شهیدبهرام شتایی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید بهرام شتابی 1340/02/01 تاریخ تولد : 1361/01/02 تاریخ شهادت : محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد)
 
(وصیت نامه)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
  
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
  
  
سطر ۲۲: سطر ۲۲:
  
  
وصیت نامه
+
==وصیت نامه==
  
  
 
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
 
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
  
آری همینطور که قرآن می فرماید گمان نکنید که کسانی که در راه خدا کشته گردیده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی دارند.
+
آری همینطور که قرآن می فرماید گمان نکنید که کسانی که در راه خدا کشته گردیده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی دارند.
  
پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم شاید روزی که این کاغذ بدست شما میرسد من دیگر نباشم از نبودن من نگران نباشید بلکه این بود آرزوی من شهادت. شهادتی که تولدی است به زندگی ابدی و چه لذتی دارد انسان در جنگ به دیدار خدا برود. چند کلمه با پدرم: از این که برای من زیاد زحمت کشیده ای امیدوارم مرا ببخشید از این که نیستم جبران زحمتهای شما را بکنم و امید است که در مرگ من ناراحت نباشید و لباس سیاه بر تن نکنید. پدرجان از آنجا که با روحیه خداشناس شما با اطلاع هستم از شما میخواهم که همه را نصیحت کنید مخصوصاً مادرم و خواهرانم و الآن که پدر شهیدی شدید خدا را شکر کن و سعادت می خواهد آن خانواده ای که صاحب شهید باشد و دوست دارم با روحیه خوب با مردم سخن بگوئید و با لبی خندان بگوئید که آرزو داشتم پسرم در راه خدا که هر چیز داریم از اوست جهاد کند و شهید بشود. و تو ای مادر که برایم زحمت بسیار کشیدید از این که نیستم به شما کمک کنم پوزش می طلبم و از خدا می خواهم که اجرت را بدهد و امید دارم که زینب وار به زندگی خود ادامه دهید و همچون مادرانی باشید که در جنگ چند فرزند از دست داده اند آنهم فقط برای خدا صبر می کنند و شما هم برای خدا صبر کنید امید است که شما هم جزئی از آنها باشی و سیاه نپوشی و اسلحه من را به برادرانم بدهید تا در راه خدا جهاد کنند. و چند کلمه با برادرانم و خواهرانم: سعی کنید در زندگی هر کاری می کنید به فکر خدا و اسلام باشید و پیرو ولایت فقیه باشید و همیشه بخاطر رضای خدا کار کنید و همیشه در کارها به پدر و مادر کمک کنید که کارهایتان بدون رضایت آنها ارزشی ندارد. و چند کلمه با قوم و خویشان و ملت شهید پرور ایران:از شما می خواهم که امام امت خمینی بت شکن را مبادا تنها بگذارید و پشتیبان روحانیت پیرو ولایت فقیه باشید. آنها بودند که ما را از سقوط نجات دادند و اسلام بازگرداندند. برادران اگر از خانه شیراز به من چیزی رسید هر چقدر هست آن را به حساب امام امت بریزید و بقیه چیزها اختیار به پدرم است. کتابهایم را به مسجد بدهید. حب الدنیا راس کل خطیئته، دوستی دنیا راس همه خطاهاست.
+
پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم شاید روزی که این کاغذ بدست شما میرسد من دیگر نباشم از نبودن من نگران نباشید بلکه این بود آرزوی من شهادت. شهادتی که تولدی است به زندگی ابدی و چه لذتی دارد انسان در جنگ به دیدار خدا برود. چند کلمه با پدرم: از این که برای من زیاد زحمت کشیده ای امیدوارم مرا ببخشید از این که نیستم جبران زحمتهای شما را بکنم و امید است که در مرگ من ناراحت نباشید و لباس سیاه بر تن نکنید. پدرجان از آنجا که با روحیه خداشناس شما با اطلاع هستم از شما میخواهم که همه را نصیحت کنید مخصوصاً مادرم و خواهرانم و الآن که پدر شهیدی شدید خدا را شکر کن و سعادت می خواهد آن خانواده ای که صاحب شهید باشد و دوست دارم با روحیه خوب با مردم سخن بگوئید و با لبی خندان بگوئید که آرزو داشتم پسرم در راه خدا که هر چیز داریم از اوست جهاد کند و شهید بشود. و تو ای مادر که برایم زحمت بسیار کشیدید از این که نیستم به شما کمک کنم پوزش می طلبم و از خدا می خواهم که اجرت را بدهد و امید دارم که زینب وار به زندگی خود ادامه دهید و همچون مادرانی باشید که در جنگ چند فرزند از دست داده اند آنهم فقط برای خدا صبر می کنند و شما هم برای خدا صبر کنید امید است که شما هم جزئی از آنها باشی و سیاه نپوشی و اسلحه من را به برادرانم بدهید تا در راه خدا جهاد کنند. و چند کلمه با برادرانم و خواهرانم: سعی کنید در زندگی هر کاری می کنید به فکر خدا و اسلام باشید و پیرو ولایت فقیه باشید و همیشه بخاطر رضای خدا کار کنید و همیشه در کارها به پدر و مادر کمک کنید که کارهایتان بدون رضایت آنها ارزشی ندارد. و چند کلمه با قوم و خویشان و ملت شهید پرور ایران:از شما می خواهم که امام امت خمینی بت شکن را مبادا تنها بگذارید و پشتیبان روحانیت پیرو ولایت فقیه باشید. آنها بودند که ما را از سقوط نجات دادند و اسلام بازگرداندند. برادران اگر از خانه شیراز به من چیزی رسید هر چقدر هست آن را به حساب امام امت بریزید و بقیه چیزها اختیار به پدرم است. کتابهایم را به مسجد بدهید. حب الدنیا راس کل خطیئته، دوستی دنیا راس همه خطاهاست.1<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15385 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
 +
==پانویس==
  
