان اله یارفرد | شهید کاکاجان اله یارفرد | ||
| + | |||
تاریخ تولد :1347/05/09 | تاریخ تولد :1347/05/09 | ||
| + | |||
تاریخ شهادت : 1367/02/10 | تاریخ شهادت : 1367/02/10 | ||
| − | == | + | ==زندگی نامه== |
| − | + | ||
| + | |||
شهید کاکاجان الله یارفرد، در تاریخ، 1347/05/09 در یک خانواده مذهبی و متدین و روستایی به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی خود را در روستای ولی عصر گذراند و بعد از آن وارد مرحله راهنمایی شد، اما موقعیت زندگی و شور و هوای خدمت در جبهه ها، و دفاع از اسلام و قرآن و ناموس خود، اجازه ادامه درس را به او نداد، این نوجوان خدایی، که همیشه شور و هوای شهادت در سر می پروراند، درس را رها کرده و به خاطر وضعیت مالی، و در کنار پدر، جهت کمک به آن، برای اداره امور زندگی، شروع به کار کشاورزی نمود و مدتی بعد با اراده قوی و همت والای خویش با ساخت مغازه، شغل تعویض روغنی را برای خود انتخاب نمود. | شهید کاکاجان الله یارفرد، در تاریخ، 1347/05/09 در یک خانواده مذهبی و متدین و روستایی به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی خود را در روستای ولی عصر گذراند و بعد از آن وارد مرحله راهنمایی شد، اما موقعیت زندگی و شور و هوای خدمت در جبهه ها، و دفاع از اسلام و قرآن و ناموس خود، اجازه ادامه درس را به او نداد، این نوجوان خدایی، که همیشه شور و هوای شهادت در سر می پروراند، درس را رها کرده و به خاطر وضعیت مالی، و در کنار پدر، جهت کمک به آن، برای اداره امور زندگی، شروع به کار کشاورزی نمود و مدتی بعد با اراده قوی و همت والای خویش با ساخت مغازه، شغل تعویض روغنی را برای خود انتخاب نمود. | ||
| + | |||
اما بعد از مدتی به خاطر تبلیغاتی که در مورد جنگ از رادیو و تلویزیون پخش شد، با جان و دل خریدار فرمان امام امت بود که فرمودند: جوانان باید در جبهه های جنگ حاضر باشند، و آن پیام را لبیک گفته و در سن 14 سالگی طی 3 الی 4 بار، به صورت بسیجی بدون این که آموزش ببیند، رهسپار جبهه شد. | اما بعد از مدتی به خاطر تبلیغاتی که در مورد جنگ از رادیو و تلویزیون پخش شد، با جان و دل خریدار فرمان امام امت بود که فرمودند: جوانان باید در جبهه های جنگ حاضر باشند، و آن پیام را لبیک گفته و در سن 14 سالگی طی 3 الی 4 بار، به صورت بسیجی بدون این که آموزش ببیند، رهسپار جبهه شد. | ||
در طول مبارزه، هر بار که مجروح یا شیمیایی می شد و برای استراحت به خانه می آمد، بعد از چند روز استراحت و بهبود یافتن، به خاطر روحیه ایثارگری و از خودگذشتگی دوباره به جبهه بر می گشت، در سن 18 سالگی، نوبت به سربازی او می رسد، شور شهادت و لقای پروردگار در سرش پرورانده می شد و مانند خون در رگ هایش جاری بود، حوصله ماندن در خانه را نداشت، زمان خدمت كه فرا رسید دل ار دنیا و مادیات بریده، و زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داد و رهسپار خدمت شد. | در طول مبارزه، هر بار که مجروح یا شیمیایی می شد و برای استراحت به خانه می آمد، بعد از چند روز استراحت و بهبود یافتن، به خاطر روحیه ایثارگری و از خودگذشتگی دوباره به جبهه بر می گشت، در سن 18 سالگی، نوبت به سربازی او می رسد، شور شهادت و لقای پروردگار در سرش پرورانده می شد و مانند خون در رگ هایش جاری بود، حوصله ماندن در خانه را نداشت، زمان خدمت كه فرا رسید دل ار دنیا و مادیات بریده، و زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داد و رهسپار خدمت شد. | ||
| + | |||
