شهید صالح دانش مقدم: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شه ی د صالح دانش مقدم تار ی خ تولد :1344/07/05 تار ی خ شهادت : 1364/04/20 محل شهادت : نام...» ایجاد کرد)
 
 
(۵ نسخه‌های متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
شه ی د صالح دانش مقدم
+
شهید صالح دانش مقدم
  
تار ی خ تولد :1344/07/05
+
تاریخ تولد :1344/07/05
  
تار ی خ شهادت : 1364/04/20
+
تاریخ شهادت : 1364/04/20
  
 
محل شهادت : نامشخص
 
محل شهادت : نامشخص
  
محل آرامگاه :اردب ی ل - مشگ ی ن شهر – الماارشق
+
محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر – الماارشق
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
 +
شهید صالح دانش مقدم در پنجمین روز از مهر ماه سال 1344 در یک خانواده پر جمیعت روستایی دیده به جهان گشود. پدرش میخوش ومادرش قیمت نام داشت پدرش به کار کردن در مزرعه وباغداری مخارج خانواده را تامین می کرد ومادرش علاوه بر خانه داری وظیفه تربیت فرزندان را نیز برعهده داشت هنگامی که صالح به دنیا آمد نامش را قرآن خوان روستا از قرآن انتخاب کرد و توسط پدرش به گوش شهید اذان گفته شد. صالح از همان کودکی به مهربان وخوش اخلاق بودنش معروف بود وبه همین خاطر دوستان زیادی داشت. صالح دوران کودکی خود را در طبیعت پاک روستا سپری کرد تا اینکه دوران مدرسه رفتن صالح فرا رسید و صالح که از کودکی به درس خواندن ویادگیری درس علاقه داشت.
  
شه ی د صالح دانش مقدم در پنجم ی ن روز از مهر ماه سال 1344 در ی ک خانواده پر جم ی عت روستا یی د ی ده به جهان گشود. پدرش م ی خوش ومادرش ق ی مت نام داشت پدرش به کار کردن در مزرعه وباغدار ی مخارج خانواده را تام ی ن م ی کرد ومادرش علاوه بر خانه دار ی وظ ی فه ترب ی ت فرزندان را ن ی ز بر عهده داشت هنگام ی که صالح به دن ی ا آمد نامش را قرآن خوان روستا از قرآن انتخاب کرد و توسط پدرش به گوش شه ی د اذان گفته شد. صالح از همان کودک ی به مهربان وخوش اخلاق بودنش معروف بود وبه هم ی ن خاطر دوستان ز ی اد ی داشت. صالح دوران کودک ی خود را در طب ی عت پاک روستا سپر ی ک رد تا ا ی نکه دوران مدرسه رفتن صالح فرا رس ی د و صالح که از کودک ی به درس خواندن و ی ادگ ی ر ی درس علاقه داشت .
+
برای بازگشایی مدارس روز شماری می کرد تا اینکه در تاریخ 1351/07/01 در مدرسه ابتدایی روستا توسط پدرش نام نویسی کردند واولین روز مدرسه را با همراهی پدر به مدرسه رفت صالح موقع برگشتن از مدرسه اول تکالیفش را انجام می داد و بعد از اتمام آن با بچه های هم سن وسال خود در روستا به بازی های محلی رایج در روستا می پرداخت. صالح به علت فقر مالی خانواده نتوانست بیشتر از پنجم ابتدایی درسش را ادامه دهد و چون اولین فرزند خانواده بود پس از ترک تحصیل در کارهای کشاورزی وباغداری به پدرش کمک کرد.
  