 
+
<references />
 
+
شهید بهرام شتابی
+
 
+
 
+
 
+
 
+
منبع
+
 
+
سایت شهدای ارتش
+
 
+
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15385
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۰۲

شهید بهرام شتابی


1340/02/01 تاریخ تولد : 1361/01/02 تاریخ شهادت :

محل شهادت : نامشخص محل ارامگاه : فارس - بوانات – فنجان


rId4


زندگی نامه

با درود فراوان بر امام امت و ملت شهید پرور ایران و درود بر رزمندگان اسلام و به امید موفقیت برای شما برادران تلاشگر بنیاد شهید چند کلمه ای از زندگی نامه شهید بهرام شتابی توضیح می دهم این شهید در سال 1340 در روستای فنجان دیده به جهان گشود. بعد از اینکه دوره ی کودکی آن به اتمام رسید مشغول خواندن درس شد و به علت کم بودن معلم در این ده پیش از چهار سال نتوانست درس بخواند و بعد به علت نبودن امکانات عازم شیراز شد و به کار خیاطی ادامه داد و در راه پیمایی ها شرکت می کرد و فعالیت چندانی داشت تا او را برای خدمت مقدس سربازی فرا خواندند شهید شتابی دوره ی آموزشی خود را که حدود سه ماه بود در کرمان گذراند و از فنون جنگی آشنا شد و بعد از آموزشی به اهواز لشکر 92 زرهی بعد از آن تیپ 2 این لشکر که در دزفول است عزام شدند و بعد از دو هفته که در پادگان ماند عازم جبهه های حق علیه باطل شد و در حمله سوسنگرد شرکت کردند و بعد از آن به ابوهویزه رفتند و حدود چهار برج هم در این جبهه مشغول دفاع از کشور اسلامی شدند و در عملیاتهای دیگر هم در کنار برادرانشان با کفر جهانی می جنگید در ضمن شهید شتابی علاقه زیادی به کتابه های اسلامی داشت و بیشتر کتابهای شهید مطهری را مورد مطالع (مطالعه) قرار می داد تا اینکه 18 ماه خدمت تمام شد و دوره ی احتیاط شش ماه بود شروع شد و حدود بیست ماه در جبهه های حق مشغول خدمت بود که عملیات بزرگ فتح المبین آغاز شد و با شروع این حمله چونکه آن شهید ایمانی قوی و عزمی راسخ داشت و عاشق شهادت در راه الله بود داوطلبانه در این حمله شرکت کرد و تعداد زیادی از مزدوران را با آرپی جی 7 به هلاکت رساند و پیرزهای (پیروزیهای) بزرگی برای این ملت به ارمغان آوردند خلاصه دراین مدت بود که دشمن برای تلافی مزبوهانه ( مذبوحانه ) دست به حمله زده بود و در این حمله شهید بهرام شتابی به فیض شهادت که آرزویش بود رسید و بعد از دو روز که پیکرش در خط مقدم در گرمای خوزستان بود دو نفر از دوستانش که خیلی با او صمیمی بودند در شبانگاه بایسته خبر رفتند جلو و او را به پشت جبهه منتقل دادند .


