شهیدبهرام بابایی: تفاوت بین نسخه‌ها

جز (Amosoltany98 صفحهٔ شهید بهرام بابایی را به شهیدبهرام بابایی منتقل کرد)
 
(بدون تفاوت)

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۴۴

شهید بهرام بابایی

تاریخ تولد : 1343/01/01 تاریخ شهادت : 1363/02/16

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : قم - زیزگان


وصیت نامه

نام : بهرام نام خانوادگى : بابايى نام پدر: يوسف‌على تاريخ ‌تولد : 1343/01/01 ش. ش : 37 محل ‌صدور شناسنامه : قم تاريخ شهادت : 1363/02/16 نوع حادثه : حوادث ‌مربوط به ‌جنگ‌ تحميلى شرح حادثه : حوادث ناشى از درگيرى مستقيم با دشمن ـ توسط دشمن ‌در جبهه استان : بنياد شهيد استان ‌قم شهر: اداره ‌بنياد شهيد قم

بسم الله الرحمن الرحيم

و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء ولكن لاتشعرون؛ و آن كس را كه در راه خدا كشته شده مرده مپنداريد بلكه او زنده ابدى است ولكن اين مطلب را نخواهيد يافت. سوره بقره/آيه 154 اى برادران، جبهه يك دستگاه است. يك كارخانه ،لذا از برادرانم تقاضا دارم به جبهه بيايند. و اما اى برادارن و خواهران كه واقعا نمى‌دانيد در جبهه چه مي گذرد، از شما عزيزان مي خواهم كه جبهه ها از يادتان نرود. برادر و خواهرى كه مرا مى‌شناسى اگر از من خلافى سر زد مرا حلال كنيد، از كليه هموطنانم مى‌خواهم كه امام را دعا كنند و از خداوند متعال طول عمر ايشان را طلب كنند و ديگر اين كه دعا كنند تا صاحب الزمان، مهدى منتظر (عج الله) هر چه زودتر ظهور كند و ديگر اين كه دعا كنند هر چه زودتر و سريع تر سپاه اسلام در سراسر جهان پيروز شوند ان شاء الله. چند سخنى با خانواده ام: پدرم، اگر من شهيد شدم هر چند كه من لياقت شهادت را ندارم و گنهكارم، ولى با اين حال ناراحت نباشيد. پدرجان، حلالم كن اگر از اول زندگيم تا به حال از من خلافى سر زد و موجب ناراحتى شما شده ام كه خودم مى‌دانم چقدر هم موجب ناراحتى تو شده‌ام، ولى از تو عاجزانه مي خواهم كه مرا حلال كنيد و از شما مي خواهم كه مبادا آنى جبهه و جنگ را يادتان برود كه موجب خوشحالى دشمن خواهيد بود.

در آخر مادرجان، من به تو خبر بازگشايى راه كربلا كه آرزوى ديرينه ات بوده دادم ولى اگر با هم كنار قبر اباعبدا الله (ع) نرفتيم از تو مي خواهم كه وقتى سر قبر حسين (ع) سر از تن جدا رفتى مرا فراموش نكنى و به سرورم بگويى ما را در آخرت شفاعت كند چون من مطمئنم كه ان شاء الله شما و تمام مسلمين به همين زودى‌ها در كنار قبر اباعبدالله (ع) هستيد.

از خدا شكر گزارم زيرا به من عقل داد تا بتوانم با امام عصرمان بر عليه ستمگران و بى خبران قيام كنم و آنها را نابود كنيم و حال از خدا مي خواهم كه تا بيشتر به ما عقل و توانايى بدهد تا در فى سبيل الله بيشتر انجام وظيفه كنيم. مادر و پدر عزيزم، تا به حال مي خواستم حرفى به شما بزنم ولى خجالت مي كشيدم و آن اين كه اگر موقعى ناراحتتان كردم مرا ببخشيد و يا بلند صحبت كردم خدا شاهد است تا چند ساعت ناراحت و خجل بودم. مادرم حلالم كن، اگر بد اخلاقى كردم از روى نادانى بود بعد پشيمان مى‌شدم، مادر عزيزم، به خدا قسم مي خورم كه تو را بعد از خدا از همه چيز بيشتر دوست دارم، مادرم، اميدوارم مرا حلال كنى و اگر من شهيد شدم ناراحت نباشى و گريه نكنى، بايد افتخار كنى كه پسرى را در راه خدا قربانى كرده‌اى ان شاء الله. اما خواهرانم! خواهرانم اگر من شهيد شدم مرا حلال كنيد و برايم گريه نكنيد و ناراحت نباشيد ان شاء الله، افتخار كنيد كه برادرتان شهيد شده و اما برادران دلسوزم، اگر من شهيد شدم ناراحت نباشيد بلكه راه مرا ادامه دهيد. ««خداحافظ همگى شما عزيزانم »»[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش

رده

آخرین تغییر ‏۳۰ شهریور ۱۳۹۸، در ‏۱۶:۴۴