برا ی بازگشا یی مدارس روز شمار ی م ی کرد تا ا ی نکه در تار ی خ 1351/07/01 در مدرسه ابتدائ یی روستا توسط پدرش نام نو ی س ی کردند واول ی ن روز مدرسه را با همراه ی پدر به مدرسه رفت صالح موقع برگشتن از مدرسه اول تکال ی فش را انجام م ی داد و بعد از اتمام آن با بچه ها ی هم سن وسا ل خود در روستا به باز ی ها ی محل ی را ی ج در روستا م ی پرداخت. صالح به علت فقر مال ی خانواده نتوانست ب ی شتر از پنجم ابتدا یی درسش را ادامه دهد و چون اول ی ن فرزند خانواده بود پس از ترک تحص ی ل در کارها ی کشاورز ی وباغدار ی به پدرش کمک کرد. شه ی د صالح دانش مقدم از سن 13-14 سالگ ی وهمزمان با اوج گ ی ر ی انقلاب مردم ی عل ی ه رژ ی م طاغوت صالح در تجمعات و راهپ ی مائ ی ها یی که بر عل ی ه رژ ی م طاغوت بر پا م ی شد شرکت م ی کرد و عاشق امام وانقلاب شده بود شه ی د بعد از انقلاب اوقات فراغتش را با ورزش کردن وکار در مزرعه سپر ی م ی کرد. چون صالح درکودک ی طعم فقر مال ی را چش ی ده بود با تمام وجود در مزرعه کار م ی کرد و تنها آرزو ی ش ا ی ن بود که بتواند کار کشاورز ی وباغدار ی را توسعه بدهد تا خانواده اش بتوانند در رفاه و آرامش زندگ ی کنند. وقت ی که صالح به سن 17 سالگ ی رس ی د پدر ومادرش خواستند برا ی او همسر ی را انتخاب کنند و و قت ی موضوع را با شه ی د در م ی ان گذاشتند صالح گفت که به دختر ی از روستاها ی همجوار، روستا ی ده ده ب ی گلو علاقه دارد وبا موافقت خانواده برا ی خواستگار ی به روستا ی ده ده ب ی گلو رفتند بعد از رضا ی ت 2 خانواده مراسم عقد و ازدواج ساده ا یی برگزار شد در تار ی خ 1362/06/31 زندگ ی مشترک شه ی د با همسرش به نام سوره مردانه در خانه پدر ی آغاز گرد ی د صالح با پدرش در مزرعه کار م ی کرد مخارج خانواده را به صورت مشترک تام ی ن م ی کردند، حاصل ازدواج صالح با همسرش 1 دختر بود و صالح ب ی شتر اوقات خود را با باز ی کردن با تنها دخترش سپر ی م ی کرد با ا ی نکه ه نوز 2 سال از زندگ ی مشترک آنها نگذشته بود با شدت گرفتن جنگ صالح د ی گر نتوانست در خانه بماند و رفتن به جبهه و دفاع از ناموس را به ماندن در کنار خانواده ترج ی ح داد و چون دوران خدمت سرباز ی شه ی د فرا نرس ی ده بود ی کبار به صورت بس ی ج ی از طر ی ق بس ی ج اردب ی ل به جبهه اعزام شد و مدت 2 ماه در جبهه ماند و وقت ی دوران سرباز ی ش فرا رس ی د از طر ی ق ارتش ل 64 پ ی اده اروم ی ه به صورت سرباز مشمول به جبهه اعزام گرد ی د .
+
شهید صالح دانش مقدم از سن 13-14 سالگی وهمزمان با اوج گیری انقلاب مردمی علیه رژیم طاغوت صالح در تجمعات و راهپیمائی هایی که بر علیه رژیم طاغوت بر پا می شد شرکت می کرد و عاشق امام وانقلاب شده بود شهید بعد از انقلاب اوقات فراغتش را با ورزش کردن وکار در مزرعه سپری می کرد. چون صالح درکودکی طعم فقر مالی را چشیده بود با تمام وجود در مزرعه کار می کرد و تنها آرزویش این بود که بتواند کار کشاورزی وباغداری را توسعه بدهد تا خانواده اش بتوانند در رفاه و آرامش زندگی کنند.  
  
