شهید نادر میشانی فرد: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
 
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
 
عمليات: كربلای 4
 
عمليات: كربلای 4
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
 +
 
 
در سال 1340 در [[آبادان]] به دنيا آمد. از همان ابتدا و در دوران كودكی با تشويق پدر و مادر شروع به خواندن [[نماز]] كرد. در دوران نوجوانی همگی متوجه شدند او با ساير جوانان متفاوت و دارای گرايشهای مذهبی زيادی است.
 
در سال 1340 در [[آبادان]] به دنيا آمد. از همان ابتدا و در دوران كودكی با تشويق پدر و مادر شروع به خواندن [[نماز]] كرد. در دوران نوجوانی همگی متوجه شدند او با ساير جوانان متفاوت و دارای گرايشهای مذهبی زيادی است.
 
تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را با كسب نمره های بالا در آبادان به پايان رسانيد. آخرين سال دبيرستان وی مصادف با [[انقلاب اسلامی]] بود كه در ضمن درس، در جريانات انقلاب هم شركت مؤثری داشت.
 
تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را با كسب نمره های بالا در آبادان به پايان رسانيد. آخرين سال دبيرستان وی مصادف با [[انقلاب اسلامی]] بود كه در ضمن درس، در جريانات انقلاب هم شركت مؤثری داشت.
سطر ۲۸: سطر ۲۹:
  
  
منبع:سایت نویدشاهد
+
<ref>سایت شهدای نوید شاهد</ref>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۸ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۰۸

شهید نادر(محسن) ميشانی فرد

نام پدر: غلامرضا شماره شناسنامه: 1295 صادره :آبادان محل تولد: آبادان تاريخ تولد: 1340 سال ورود به دانشگاه: 1362 رشتة تحصيلی: معارف اسلامی و علوم سياسی تاريخ و محل مفقودالاثر شدن: 4/ 10 / 1365 شلمچه عمليات: كربلای 4