برای آموزش به کرمان فرستاده، و بعد از دوره ی آموزشی، به خاطر نقش فعال و سازنده اش در جبهه و خدمت رسانی به رزمندگان و دفاع از اسلام، قرآن و ناموس خود و لبیك به فرمان امام و پیام شهدا، با تمام وجود، هستی و نیت الهی، پا به میدان نبرد و عرصه جنگ با دشمنان می نهد و خدمتش این بار یک ماه بیشتر طول نمی کشد، در سال 1367 با ریختن خون خود و ایثار جان خویش، قدرت ایمان و اراده الهی خود را ثابت نمود و شربت شیرین شهادت نوشید و به دیدار پروردگار خویش شتافت و به همان آرزوی دیرین و همیشگی خود که در پی طلب آن بود رسید. | برای آموزش به کرمان فرستاده، و بعد از دوره ی آموزشی، به خاطر نقش فعال و سازنده اش در جبهه و خدمت رسانی به رزمندگان و دفاع از اسلام، قرآن و ناموس خود و لبیك به فرمان امام و پیام شهدا، با تمام وجود، هستی و نیت الهی، پا به میدان نبرد و عرصه جنگ با دشمنان می نهد و خدمتش این بار یک ماه بیشتر طول نمی کشد، در سال 1367 با ریختن خون خود و ایثار جان خویش، قدرت ایمان و اراده الهی خود را ثابت نمود و شربت شیرین شهادت نوشید و به دیدار پروردگار خویش شتافت و به همان آرزوی دیرین و همیشگی خود که در پی طلب آن بود رسید. | ||
در سال 1367، در شهر کوار، توسط بنیاد محترم شهید کوار، تشییع، و در گلزار شهدای ولی عصر شهر کوار، در جایی که قبل از شهادت برای خود معین کرده بود به خاک سپرده شد. | در سال 1367، در شهر کوار، توسط بنیاد محترم شهید کوار، تشییع، و در گلزار شهدای ولی عصر شهر کوار، در جایی که قبل از شهادت برای خود معین کرده بود به خاک سپرده شد. | ||
| − | + | <ref>سایت شهدای ارتش</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۵ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۱
بسمه تعالی
شهید کاکاجان اله یارفرد
تاریخ تولد :1347/05/09
تاریخ شهادت : 1367/02/10
زندگی نامه
شهید کاکاجان الله یارفرد، در تاریخ، 1347/05/09 در یک خانواده مذهبی و متدین و روستایی به دنیا آمد، تحصیلات ابتدایی خود را در روستای ولی عصر گذراند و بعد از آن وارد مرحله راهنمایی شد، اما موقعیت زندگی و شور و هوای خدمت در جبهه ها، و دفاع از اسلام و قرآن و ناموس خود، اجازه ادامه درس را به او نداد، این نوجوان خدایی، که همیشه شور و هوای شهادت در سر می پروراند، درس را رها کرده و به خاطر وضعیت مالی، و در کنار پدر، جهت کمک به آن، برای اداره امور زندگی، شروع به کار کشاورزی نمود و مدتی بعد با اراده قوی و همت والای خویش با ساخت مغازه، شغل تعویض روغنی را برای خود انتخاب نمود.
اما بعد از مدتی به خاطر تبلیغاتی که در مورد جنگ از رادیو و تلویزیون پخش شد، با جان و دل خریدار فرمان امام امت بود که فرمودند: جوانان باید در جبهه های جنگ حاضر باشند، و آن پیام را لبیک گفته و در سن 14 سالگی طی 3 الی 4 بار، به صورت بسیجی بدون این که آموزش ببیند، رهسپار جبهه شد. در طول مبارزه، هر بار که مجروح یا شیمیایی می شد و برای استراحت به خانه می آمد، بعد از چند روز استراحت و بهبود یافتن، به خاطر روحیه ایثارگری و از خودگذشتگی دوباره به جبهه بر می گشت، در سن 18 سالگی، نوبت به سربازی او می رسد، شور شهادت و لقای پروردگار در سرش پرورانده می شد و مانند خون در رگ هایش جاری بود، حوصله ماندن در خانه را نداشت، زمان خدمت كه فرا رسید دل ار دنیا و مادیات بریده، و زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح داد و رهسپار خدمت شد.
برای آموزش به کرمان فرستاده، و بعد از دوره ی آموزشی، به خاطر نقش فعال و سازنده اش در جبهه و خدمت رسانی به رزمندگان و دفاع از اسلام، قرآن و ناموس خود و لبیك به فرمان امام و پیام شهدا، با تمام وجود، هستی و نیت الهی، پا به میدان نبرد و عرصه جنگ با دشمنان می نهد و خدمتش این بار یک ماه بیشتر طول نمی کشد، در سال 1367 با ریختن خون خود و ایثار جان خویش، قدرت ایمان و اراده الهی خود را ثابت نمود و شربت شیرین شهادت نوشید و به دیدار پروردگار خویش شتافت و به همان آرزوی دیرین و همیشگی خود که در پی طلب آن بود رسید. در سال 1367، در شهر کوار، توسط بنیاد محترم شهید کوار، تشییع، و در گلزار شهدای ولی عصر شهر کوار، در جایی که قبل از شهادت برای خود معین کرده بود به خاک سپرده شد. [۱]
پانویس
- ↑ سایت شهدای ارتش