شه ی د صالح دانش مقدم جنگ ا ی ران و عراق را تجاوز آشکار رژ ی م بعث ی به مردم مسلمان م ی دانست و م ی گفت وظ ی فه هر ا ی ران ی است که در راه کشور اسلام به جبهه بروند .
+
وقتی که صالح به سن 17 سالگی رسید پدر ومادرش خواستند برای او همسری را انتخاب کنند و وقتی موضوع را با شهید در میان گذاشتند صالح گفت که به دختری از روستاهای همجوار، روستای ده ده بیگلو علاقه دارد وبا موافقت خانواده برای خواستگاری به روستای ده ده بیگلو رفتند بعد از رضایت 2 خانواده مراسم عقد و ازدواج ساده ایی برگزار شد در تاریخ 1362/06/31 زندگی مشترک شهید با همسرش به نام سوره مردانه در خانه پدری آغاز گردید صالح با پدرش در مزرعه کار می کرد مخارج خانواده را به صورت مشترک تامین می کردند، حاصل ازدواج صالح با همسرش 1 دختر بود و صالح بیشتر اوقات خود را با بازی کردن با تنها دخترش سپری می کرد با اینکه هنوز 2 سال از زندگی مشترک آنها نگذشته بود با شدت گرفتن جنگ صالح دیگر نتوانست در خانه بماند و رفتن به جبهه و دفاع از ناموس را به ماندن در کنار خانواده ترجیح داد و چون دوران خدمت سربازی شهید فرا نرسیده بود یکبار به صورت بسیجی از طریق بسیج اردبیل به جبهه اعزام شد و مدت 2 ماه در جبهه ماند و وقتی دوران سربازیش فرا رسید از طریق ارتش ل 64 پیاده ارومیه به صورت سرباز مشمول به جبهه اعزام گردید.
  
پدر شه ی د در مورد شهادت صالح دانش مقدم م ی گو ی د . ی کبار در خواب د ی دم ی ک مرد ی با لباس سف ی د به خانه آمد و ی ک دسته گل را به دختر شه ی د داد و رفت ودرست ی ک روز بعد از آن خبر شهادت صالح به خانواده داده شد .
+
شهید صالح دانش مقدم جنگ ایران و عراق را تجاوز آشکار رژیم بعثی به مردم مسلمان می دانست و می گفت وظیفه هر ایرانی است که در راه کشور اسلام به جبهه بروند.
  
شه ی د صالح دانش مقدم پس از رشادتها و دلاور ی ها ی بس ی ار در تار ی خ 1364/04/20 در اثر اصابت ترکش به بدن هنگام بمباران هوا یی دشمن بعث ی عراق در حاج ی عمران ( خاک عراق ) به درجه رف ی ع شهادت نائل آمد و پ ی کر مطهرش را در قبرستان عموم ی روستا ی اول ی از توابع شهرستان اردب ی ل به آغوش خاک سپرده شد .
+
پدر شهید در مورد شهادت صالح دانش مقدم می گوید. یکبار در خواب دیدم یک مردی با لباس سفید به خانه آمد ویک دسته گل را به دختر شهید داد و رفت ودرست یک روز بعد از آن خبر شهادت صالح به خانواده داده شد.
  
روحش شاد به ی ادش گرام ی باد .
+
شهید صالح دانش مقدم پس از رشادتها و دلاوریهای بسیار در تاریخ 1364/04/20 در اثر اصابت ترکش به بدن هنگام بمباران هوایی دشمن بعثی عراق در حاجی عمران ( خاک عراق ) به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش را در قبرستان عمومی روستای اولی از توابع شهرستان اردبیل به آغوش خاک سپرده شد.<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10489 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10489
+
Image:1287327KAKA002-001.jpg
 +
Image:1287327KAKA001-001.jpg
  
پا ی گاه اطلاع رسان ی شهدا ی ارتش جمهور ی اسلام ی ا ی ران
+
</gallery>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۲۵

شهید صالح دانش مقدم

تاریخ تولد :1344/07/05

تاریخ شهادت : 1364/04/20

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :اردبیل - مشگین شهر – الماارشق

زندگی نامه

شهید صالح دانش مقدم در پنجمین روز از مهر ماه سال 1344 در یک خانواده پر جمیعت روستایی دیده به جهان گشود. پدرش میخوش ومادرش قیمت نام داشت پدرش به کار کردن در مزرعه وباغداری مخارج خانواده را تامین می کرد ومادرش علاوه بر خانه داری وظیفه تربیت فرزندان را نیز برعهده داشت هنگامی که صالح به دنیا آمد نامش را قرآن خوان روستا از قرآن انتخاب کرد و توسط پدرش به گوش شهید اذان گفته شد. صالح از همان کودکی به مهربان وخوش اخلاق بودنش معروف بود وبه همین خاطر دوستان زیادی داشت. صالح دوران کودکی خود را در طبیعت پاک روستا سپری کرد تا اینکه دوران مدرسه رفتن صالح فرا رسید و صالح که از کودکی به درس خواندن ویادگیری درس علاقه داشت.

