Jafari9809 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۴: | سطر ۲۴: | ||
والسلام<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4748 سایت شهدای ارتش]</ref> | والسلام<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4748 سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| − | + | ==نگارخانه تصاویر== | |
| + | [[File:image.jpg]] | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| + | == ردهها == | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض:شهید بیژن بهمنی }} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان فارس ]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان جهرم ]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۶
شهید بیژن بهمنی تاریخ تولد :1345/05/06 تاریخ شهادت : 1366/11/22 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :فارس - جهرم – ابادشاپور
زندگینامه
در خانوده اي مومن و انقلابي کودکي چشم به جهان گشود که قلبش کلمه شهادت حک شده بود. نامش را بيژن گذاشتند. فرزند چهارم خانواده بود پدرش کشاورز و مادرش خانه دار، پس از سپري شدن شش بهار از زندگي پر برکتش وارد مدرسه شد و به فراگيري علم و دانش مشغول گرديد. تحصيلات خود را تا پايان ابتدايي با موفقيت پشت سر گذاشت. او در دوران تحصيل ضمن فراگيري علم و دانش در امور خانه پدر خود را کمک و ياري مي نمود و همدوش پدر کار مي کرد. پس از پايان تحصيلات ابتدايي ترک تحصيل کرده و تلاش کرد بخشي از معاش خانوده را تأمين کند.
با شروع جنگ تحميلي او که عشق و قرار را از كف ربوده بود پيام امام را شنيد چون طوفان خود را به دريا سپرد و به امواج دشمن هجوم آورد. چند ماه به عنوان بسيجي در جبهه حضوري فعالانه داشت و مجدداً در تاريخ 1363/06/18 در لباس مقدس سربازي به جبهه رفت. او در اين مدت در خط جبهه به عنوان بي سيم چي انجام وظيفه مي کرد. بيژن پس از پايان خدمتش در صنايع الکترونيک شيرار مشغول به کار شد تا اين که سرانجام در تاريخ 1366/11/22 در بمباران هوايي شيراز بر اثر اصابت ترکش به سر مبارکش در محل کار خود شربت شيرين شهادت را نوشيد و به آرزوي ديرينه خود رسيد پيکر پاک و مطهرش با حضور گسترده مردم در زادگاهش به خاک سپرده شد.
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
به پدر و مادر، برادران و خواهر خود سفارش مي کنم که اگر من شهيد شدم و مفتخر به اين درجه گرديدم هرگز براي من گريه نکنيد، بلکه خوشحال باشيد که توانسته ايد فرزندي را بزرگ و تقديم راه اسلام و قرآن نماييد. بدانيد که خون من از خون حضرت علي ا کبر (عليه السلام) و حضرت علي اصغر (عليه السلام) رنگين تر نيست. اگر خواستيد گريه کنيد براي آنها گريه کنيد که مظلومانه شهيد شدند.
به دوستان و اقوام مخصوصاً به جوانان وصيت مي کنم که راه امام خميني را ادامه دهيد و لحظه اي امام را تنها نگذاريد و تا کوتاهي دست دشمن بعثي از ميهن اسلامي از پاي ننشينيد. نماز اول وقت را فراموش نکنيد عفو و گذشت و مهرباني را سرلوحه زندگي خود قرار دهيد و کودکان کوچک تر اعم از خانواده هاي خود و همسايه ها را سفارش مي کنم به فرموده امام كه شما آينده کشور هستيد، درس و تحصيل را رها نکنيد. در اين راه هر چه در توان داريد ادامه دهيد تا دشمن نا اميد شود.
والسلام[۱]