زندگی نامه

در سال 1340 در آبادان به دنيا آمد. از همان ابتدا و در دوران كودكی با تشويق پدر و مادر شروع به خواندن نماز كرد. در دوران نوجوانی همگی متوجه شدند او با ساير جوانان متفاوت و دارای گرايشهای مذهبی زيادی است. تحصيلات ابتدايی و متوسطه خود را با كسب نمره های بالا در آبادان به پايان رسانيد. آخرين سال دبيرستان وی مصادف با انقلاب اسلامی بود كه در ضمن درس، در جريانات انقلاب هم شركت مؤثری داشت. بعد از پايان تحصيلات متوسطه به همراه برادر شهيدش در تمام صحنه های تظاهرات و اعتراضات مربوط به دوران انقلاب شركت ميكرد و در شكل گيری و سازماندهی صفوف تظاهرات نقش به سزايی داشت. مدت زيادی از طرف پايگاه مسجد به همراه برادرش «شهيد خسرو ميشانی » به نگهبانی و حراست از فرودگاه آبادان و نقاط حساس شهر پرداختند. او در جريان انقلاب، تمام اوقات خود را در مساجد به همراه روحانيون وقف پاسداری از شهر و امنيت شهر كرد. پس از پيروزی انقلاب، دوران سربازی خود را در سپاه پاسداران انديمشك سپری كرد و در آنجا به آموزش نظامی عقيدتی مشغول شد كه خود در بالا بردن آگاهی و هدايت جوانان نقش به سزايی داشت. بعد از شروع جنگ تحميلی و تجاوز عراق به خرمشهر و آبادان، بی درنگ عازم آبادان شد و در شكستن حصر آبادان و حراست از زادگاه خويش شركت كرد. مدتی در جاده خرمشهر آبادان مشغول نبرد با مزدوران عراقی شد و تقريباً در تمامی مدت جنگ در جبهه های مختلف حضور داشت و در بسياری از عملياتها مانند آزادسازی خرمشهر شركت كرد و در بعضی از نقاط عملياتی، فرماندهی گروه های بسيج را نيز به عهده گرفت. در سال 1361 تنها برادرش را كه در تمامی دوران جنگ دوشادوش هم قرار داشتند، از دست داد. از آن پس غم فقدان برادر دلير و شهيدش را در ادامه راهش بر دوش كشيد. وی در بحبوحه جنگ و در همان سنگرهای دفاع مقدس احساس كرد كه بايد برای دفاع از اسلام مجهز به سلاح علم و دانش شود. به همين جهت در پشت سنگرها و خاكريزها با زبان روزه خود را برای شركت در آزمون دانشگاه آماده ساخت و موفق شد در رشته «علوم آزمايشگاهی » و نيز در «دانشگاه امام صادق(ع)» قبول شود. به دليل علاقه شديدی كه به رشته معارف اسلامی و علوم سياسی داشت، اين رشته را انتخاب كرد. در مدت تحصيل، خود را ملزم ميدانست كه در تحصيل كمال سعی خود را بنمايد تا بتواند آيند های روشن برای اسلام و انقلاب داشته باشد. در اوايل دوران تحصيل با ازدواج با فردی مذهبی و در خط امام، وارد مرحله جديدی از زندگی خود شد. در سال 1365 به دليل اينكه كاملاً مسلط به زبان عربی و انگليسی بود،ا ز طرف سازمان حج و زيارت به عنوان مبلغ عازم عربستان شد كه در آنجا به پخش اعلاميه های امام خمينی(ره) و هدايت افكار عمومی و بيداری اذهان مردم عربستان به ويژه شيعيان مشغول شد. به دليل فعاليت سياسی وی در عربستان به دست نظاميان سعودی دستگير و بازداشت شد و مدتی در دست آنان زندانی بود تا سرانجام با دلايل روشنی كه خود برايشان بيان كرد، آزاد و به ايران بازگشت. حدود يك ماه پس از بازگشت از مكه ، به دليل اعلام جهاد امام(ره) مبنی بر شركت در جبهه دوباره همراه سپاهيان محمد(ص) با گروهی از دانشجويان مسجد عازم جبهه های حق عليه باطل شد. او حتی حاضر نشد به عنوان مبلغ از طرف دانشگاه امام صادق(ع) به جبهه عازم شود و معتقد بود كه اين بار می خواهد خود سلاح بر دوش بگيرد و با دشمنان اسلام رو در رو مبارزه كند. اين بود كه بعد از گذراندن دوره های غواصی در گروه تخريب گردان قرار گرفت و در «عمليات كربلای4 » به عنوان خط شكن به همراه غواصان ديگر از ناحيه اروندرود گذشت و از آن پس مفقودالاثر شد. از خصوصيات اخلاقی او ميتوان پايبندی وی به احكام الهی را ياد كرد. اين خصوصيت بارز بود كه توانست وی را در تمامی مراحل زندگی موفق گرداند. او همواره اعتقاد داشت در هر شرايط بايد به احكام اسلام و واجبات دين عمل كرد. هميشه می گفت: - اگر انسان فقط بتواند تنها واجبات را انجام دهد و از محرمات بپرهيزد، ميتواند راه های كمال را طی كند. و خود انصافاً به تمامی آنها عمل می كرد. زمانی كه امام(ره) فرمودند: واجب است كه همه به جبهه ها بروند. با تمامی عشق و علاق های كه به خانواده و درس و زندگی اش داشت، بدون كوچكترين درنگی به ندای امام(ره) لبيك گفت؛ زيرا معتقد بود عشق به معبود و اطاعت از رهبر الهی و ولی فقيه به تمامی زندگی زودگذر انسان ارجحيت دارد و عمل به تكليف شرعی را مهمترين اصل در زندگی خود می دانست. به امام(ره ) عشق می ورزيد و او را تنها ناجی انسانها در اين برهه از زمان می دانست. وی فردی مهربان، دلسوز و متين بود و به قرآن و تلاوت قرآن عشق مي ورزيد. همواره صدای دلنشين و صوت قرآنش شنيده می شد و هميشه همه را به ادای نماز اول وقت توصيه ميكرد و سرانجام توانست با زحمات بی دريغ خود و ياری خداوند در مسير تكاملی و سير الی الله گام های قابل ملاحظه ای بردارد.


[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای نوید شاهد