شهید شادپور مشایخ: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید شادپور مشایخ تاریخ تولد :1338/06/11 تاریخ شهادت : 1360/05/04 محل شهادت : نامشخص محل...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۷: سطر ۷:
  
  
زندگینامه:
+
==زندگینامه==
 +
 
 
در تاریخ 1338/06/11 هجری شمسی در روستای کمارج از توابع شهرستان کازرون به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه کمارج به پایان رسانید. از همان اوایل کودکی، علاقه زیادی به ورزش و به خصوص تیر اندازی، کوه نوردی و شنا داشت.  
 
در تاریخ 1338/06/11 هجری شمسی در روستای کمارج از توابع شهرستان کازرون به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه کمارج به پایان رسانید. از همان اوایل کودکی، علاقه زیادی به ورزش و به خصوص تیر اندازی، کوه نوردی و شنا داشت.  
 
او دارای اخلاق و خصوصیات منحصر به فردی بود. با ملایمت صحبت می کرد و بسیار خوش برخورد و خوش رفتار بود. متواضع و فروتن بود و به کوچکترها هم سلام می کرد. اخلاق و رفتارش در خانواده، نمونه و قابل تحسین بود.  
 
او دارای اخلاق و خصوصیات منحصر به فردی بود. با ملایمت صحبت می کرد و بسیار خوش برخورد و خوش رفتار بود. متواضع و فروتن بود و به کوچکترها هم سلام می کرد. اخلاق و رفتارش در خانواده، نمونه و قابل تحسین بود.  
 
وی تحصیلات راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان کازرون به پایان رسانید و پس از اخذ دیپلم در رشته تجربی، در سال 1358 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد.  
 
وی تحصیلات راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان کازرون به پایان رسانید و پس از اخذ دیپلم در رشته تجربی، در سال 1358 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد.  
دوران آموزشی را در پادگان 05 کرمان سپری کرد و سپس به مرکز زرهی شیراز، تیپ 48 عزیمت نمود. پس از 3 ماه حضور در مرکز زرهی شیراز، با اصرار خودش به جبهه آبادان ـ ماهشهر اعزام گردید.  
+
دوران آموزشی را در پادگان 05 کرمان سپری کرد و سپس به مرکز زرهی شیراز، تیپ 48 عزیمت نمود. پس از 3 ماه حضور در مرکز زرهی شیراز، با اصرار خودش به جبهه آبادان ـ ماهشهر اعزام گردید.  
 
شهید در پست های راننده نفر بر، خدمه خمپاره و دیدبانی به خدمت پرداخت و بیشتر اوقات، همراه دیگر همرزمانش به کمین شبانه می رفت.  
 
شهید در پست های راننده نفر بر، خدمه خمپاره و دیدبانی به خدمت پرداخت و بیشتر اوقات، همراه دیگر همرزمانش به کمین شبانه می رفت.  
 
در آخرین مرخصیش به خانواده می گفت: این بار، آخرین مرتبه ای است که شما را می بینم. گویی که در دل خبر داشت که این بار شهید می شود.  
 
در آخرین مرخصیش به خانواده می گفت: این بار، آخرین مرتبه ای است که شما را می بینم. گویی که در دل خبر داشت که این بار شهید می شود.  
 
وعده ی او به تحقق پیوست و شهید دیگر به خانه بر نگشت و در حالی که فقط 45 روز به پایان خدمت سربازیش باقی مانده بود، در تاریخ 1360/05/04 به آرزوی دیرینه اش دست یافت و به شهادت رسید.  
 
وعده ی او به تحقق پیوست و شهید دیگر به خانه بر نگشت و در حالی که فقط 45 روز به پایان خدمت سربازیش باقی مانده بود، در تاریخ 1360/05/04 به آرزوی دیرینه اش دست یافت و به شهادت رسید.  
  
وصیتنامه:
+
==وصیتنامه==
 +
 
 
فرازهایی از وصیتنامه
 
فرازهایی از وصیتنامه
 
لبیک یا امام
 
لبیک یا امام
سطر ۲۲: سطر ۲۴:
 
افسوس که یک جان دارم، ای کاش هزار بار می مردم و زنده می شدم تا باز هم در راه الهی امام خمینی که ادامه دهنده راه انبیاء است جانبازی کنم و شکر نعمت وجود خمینی عزیز را به جا بیاورم.  
 
افسوس که یک جان دارم، ای کاش هزار بار می مردم و زنده می شدم تا باز هم در راه الهی امام خمینی که ادامه دهنده راه انبیاء است جانبازی کنم و شکر نعمت وجود خمینی عزیز را به جا بیاورم.  
  
خاطرات:
+
==خاطرات==
 +
 
 
خاطره ای از همرزم شهید
 
خاطره ای از همرزم شهید
 
در یکی از عملیات ها که سر و صورت شهید به شدت سوخته بود، دوستانش نصیحتش می کردند که چرا و برای کی این کار را می کنی؟  
 
در یکی از عملیات ها که سر و صورت شهید به شدت سوخته بود، دوستانش نصیحتش می کردند که چرا و برای کی این کار را می کنی؟  
شهید در جواب گفت: این نامردی و بی غیرتی است که مزدوران عراقی، دختران سوسنگرد و دزفول و اهواز را به اسارت ببرند و به آنان بی حرمتی نمایند و ما اینجا ساکت بنشینیم و با آن مزدوران غاصب عراقی به مقابله نپردازیم.  
+
شهید در جواب گفت: این نامردی و بی غیرتی است که مزدوران عراقی، دختران سوسنگرد و دزفول و اهواز را به اسارت ببرند و به آنان بی حرمتی نمایند و ما اینجا ساکت بنشینیم و با آن مزدوران غاصب عراقی به مقابله نپردازیم.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/25245 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
 
 +
Image:1705456KAKA002-001.jpg
 +
Image:1705456KAKA001-001.jpg
  
منبع
+
</gallery>
سایت شهدای ارتش
+
==پانویس==
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/25245
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۷

شهید شادپور مشایخ تاریخ تولد :1338/06/11 تاریخ شهادت : 1360/05/04 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - کازرون - امامزاده محمد


زندگینامه

در تاریخ 1338/06/11 هجری شمسی در روستای کمارج از توابع شهرستان کازرون به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه کمارج به پایان رسانید. از همان اوایل کودکی، علاقه زیادی به ورزش و به خصوص تیر اندازی، کوه نوردی و شنا داشت. او دارای اخلاق و خصوصیات منحصر به فردی بود. با ملایمت صحبت می کرد و بسیار خوش برخورد و خوش رفتار بود. متواضع و فروتن بود و به کوچکترها هم سلام می کرد. اخلاق و رفتارش در خانواده، نمونه و قابل تحسین بود. وی تحصیلات راهنمایی و دبیرستان را در شهرستان کازرون به پایان رسانید و پس از اخذ دیپلم در رشته تجربی، در سال 1358 به خدمت مقدس سربازی اعزام شد. دوران آموزشی را در پادگان 05 کرمان سپری کرد و سپس به مرکز زرهی شیراز، تیپ 48 عزیمت نمود. پس از 3 ماه حضور در مرکز زرهی شیراز، با اصرار خودش به جبهه آبادان ـ ماهشهر اعزام گردید. شهید در پست های راننده نفر بر، خدمه خمپاره و دیدبانی به خدمت پرداخت و بیشتر اوقات، همراه دیگر همرزمانش به کمین شبانه می رفت. در آخرین مرخصیش به خانواده می گفت: این بار، آخرین مرتبه ای است که شما را می بینم. گویی که در دل خبر داشت که این بار شهید می شود. وعده ی او به تحقق پیوست و شهید دیگر به خانه بر نگشت و در حالی که فقط 45 روز به پایان خدمت سربازیش باقی مانده بود، در تاریخ 1360/05/04 به آرزوی دیرینه اش دست یافت و به شهادت رسید.

وصیتنامه

فرازهایی از وصیتنامه لبیک یا امام با آزادی و آگاهی کامل، ندای به حق جانشین حسین7 و نائب مهدی موعود را پاسخ مثبت گفته، جان ناقابل خود را به کف دست گرفته، با دلی سرشار از عشق و ایمان به خدای بزرگ و رهبری خمینی کبیر1 پا در صراط مستقیم عشق می گذارم. افسوس که یک جان دارم، ای کاش هزار بار می مردم و زنده می شدم تا باز هم در راه الهی امام خمینی که ادامه دهنده راه انبیاء است جانبازی کنم و شکر نعمت وجود خمینی عزیز را به جا بیاورم.

خاطرات

خاطره ای از همرزم شهید در یکی از عملیات ها که سر و صورت شهید به شدت سوخته بود، دوستانش نصیحتش می کردند که چرا و برای کی این کار را می کنی؟ شهید در جواب گفت: این نامردی و بی غیرتی است که مزدوران عراقی، دختران سوسنگرد و دزفول و اهواز را به اسارت ببرند و به آنان بی حرمتی نمایند و ما اینجا ساکت بنشینیم و با آن مزدوران غاصب عراقی به مقابله نپردازیم.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۶ تیر ۱۳۹۹، در ‏۲۲:۰۷