وصیت نامه

ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

آری همینطور که قرآن می فرماید گمان نکنید که کسانی که در راه خدا کشته گردیده اند مرده اند بلکه زنده اند و در نزد خدای خود روزی دارند.

پدر و مادرم و برادرانم و خواهرانم شاید روزی که این کاغذ بدست شما میرسد من دیگر نباشم از نبودن من نگران نباشید بلکه این بود آرزوی من شهادت. شهادتی که تولدی است به زندگی ابدی و چه لذتی دارد انسان در جنگ به دیدار خدا برود. چند کلمه با پدرم: از این که برای من زیاد زحمت کشیده ای امیدوارم مرا ببخشید از این که نیستم جبران زحمتهای شما را بکنم و امید است که در مرگ من ناراحت نباشید و لباس سیاه بر تن نکنید. پدرجان از آنجا که با روحیه خداشناس شما با اطلاع هستم از شما میخواهم که همه را نصیحت کنید مخصوصاً مادرم و خواهرانم و الآن که پدر شهیدی شدید خدا را شکر کن و سعادت می خواهد آن خانواده ای که صاحب شهید باشد و دوست دارم با روحیه خوب با مردم سخن بگوئید و با لبی خندان بگوئید که آرزو داشتم پسرم در راه خدا که هر چیز داریم از اوست جهاد کند و شهید بشود. و تو ای مادر که برایم زحمت بسیار کشیدید از این که نیستم به شما کمک کنم پوزش می طلبم و از خدا می خواهم که اجرت را بدهد و امید دارم که زینب وار به زندگی خود ادامه دهید و همچون مادرانی باشید که در جنگ چند فرزند از دست داده اند آنهم فقط برای خدا صبر می کنند و شما هم برای خدا صبر کنید امید است که شما هم جزئی از آنها باشی و سیاه نپوشی و اسلحه من را به برادرانم بدهید تا در راه خدا جهاد کنند. و چند کلمه با برادرانم و خواهرانم: سعی کنید در زندگی هر کاری می کنید به فکر خدا و اسلام باشید و پیرو ولایت فقیه باشید و همیشه بخاطر رضای خدا کار کنید و همیشه در کارها به پدر و مادر کمک کنید که کارهایتان بدون رضایت آنها ارزشی ندارد. و چند کلمه با قوم و خویشان و ملت شهید پرور ایران:از شما می خواهم که امام امت خمینی بت شکن را مبادا تنها بگذارید و پشتیبان روحانیت پیرو ولایت فقیه باشید. آنها بودند که ما را از سقوط نجات دادند و اسلام بازگرداندند. برادران اگر از خانه شیراز به من چیزی رسید هر چقدر هست آن را به حساب امام امت بریزید و بقیه چیزها اختیار به پدرم است. کتابهایم را به مسجد بدهید. حب الدنیا راس کل خطیئته، دوستی دنیا راس همه خطاهاست.1[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۶ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۰۲