Barzegar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید سید مهدی شمس زاده علوی 1344/05/05تاریخ تولد : �1365/09/06تاریخ شهادت : محل شهاد...» ایجاد کرد) |
Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
شهید سیدمهدی شمسزاده علوی به سال 1344 در شهرستان ساوه دیده به جهان گشود. وی پنجمین فرزند خانواده بود و در سن شش سالگی پدرش را از دست داد و از آن پس با سرپرستی مادرش به زندگی ادامه داد و تا کلاس سوم راهنمایی درس خواند. ایشان جوانی ساکت، مظلوم و با ایمان بود. همیشه در خلوت و تنهایی بسر میبرد و به مطالعه کتابهای مذهبی و عبادت پروردگار میپرداخت. در دوران جنگ به خدمت مقدس سربازی فراخوانده شد و راهی جبهه شد تا در راه دفاع از کشور دین خود را به میهن ادا کند و سرانجام پس از 24 ماه خدمت در تاریخ 06/09/1365 در جادهی قصرشیرین خسروی در حین تقسیم غذا بین رزمندگان بر اثر پرتاب گلولههای بعثی اتومبیلش واژگون گردید و به درجهی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و راهش گرامی باد | شهید سیدمهدی شمسزاده علوی به سال 1344 در شهرستان ساوه دیده به جهان گشود. وی پنجمین فرزند خانواده بود و در سن شش سالگی پدرش را از دست داد و از آن پس با سرپرستی مادرش به زندگی ادامه داد و تا کلاس سوم راهنمایی درس خواند. ایشان جوانی ساکت، مظلوم و با ایمان بود. همیشه در خلوت و تنهایی بسر میبرد و به مطالعه کتابهای مذهبی و عبادت پروردگار میپرداخت. در دوران جنگ به خدمت مقدس سربازی فراخوانده شد و راهی جبهه شد تا در راه دفاع از کشور دین خود را به میهن ادا کند و سرانجام پس از 24 ماه خدمت در تاریخ 06/09/1365 در جادهی قصرشیرین خسروی در حین تقسیم غذا بین رزمندگان بر اثر پرتاب گلولههای بعثی اتومبیلش واژگون گردید و به درجهی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و راهش گرامی باد | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | خاطره از زبان مادر در آخرین مرخصی به او گفتم، چون دو برادرت در خط هستند، شما به خط مقدم نروید و در پشت خط انجام وظیفه کنید ولی قبول نکرد و گفت، این دفعه که رفتم دیگر به مرخصی نمیآیم. از این حرف نگران شدم. وقتی دید ناراحت هستم گفت: مادرم نگران نباشید و پس از چند روز خبر شهادتش به ما رسید. | + | خاطره از زبان مادر در آخرین مرخصی به او گفتم، چون دو برادرت در خط هستند، شما به خط مقدم نروید و در پشت خط انجام وظیفه کنید ولی قبول نکرد و گفت، این دفعه که رفتم دیگر به مرخصی نمیآیم. از این حرف نگران شدم. وقتی دید ناراحت هستم گفت: مادرم نگران نباشید و پس از چند روز خبر شهادتش به ما رسید.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15895 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | شهید | + | Image:شهید سیدمهدی شمس زاده علوی1.jpg |
| + | Image:شهید سیدمهدی شمس زاده علوی.jpg | ||
| + | </gallery> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
نسخهٔ کنونی تا ۷ اسفند ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۵۵
شهید سید مهدی شمس زاده علوی
1344/05/05تاریخ تولد : �1365/09/06تاریخ شهادت :
محل شهادت : نامشخص�محل ارامگاه : گلستان - آزادشهر – ازادشهر
زندگی نامه
شهید سیدمهدی شمسزاده علوی به سال 1344 در شهرستان ساوه دیده به جهان گشود. وی پنجمین فرزند خانواده بود و در سن شش سالگی پدرش را از دست داد و از آن پس با سرپرستی مادرش به زندگی ادامه داد و تا کلاس سوم راهنمایی درس خواند. ایشان جوانی ساکت، مظلوم و با ایمان بود. همیشه در خلوت و تنهایی بسر میبرد و به مطالعه کتابهای مذهبی و عبادت پروردگار میپرداخت. در دوران جنگ به خدمت مقدس سربازی فراخوانده شد و راهی جبهه شد تا در راه دفاع از کشور دین خود را به میهن ادا کند و سرانجام پس از 24 ماه خدمت در تاریخ 06/09/1365 در جادهی قصرشیرین خسروی در حین تقسیم غذا بین رزمندگان بر اثر پرتاب گلولههای بعثی اتومبیلش واژگون گردید و به درجهی رفیع شهادت نائل آمد. روحش شاد و راهش گرامی باد
خاطرات
خاطره از زبان مادر در آخرین مرخصی به او گفتم، چون دو برادرت در خط هستند، شما به خط مقدم نروید و در پشت خط انجام وظیفه کنید ولی قبول نکرد و گفت، این دفعه که رفتم دیگر به مرخصی نمیآیم. از این حرف نگران شدم. وقتی دید ناراحت هستم گفت: مادرم نگران نباشید و پس از چند روز خبر شهادتش به ما رسید.[۱]