شهیدحسین برآبادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Fazayemajazi صفحهٔ شهید حسین بردآبادی را بدون برجای‌گذاشتن تغییرمسیر به شهید حسین برآبادی منتقل کرد)
جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید حسین برآبادی را به شهیدحسین برآبادی منتقل کرد)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۴: سطر ۱۴:
  
  
زندگی نامه
+
==زندگی نامه==
  
شهید حسین برآبادی در تاریخ 01/01/1348 در سبزوار دیده به جهان گشود . دوران کودکی را همانند فرزندان کودک همسن و سالش در دامان پرمهر پدر و مادر گذراند . تحصیلات ابتدایی را در دبستان شریعتمداری با موفقیت گذراند و تا سال دوم راهنمائی در مدرسه‌ی دکتر معین ادامه تحصیل داد . به علت فقر مالی و با توجه به اینکه فرزند بزرگ خانواده بود، برای کمک به امرار معاش خانواده ناچار به ترک تحصیل شد . با وجود اینکه خانواده از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود، ولی در عین حال در جهت کمک به انقلاب و پیشبرد اهداف انقلاب و اسلام کوتاهی نکرده و در راهپیمائی‌ها، نماز جمعه ‌ همسو با مردم انقلابی ‌ شرکت می کردند . با اینکه خودش به علت فقر مالی دست از تحصیل کشید، ولی برادر کوچکش را تشویق به درس خواندن می‌نمود . با دوستان بسیار خوش‌رفتار و مهربان و با محبت بود . دوستان را به رفتن به جبهه تشویق می‌کرد ‌ در اوایل انقلاب که گروهک‌های منافق و ضدانقلاب با اسامی ‌ مختلف شروع به موضع‌گیری علیه انقلاب نمودند، برخورد جدی نموده و در حد توان خود‌ به مباحثه و بحث سیاسی می‌پرداخت و در صورت موضع خصمانه یا منافقانه‌ی آنان ‌ عکس‌العمل انقلابی مناسب از خود نشان می‌داد . همیشه سفارش می‌کرد که نسبت به جنگ بی‌تفاوت نباشید و در نامه‌هایی که از جبهه ( خط مقدم ) ارسال می‌نمود . افراد را تشویق به حمایت از دفاع از کشور و اسلام در غائله‌ی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌نمود . در نامه‌های ارسالی با روحیه‌ای بسیار شاد و در عین حال متواضعانه نیات خود را که تشویق به رفتن به جبهه و دیدن شهادتها و دلاوریهای رزمندگان باشد ابراز می‌نمود و خط نگهدار بوده است . آخرین دیدار شهید حدوداً دو ماه قبل از شهادت وی بود که در وقت رفتن به جبهه همه را به صبر دعوت می‌نمود و اینکه ادامه دهنده‌ی راه او، و همرزمان او باشند . از خانواده خواسته بود پدر پیرشان را یاری کنندو تنهایش نگذارید . منظورش ازپدر پیر ‌ همان امام امت رهبر کبیر انقلاب بود که فرمانش را از دل و از جان بپذیرند . در زمانیکه به اتفاق همرزمان خود منطقه فتح‌شده را نگهداری می‌کرد، بر اثر ترکش گلوله‌ی خمپاره به شهادت رسیده و اطلاع بیشتری در این مورد در دست نیست
+
شهید حسین برآبادی در تاریخ 01/01/1348 در سبزوار دیده به جهان گشود . دوران کودکی را همانند فرزندان کودک همسن و سالش در دامان پرمهر پدر و مادر گذراند . تحصیلات ابتدایی را در دبستان شریعتمداری با موفقیت گذراند و تا سال دوم راهنمائی در مدرسه‌ی دکتر معین ادامه تحصیل داد . به علت فقر مالی و با توجه به اینکه فرزند بزرگ خانواده بود، برای کمک به امرار معاش خانواده ناچار به ترک تحصیل شد . با وجود اینکه خانواده از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود، ولی در عین حال در جهت کمک به انقلاب و پیشبرد اهداف انقلاب و اسلام کوتاهی نکرده و در راهپیمائی‌ها، نماز جمعه ‌ همسو با مردم انقلابی ‌ شرکت می کردند . با اینکه خودش به علت فقر مالی دست از تحصیل کشید، ولی برادر کوچکش را تشویق به درس خواندن می‌نمود . با دوستان بسیار خوش‌رفتار و مهربان و با محبت بود . دوستان را به رفتن به جبهه تشویق می‌کرد ‌ در اوایل انقلاب که گروهک‌های منافق و ضدانقلاب با اسامی ‌ مختلف شروع به موضع‌گیری علیه انقلاب نمودند، برخورد جدی نموده و در حد توان خود‌ به مباحثه و بحث سیاسی می‌پرداخت و در صورت موضع خصمانه یا منافقانه‌ی آنان ‌ عکس‌العمل انقلابی مناسب از خود نشان می‌داد . همیشه سفارش می‌کرد که نسبت به جنگ بی‌تفاوت نباشید و در نامه‌هایی که از جبهه ( خط مقدم ) ارسال می‌نمود . افراد را تشویق به حمایت از دفاع از کشور و اسلام در غائله‌ی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌نمود . در نامه‌های ارسالی با روحیه‌ای بسیار شاد و در عین حال متواضعانه نیات خود را که تشویق به رفتن به جبهه و دیدن شهادتها و دلاوریهای رزمندگان باشد ابراز می‌نمود و خط نگهدار بوده است . آخرین دیدار شهید حدوداً دو ماه قبل از شهادت وی بود که در وقت رفتن به جبهه همه را به صبر دعوت می‌نمود و اینکه ادامه دهنده‌ی راه او، و همرزمان او باشند . از خانواده خواسته بود پدر پیرشان را یاری کنندو تنهایش نگذارید . منظورش ازپدر پیر ‌ همان امام امت رهبر کبیر انقلاب بود که فرمانش را از دل و از جان بپذیرند . در زمانیکه به اتفاق همرزمان خود منطقه فتح‌شده را نگهداری می‌کرد، بر اثر ترکش گلوله‌ی خمپاره به شهادت رسیده و اطلاع بیشتری در این مورد در دست نیست<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4119 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
  