برای بازگشایی مدارس روز شماری می کرد تا اینکه در تاریخ 1351/07/01 در مدرسه ابتدایی روستا توسط پدرش نام نویسی کردند واولین روز مدرسه را با همراهی پدر به مدرسه رفت صالح موقع برگشتن از مدرسه اول تکالیفش را انجام می داد و بعد از اتمام آن با بچه های هم سن وسال خود در روستا به بازی های محلی رایج در روستا می پرداخت. صالح به علت فقر مالی خانواده نتوانست بیشتر از پنجم ابتدایی درسش را ادامه دهد و چون اولین فرزند خانواده بود پس از ترک تحصیل در کارهای کشاورزی وباغداری به پدرش کمک کرد.

شهید صالح دانش مقدم از سن 13-14 سالگی وهمزمان با اوج گیری انقلاب مردمی علیه رژیم طاغوت صالح در تجمعات و راهپیمائی هایی که بر علیه رژیم طاغوت بر پا می شد شرکت می کرد و عاشق امام وانقلاب شده بود شهید بعد از انقلاب اوقات فراغتش را با ورزش کردن وکار در مزرعه سپری می کرد. چون صالح درکودکی طعم فقر مالی را چشیده بود با تمام وجود در مزرعه کار می کرد و تنها آرزویش این بود که بتواند کار کشاورزی وباغداری را توسعه بدهد تا خانواده اش بتوانند در رفاه و آرامش زندگی کنند.

وقتی که صالح به سن 17 سالگی رسید پدر ومادرش خواستند برای او همسری را انتخاب کنند و وقتی موضوع را با شهید در میان گذاشتند صالح گفت که به دختری از روستاهای همجوار، روستای ده ده بیگلو علاقه دارد وبا موافقت خانواده برای خواستگاری به روستای ده ده بیگلو رفتند بعد از رضایت 2 خانواده مراسم عقد و ازدواج ساده ایی برگزار شد در تاریخ 1362/06/31 زندگی مشترک شهید با همسرش به نام سوره مردانه در خانه پدری آغاز گردید صالح با پدرش در مزرعه کار می کرد مخارج خانواده را به صورت مشترک تامین می کردند، حاصل ازدواج صالح با همسرش 1 دختر بود و صالح بیشتر اوقات خود را با بازی کردن با تنها دخترش سپری می کرد با اینکه هنوز 2 سال از زندگی مشترک آنها نگذشته بود با شدت گرفتن جنگ صالح دیگر نتوانست در خانه بماند و رفتن به جبهه و دفاع از ناموس را به ماندن در کنار خانواده ترجیح داد و چون دوران خدمت سربازی شهید فرا نرسیده بود یکبار به صورت بسیجی از طریق بسیج اردبیل به جبهه اعزام شد و مدت 2 ماه در جبهه ماند و وقتی دوران سربازیش فرا رسید از طریق ارتش ل 64 پیاده ارومیه به صورت سرباز مشمول به جبهه اعزام گردید.

شهید صالح دانش مقدم جنگ ایران و عراق را تجاوز آشکار رژیم بعثی به مردم مسلمان می دانست و می گفت وظیفه هر ایرانی است که در راه کشور اسلام به جبهه بروند.

پدر شهید در مورد شهادت صالح دانش مقدم می گوید. یکبار در خواب دیدم یک مردی با لباس سفید به خانه آمد ویک دسته گل را به دختر شهید داد و رفت ودرست یک روز بعد از آن خبر شهادت صالح به خانواده داده شد.

شهید صالح دانش مقدم پس از رشادتها و دلاوریهای بسیار در تاریخ 1364/04/20 در اثر اصابت ترکش به بدن هنگام بمباران هوایی دشمن بعثی عراق در حاجی عمران ( خاک عراق ) به درجه رفیع شهادت نائل آمد و پیکر مطهرش را در قبرستان عمومی روستای اولی از توابع شهرستان اردبیل به آغوش خاک سپرده شد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش