شهید کیومرث شکرالله: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید کیومرث شکرال ل ه 1333/02/21 تاریخ تولد : 1359/07/09 تاریخ شهادت : محل شهادت : نام...» ایجاد کرد)
 
(زندگی نامه)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
  
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
 
+
 
+
 
شهيد كيومرث شكراله در سال 1333 شهر در تهران ديده به جهان گشود. فرزندان خانواده 3 پسر و یک دختر بودند که کیومرث پسر ارشد بود. پدرش نظامی بود و در شهرهای بجنورد، تبریز و کرمانشاه خدمت می کرد و بواسطه شغل پدرش با ارتش و شغل نظامی آشنا شد.
 
شهيد كيومرث شكراله در سال 1333 شهر در تهران ديده به جهان گشود. فرزندان خانواده 3 پسر و یک دختر بودند که کیومرث پسر ارشد بود. پدرش نظامی بود و در شهرهای بجنورد، تبریز و کرمانشاه خدمت می کرد و بواسطه شغل پدرش با ارتش و شغل نظامی آشنا شد.
 
او از همان دوران كودكي علاقه شديدي به خواندن نماز و ورزش داشت و در بين بستگان زبانزد بود. شهيد شکراله در سال 1354 موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته علوم طبيعي گرديد. در تاریخ 01/07/1355 از طریق شرکت در کنکور ورودی دانشکده به استخدام دانشكده افسري درآمد. شهید شکراله در اوائل انقلاب در کنار سایر دانشجویان به خدمت انقلاب در آمد و پس از بازگشایی دانشکده بعد از انقلاب، جزو افرادی بود که با حضور مداوم و سازنده خود به مقابله با عناصر نفوذی پرداخته و فرماندهان و مسئولین دلسوز دانشکده افسری را به سوی فیضیه شدن دانشکده یاری نمود.
 
او از همان دوران كودكي علاقه شديدي به خواندن نماز و ورزش داشت و در بين بستگان زبانزد بود. شهيد شکراله در سال 1354 موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته علوم طبيعي گرديد. در تاریخ 01/07/1355 از طریق شرکت در کنکور ورودی دانشکده به استخدام دانشكده افسري درآمد. شهید شکراله در اوائل انقلاب در کنار سایر دانشجویان به خدمت انقلاب در آمد و پس از بازگشایی دانشکده بعد از انقلاب، جزو افرادی بود که با حضور مداوم و سازنده خود به مقابله با عناصر نفوذی پرداخته و فرماندهان و مسئولین دلسوز دانشکده افسری را به سوی فیضیه شدن دانشکده یاری نمود.
 
وی در ابتدای حمله ارتش بعث عراق به کشور بی دفاع ایران و شروع جنگ تحمیلی، در اول مهرماه 1359 زماني كه دانشجوي سال سوم بود، علی رغم عدم موافقت فرماندهان با اعزام وی به منطقه، با توجه به احساس مسئولیتی که داشت به صورت داوطلب جزء اولین افرادی بود که به ندای هل من ناصر ینصرنی فرمانده وقت دانشکده افسری، یعنی شهید سید موسی نامجوی لبیک گفته و آماده اعزام به خرمشهر با سایر دانشجویان گردید که همراه با آنها به منظور دفاع از خرمشهر به این شهر رفت تا جزء اولین مدافعان شهر و اولین شهدای جنگ تحمیلی باشد.
 
وی در ابتدای حمله ارتش بعث عراق به کشور بی دفاع ایران و شروع جنگ تحمیلی، در اول مهرماه 1359 زماني كه دانشجوي سال سوم بود، علی رغم عدم موافقت فرماندهان با اعزام وی به منطقه، با توجه به احساس مسئولیتی که داشت به صورت داوطلب جزء اولین افرادی بود که به ندای هل من ناصر ینصرنی فرمانده وقت دانشکده افسری، یعنی شهید سید موسی نامجوی لبیک گفته و آماده اعزام به خرمشهر با سایر دانشجویان گردید که همراه با آنها به منظور دفاع از خرمشهر به این شهر رفت تا جزء اولین مدافعان شهر و اولین شهدای جنگ تحمیلی باشد.
 
دانشجویان دانشکده افسری گروه های 10 نفری از نیروهای مردمی را سازماندهی و هدایت نموده تا به جنگ انبوه و نا برابر نیروهای بعثی بروند، این در حالی بود که نیروهای بعثی با کمک نیروهای ستون پنجم خود از محل و تعداد نیروهای ایرانی اطلاعات کافی داشتند. وی هنگامي که با فرمانده شهیدش فرامرز جوانشیر و یکی از نیروهای بومی آشنا به منطقه با آر پي جي براي مقابله با تانک های مهاجم دشمن و نفوذ به خطوط دشمن، در یک رزم نابرابر، به استقبال تانك ها مي رفت با آتش سنگين توپخانه دشمن روبرو گشته و پس از مبارزه اي قهرمانه در مورخه  09/07/1359 مورد اصابت گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.
 
دانشجویان دانشکده افسری گروه های 10 نفری از نیروهای مردمی را سازماندهی و هدایت نموده تا به جنگ انبوه و نا برابر نیروهای بعثی بروند، این در حالی بود که نیروهای بعثی با کمک نیروهای ستون پنجم خود از محل و تعداد نیروهای ایرانی اطلاعات کافی داشتند. وی هنگامي که با فرمانده شهیدش فرامرز جوانشیر و یکی از نیروهای بومی آشنا به منطقه با آر پي جي براي مقابله با تانک های مهاجم دشمن و نفوذ به خطوط دشمن، در یک رزم نابرابر، به استقبال تانك ها مي رفت با آتش سنگين توپخانه دشمن روبرو گشته و پس از مبارزه اي قهرمانه در مورخه  09/07/1359 مورد اصابت گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد.
وقتی خبر شهادت شهید شکراله به فرمانده گردانش رسید با چشمی اشکبار گفت: او نمونه بارز ایمان و اعتقاد به دین و میهن و مظهر یک سرباز علاقمند به وطن بود، شجاعت و شهامت او از برجسته ترین خصوصیات اخلاقیش بود.
+
وقتی خبر شهادت شهید شکراله به فرمانده گردانش رسید با چشمی اشکبار گفت: او نمونه بارز ایمان و اعتقاد به دین و میهن و مظهر یک سرباز علاقمند به وطن بود، شجاعت و شهامت او از برجسته ترین خصوصیات اخلاقیش بود.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15768 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
  
شهید کیومرث شکرالله
+
==پانویس==
منبع
+
<references />
سایت شهدای ارتش
+
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15768
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۰۳

شهید کیومرث شکرال ل ه


1333/02/21 تاریخ تولد : 1359/07/09 تاریخ شهادت :

محل شهادت : نامشخص محل ارامگاه : تهران - بهشت زهرا


rId4


زندگی نامه

شهيد كيومرث شكراله در سال 1333 شهر در تهران ديده به جهان گشود. فرزندان خانواده 3 پسر و یک دختر بودند که کیومرث پسر ارشد بود. پدرش نظامی بود و در شهرهای بجنورد، تبریز و کرمانشاه خدمت می کرد و بواسطه شغل پدرش با ارتش و شغل نظامی آشنا شد. او از همان دوران كودكي علاقه شديدي به خواندن نماز و ورزش داشت و در بين بستگان زبانزد بود. شهيد شکراله در سال 1354 موفق به اخذ مدرك ديپلم در رشته علوم طبيعي گرديد. در تاریخ 01/07/1355 از طریق شرکت در کنکور ورودی دانشکده به استخدام دانشكده افسري درآمد. شهید شکراله در اوائل انقلاب در کنار سایر دانشجویان به خدمت انقلاب در آمد و پس از بازگشایی دانشکده بعد از انقلاب، جزو افرادی بود که با حضور مداوم و سازنده خود به مقابله با عناصر نفوذی پرداخته و فرماندهان و مسئولین دلسوز دانشکده افسری را به سوی فیضیه شدن دانشکده یاری نمود. وی در ابتدای حمله ارتش بعث عراق به کشور بی دفاع ایران و شروع جنگ تحمیلی، در اول مهرماه 1359 زماني كه دانشجوي سال سوم بود، علی رغم عدم موافقت فرماندهان با اعزام وی به منطقه، با توجه به احساس مسئولیتی که داشت به صورت داوطلب جزء اولین افرادی بود که به ندای هل من ناصر ینصرنی فرمانده وقت دانشکده افسری، یعنی شهید سید موسی نامجوی لبیک گفته و آماده اعزام به خرمشهر با سایر دانشجویان گردید که همراه با آنها به منظور دفاع از خرمشهر به این شهر رفت تا جزء اولین مدافعان شهر و اولین شهدای جنگ تحمیلی باشد. دانشجویان دانشکده افسری گروه های 10 نفری از نیروهای مردمی را سازماندهی و هدایت نموده تا به جنگ انبوه و نا برابر نیروهای بعثی بروند، این در حالی بود که نیروهای بعثی با کمک نیروهای ستون پنجم خود از محل و تعداد نیروهای ایرانی اطلاعات کافی داشتند. وی هنگامي که با فرمانده شهیدش فرامرز جوانشیر و یکی از نیروهای بومی آشنا به منطقه با آر پي جي براي مقابله با تانک های مهاجم دشمن و نفوذ به خطوط دشمن، در یک رزم نابرابر، به استقبال تانك ها مي رفت با آتش سنگين توپخانه دشمن روبرو گشته و پس از مبارزه اي قهرمانه در مورخه 09/07/1359 مورد اصابت گلوله توپ دشمن قرار گرفت و به درجه رفيع شهادت نائل گرديد. وقتی خبر شهادت شهید شکراله به فرمانده گردانش رسید با چشمی اشکبار گفت: او نمونه بارز ایمان و اعتقاد به دین و میهن و مظهر یک سرباز علاقمند به وطن بود، شجاعت و شهامت او از برجسته ترین خصوصیات اخلاقیش بود.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش