شهید هادی ابدالی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
  
 
تاریخ تولد :1345/12/06
 
تاریخ تولد :1345/12/06
 
  
 
تاریخ شهادت : 1365/03/22
 
تاریخ شهادت : 1365/03/22
 
  
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
 
  
 
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
 
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
سطر ۱۷: سطر ۱۴:
  
 
شهید هادي ابدالي، در سال 1345، در تهران، در بیمارستان خیابان مولوی، چشم به جهان گشود؛ وی در خانواده ای متوسط و مذهبی تربیت شد، پدرش مکانیک و مادرش هم خانه دار بود؛ در سن 7 سالگی به دبستان رفت و فردی خونگرم و مهربان بود و همیشه با دوستانش با مهربانی برخورد می کرد.
 
شهید هادي ابدالي، در سال 1345، در تهران، در بیمارستان خیابان مولوی، چشم به جهان گشود؛ وی در خانواده ای متوسط و مذهبی تربیت شد، پدرش مکانیک و مادرش هم خانه دار بود؛ در سن 7 سالگی به دبستان رفت و فردی خونگرم و مهربان بود و همیشه با دوستانش با مهربانی برخورد می کرد.
 
 
 
  
 
در خانه به پدر و مادر خود احترام ويژه اي می گذاشت و در سلام كردن به کوچک و بزرگ همیشه پیشی می گرفت؛ وی روحی بزرگ و استوار داشت، در سال 1357 با شروع انقلاب پیروزمند و عظیم ایران فعال بود و با آن که سن کمی داشت ولی با بچه های هم سن و سال خود براي سنگرسازی در خیابان ها گونی، و دارو براي زخمي ها و برنج براي فقرا جمع آوری می کرد و می گفت: ما باید تا آنجا که می شود بار این انقلاب را به دوش بکشیم تا شاه ظالم و نوکرانش را نابود سازیم.
 
در خانه به پدر و مادر خود احترام ويژه اي می گذاشت و در سلام كردن به کوچک و بزرگ همیشه پیشی می گرفت؛ وی روحی بزرگ و استوار داشت، در سال 1357 با شروع انقلاب پیروزمند و عظیم ایران فعال بود و با آن که سن کمی داشت ولی با بچه های هم سن و سال خود براي سنگرسازی در خیابان ها گونی، و دارو براي زخمي ها و برنج براي فقرا جمع آوری می کرد و می گفت: ما باید تا آنجا که می شود بار این انقلاب را به دوش بکشیم تا شاه ظالم و نوکرانش را نابود سازیم.
 
 
 
 
  
 
بعد از پیروزی انقلاب، و بسیج همگانی، برای جبهه های نبرد حق علیه باطل، در بسیج محمد رسول الله (ص)، در محله خود ثبت نام کرد و در آنجا به خدمت به اسلام و انقلاب پرداخت؛ شب و روز برای کمک به رزمندگان در پشت جبهه فعاليت مي کرد و شب ها تا پاسی از شب با تفنگ بر دوش، به گشت و پاسداری مشغول بود؛ وی اوقات فراغت خود را اغلب با کتاب می گذراند؛ با این که سن کمی داشت و درسش را ادامه نداده بود ولی وقتی با من به گفتگو می پرداخت گويي با یک فرد تحصیل کرده رو به رو بودم و سخنانش همه حاکی از مطالعه زیاد و فهم و شعور وی بود.  
 
بعد از پیروزی انقلاب، و بسیج همگانی، برای جبهه های نبرد حق علیه باطل، در بسیج محمد رسول الله (ص)، در محله خود ثبت نام کرد و در آنجا به خدمت به اسلام و انقلاب پرداخت؛ شب و روز برای کمک به رزمندگان در پشت جبهه فعاليت مي کرد و شب ها تا پاسی از شب با تفنگ بر دوش، به گشت و پاسداری مشغول بود؛ وی اوقات فراغت خود را اغلب با کتاب می گذراند؛ با این که سن کمی داشت و درسش را ادامه نداده بود ولی وقتی با من به گفتگو می پرداخت گويي با یک فرد تحصیل کرده رو به رو بودم و سخنانش همه حاکی از مطالعه زیاد و فهم و شعور وی بود.  
 
 
 
  
 
شهید ابدالي، در قسمتی از نوشته هایش می نویسد من می خواهم در مورد کتاب، به جرات چنین بگویم: کتاب، بهترین رفیق و مونس و همدرد برای انسان است، کتاب خوراک فکر و غذای اندیشه است؛ مطالعه، عقل و ذهن انسان را بارور کرده و به انسان همه چیز را می آموزد؛ چیزهایی که از خواندن کتاب می توان آموخت، از هیچ سخنوری و مرشدی نمی توان یاد گرفت، کتاب سرنوشت فلاسفه و بزرگان جهان را بدون هیچ گونه کم کاستی می آموخت و بدون این که هیچ سختی را تحمل کند می توانست از تجربه دیگران به نحو احسن استفاده کند
 
شهید ابدالي، در قسمتی از نوشته هایش می نویسد من می خواهم در مورد کتاب، به جرات چنین بگویم: کتاب، بهترین رفیق و مونس و همدرد برای انسان است، کتاب خوراک فکر و غذای اندیشه است؛ مطالعه، عقل و ذهن انسان را بارور کرده و به انسان همه چیز را می آموزد؛ چیزهایی که از خواندن کتاب می توان آموخت، از هیچ سخنوری و مرشدی نمی توان یاد گرفت، کتاب سرنوشت فلاسفه و بزرگان جهان را بدون هیچ گونه کم کاستی می آموخت و بدون این که هیچ سختی را تحمل کند می توانست از تجربه دیگران به نحو احسن استفاده کند
  
 +
او در سال 1363 ترک تحصیل کرد و به کار مشغول شد و بعد از مدتی تصمیم گرفت که به خدمت سربازی روانه گردد؛ با رضایت پدر و مادر برای سربازی ثبت نام کرد؛ چند ماه بیشتر نمانده بود که سربازیش را تمام کند که برای نبرد با دشمن بعثی آماده شد و می گفت: باید در این لحظه که دشمن به خاک عزیزمان حمله کرده بجنگیم؛ سرانجام، در تاریخ، 1365/03/22 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در تهران در بهشت زهرا، قطعه 53، ردیف 164 آرام گرفت.
  
 +
<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
  
  
 +
==پانویس==
 +
<references />
  
او در سال 1363 ترک تحصیل کرد و به کار مشغول شد و بعد از مدتی تصمیم گرفت که به خدمت سربازی روانه گردد؛ با رضایت پدر و مادر برای سربازی ثبت نام کرد؛ چند ماه بیشتر نمانده بود که سربازیش را تمام کند که برای نبرد با دشمن بعثی آماده شد و می گفت: باید در این لحظه که دشمن به خاک عزیزمان حمله کرده بجنگیم؛ سرانجام، در تاریخ، 1365/03/22 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در تهران در بهشت زهرا، قطعه 53، ردیف 164 آرام گرفت.
 
  
منبع:سایت شهدای ارتش
 
 
==رده==              {{ترتیب‌پیش‌فرض:هادی_ابدالی}}
 
==رده==              {{ترتیب‌پیش‌فرض:هادی_ابدالی}}
 
[[رده: شهدا]]
 
[[رده: شهدا]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۴

تاریخ تولد :1345/12/06

تاریخ شهادت : 1365/03/22

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


زندگینامه

شهید هادي ابدالي، در سال 1345، در تهران، در بیمارستان خیابان مولوی، چشم به جهان گشود؛ وی در خانواده ای متوسط و مذهبی تربیت شد، پدرش مکانیک و مادرش هم خانه دار بود؛ در سن 7 سالگی به دبستان رفت و فردی خونگرم و مهربان بود و همیشه با دوستانش با مهربانی برخورد می کرد.

در خانه به پدر و مادر خود احترام ويژه اي می گذاشت و در سلام كردن به کوچک و بزرگ همیشه پیشی می گرفت؛ وی روحی بزرگ و استوار داشت، در سال 1357 با شروع انقلاب پیروزمند و عظیم ایران فعال بود و با آن که سن کمی داشت ولی با بچه های هم سن و سال خود براي سنگرسازی در خیابان ها گونی، و دارو براي زخمي ها و برنج براي فقرا جمع آوری می کرد و می گفت: ما باید تا آنجا که می شود بار این انقلاب را به دوش بکشیم تا شاه ظالم و نوکرانش را نابود سازیم.

بعد از پیروزی انقلاب، و بسیج همگانی، برای جبهه های نبرد حق علیه باطل، در بسیج محمد رسول الله (ص)، در محله خود ثبت نام کرد و در آنجا به خدمت به اسلام و انقلاب پرداخت؛ شب و روز برای کمک به رزمندگان در پشت جبهه فعاليت مي کرد و شب ها تا پاسی از شب با تفنگ بر دوش، به گشت و پاسداری مشغول بود؛ وی اوقات فراغت خود را اغلب با کتاب می گذراند؛ با این که سن کمی داشت و درسش را ادامه نداده بود ولی وقتی با من به گفتگو می پرداخت گويي با یک فرد تحصیل کرده رو به رو بودم و سخنانش همه حاکی از مطالعه زیاد و فهم و شعور وی بود.

شهید ابدالي، در قسمتی از نوشته هایش می نویسد من می خواهم در مورد کتاب، به جرات چنین بگویم: کتاب، بهترین رفیق و مونس و همدرد برای انسان است، کتاب خوراک فکر و غذای اندیشه است؛ مطالعه، عقل و ذهن انسان را بارور کرده و به انسان همه چیز را می آموزد؛ چیزهایی که از خواندن کتاب می توان آموخت، از هیچ سخنوری و مرشدی نمی توان یاد گرفت، کتاب سرنوشت فلاسفه و بزرگان جهان را بدون هیچ گونه کم کاستی می آموخت و بدون این که هیچ سختی را تحمل کند می توانست از تجربه دیگران به نحو احسن استفاده کند

او در سال 1363 ترک تحصیل کرد و به کار مشغول شد و بعد از مدتی تصمیم گرفت که به خدمت سربازی روانه گردد؛ با رضایت پدر و مادر برای سربازی ثبت نام کرد؛ چند ماه بیشتر نمانده بود که سربازیش را تمام کند که برای نبرد با دشمن بعثی آماده شد و می گفت: باید در این لحظه که دشمن به خاک عزیزمان حمله کرده بجنگیم؛ سرانجام، در تاریخ، 1365/03/22 بر اثر اصابت ترکش خمپاره به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در تهران در بهشت زهرا، قطعه 53، ردیف 164 آرام گرفت.

[۱]


پانویس

  1. سایت شهدای ارتش


رده

آخرین تغییر ‏۳۱ خرداد ۱۳۹۹، در ‏۱۹:۱۴