 +
<gallery>
  
منبع
+
Image:1110274KAKA003-001.jpg
 +
Image:1110274KAKA006-001.jpg
 +
Image:1110274KAKA002-001.jpg
 +
Image:1110274KAKA001-001.jpg
  
سایت شهدای ارتش
+
</gallery>
  
http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/ 4119
+
==پانویس==
 +
 
 +
 
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۰۸

شهید حسین برآبادی

تاریخ تولد :1347/01/01

تاریخ شهادت : 1366/06/11

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : خراسان رضوی - سبزوار – مرکزی


rId5


زندگی نامه

شهید حسین برآبادی در تاریخ 01/01/1348 در سبزوار دیده به جهان گشود . دوران کودکی را همانند فرزندان کودک همسن و سالش در دامان پرمهر پدر و مادر گذراند . تحصیلات ابتدایی را در دبستان شریعتمداری با موفقیت گذراند و تا سال دوم راهنمائی در مدرسه‌ی دکتر معین ادامه تحصیل داد . به علت فقر مالی و با توجه به اینکه فرزند بزرگ خانواده بود، برای کمک به امرار معاش خانواده ناچار به ترک تحصیل شد . با وجود اینکه خانواده از وضعیت مالی خوبی برخوردار نبود، ولی در عین حال در جهت کمک به انقلاب و پیشبرد اهداف انقلاب و اسلام کوتاهی نکرده و در راهپیمائی‌ها، نماز جمعه ‌ همسو با مردم انقلابی ‌ شرکت می کردند . با اینکه خودش به علت فقر مالی دست از تحصیل کشید، ولی برادر کوچکش را تشویق به درس خواندن می‌نمود . با دوستان بسیار خوش‌رفتار و مهربان و با محبت بود . دوستان را به رفتن به جبهه تشویق می‌کرد ‌ در اوایل انقلاب که گروهک‌های منافق و ضدانقلاب با اسامی ‌ مختلف شروع به موضع‌گیری علیه انقلاب نمودند، برخورد جدی نموده و در حد توان خود‌ به مباحثه و بحث سیاسی می‌پرداخت و در صورت موضع خصمانه یا منافقانه‌ی آنان ‌ عکس‌العمل انقلابی مناسب از خود نشان می‌داد . همیشه سفارش می‌کرد که نسبت به جنگ بی‌تفاوت نباشید و در نامه‌هایی که از جبهه ( خط مقدم ) ارسال می‌نمود . افراد را تشویق به حمایت از دفاع از کشور و اسلام در غائله‌ی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می‌نمود . در نامه‌های ارسالی با روحیه‌ای بسیار شاد و در عین حال متواضعانه نیات خود را که تشویق به رفتن به جبهه و دیدن شهادتها و دلاوریهای رزمندگان باشد ابراز می‌نمود و خط نگهدار بوده است . آخرین دیدار شهید حدوداً دو ماه قبل از شهادت وی بود که در وقت رفتن به جبهه همه را به صبر دعوت می‌نمود و اینکه ادامه دهنده‌ی راه او، و همرزمان او باشند . از خانواده خواسته بود پدر پیرشان را یاری کنندو تنهایش نگذارید . منظورش ازپدر پیر ‌ همان امام امت رهبر کبیر انقلاب بود که فرمانش را از دل و از جان بپذیرند . در زمانیکه به اتفاق همرزمان خود منطقه فتح‌شده را نگهداری می‌کرد، بر اثر ترکش گلوله‌ی خمپاره به شهادت رسیده و اطلاع بیشتری در این مورد در دست نیست[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش