شهید سید حمید رحیمی: تفاوت بین نسخه‌ها

(وصیتنامه1)
 
(۵ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۱: سطر ۱۱:
  
  
زندگینامه
+
==زندگی‌نامه==
  
 
بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید
 
بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید
[[شهید سیدحمید رحیمی]] در مرداد ماه سال 1344 به دنیا آمد . ایام کودکی را در روستا خود گذراند و سپس راهی دبستان شد تا با آموختن علم و ادب روح بزرگوارش را پرورش دهد . او با موفقیت کامل دروس را در دبستان به پایان رساند . سپس جهت ادامه‌ی تحصیل راهی مدرسه راهنمایی سید جمال الدین اسد آبادی شد . کلاسهای اول و دوم راهنمایی را تمام کرد و در انتهای پایان تحصیل بود که ندای رهبر کبیر انقلاب از [[نجف اشرف]] ‌ خیزش انقلاب را ‌ به خیل عظیم مردم شهید پرور نوید ‌ می‌داد و در بر انداختن [[رژیم طاغوت]] مبارزه خود را آغاز نمود . در این راه او نیز همچون سایر مردم از خود گذشتگی‌های فراوان از خود نشان داد و در صفوف راهپیمایی‌ها و پخش اعلامیه‌ها و نوشتن شعارها از جلوداران بود . تا اینکه بالاخره در [[22 بهمن 1357]] انقلاب اسلامی به ثمر رسید و او نیز همراه مردم مسلمان این پیروزی را جشن گرفت . او همراه با این پیروزی ‌ دوره‌ی متوسطه را ‌ با موفقیت به پایان رساند . با توجه به نیاز کشور و از آنجایی که علاقه به امور فنی داشت وارد هنرستان صنعتی در رشته اتومکانیک شد . ‌ با تشکیل نیرو‌های مقاومت [[بسیج]] در پی فرمان بزرگ رهبر انقلاب جز اولین افرادی بود که آموزش های نظامی را در آن واحد فرا گرفت و جهت دفاع از کیان اسلامی آمادگی لازم را کسب نمود . آن هنگام که منافقین کوردل به سرکردگی استکبار جهانی با نقشه شوم خود هوس آشوب در شهرها را داشتند چه شبها که خواب را برخود حرام نمود و به همراه دیگر همسنگران به حراست از شهر خود پرداخت تا نقشه های آنان را خنثی کنند . او همزمان با نگهبانی‌های شبانه، ‌ روز نیز در سنگر مدرسه مشغول به تحصیل علم بود . همچنین متناسب با اوضاع ‌ آن زمان و شرکت فعال در مباحث سیاسی به روشن‌گری دوستان پرداخت و از این طریق وفاداری خود را نسبت به انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن اثبات نمود . همزمان با تشکیل انجمن اسلامی مرکزی دانش آموزان، تبلیغات آن واحد آغاز نمود تا اینکه شعبه‌های این انجمن در مراکز آموزشی تشکیل یافت . ‌ آغاز سال تحصیلی 60-59 مقارن با حمله‌ی ‌ [[رژیم بعثی عراق]] به میهن اسلامی ایران بود . او در این مورد هم ‌ بی‌تفاوت نماند و ‌ پس از دیدن آموزش‌های لازم از طریق بسیج و [[سپاه پاسداران]] عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد . او در جبهه [[کردستان]] طی سه ماه جهاد بی امان ضربات مهلک بر پیکر اجنبی‌پرستان وارد ساخت . همزمان با آغاز سال تحصیلی 62-61 از سنگر مقدس جبهه به سنگر تعلیم و تعلم مدرسه بازگشت . از خصوصیات بارز شهید علاقه وی به ورزش بود . ‌ مهارت او در امور ورزشی چشمگیر بود بطوریکه در اکثر رشته های ورزشی مهارت داشت . ‌ بعد از رنج‌های فراوان در سال 63 دیپلم فنی هنرستان صنعتی شهید را اخذ نمود و شاگرد ممتاز شناخته شد . او در بین دوستان به عنوان یک فرد شاخص و نمونه بود .‌ شهید پس از اخذ دیپلم یکسال پر بار دیگر درکنار خانواده و دوستان به خدمت مشغول بود . سپس در آبان ماه سال 1363 جهت اعزام به خدمت مقدس [[سربازی]] عازم تهران شد وی سه ماه آموزشی خود را در [[پادگان 06 تهران]] سپری نمود و پس از تقسیم بندی جز سهمیه‌ی [[زاهدان]] قرار گرفت . ‌ او پس از چند روز داوطلبانه راهی جبهه گردید . شهید که طالب شهادت بود، در آنجا هم داوطلب اعزام به خط مقدم جبهه [[سومار]] شد . او در یکی از آخرین نامه‌هایش می‌گوید احساس می‌کنم در این دنیا تنهای تنها هستم و همه جا برایم به صورت زندان است‌ .‌ سر‌انجام سیدحمید رحیمی پس از 19 سال زندگی پر ثمر و رزم بی‌امان با دشمن دون ‌ در شامگاه پانزدهم بهمن ماه 1363 دعوت حق را لبیک گفت و به ‌ درجه ی رفیع شهادت نائل آمد . حمید نیز پس از شهادت همچون مولایش [[امام حسین(ع)]] سردر بدن نداشت و مثل [[حضرت ابوالفضل]] دست‌هایش از پیکر جدا بود . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
+
[[شهید سید حمید رحیمی]] در مرداد ماه سال 1344 به دنیا آمد . ایام کودکی را در روستا خود گذراند و سپس راهی دبستان شد تا با آموختن علم و ادب روح بزرگوارش را پرورش دهد . او با موفقیت کامل دروس را در دبستان به پایان رساند . سپس جهت ادامه‌ی تحصیل راهی مدرسه راهنمایی سید جمال الدین اسد آبادی شد . کلاسهای اول و دوم راهنمایی را تمام کرد و در انتهای پایان تحصیل بود که ندای رهبر کبیر انقلاب از [[نجف اشرف]] ‌ خیزش انقلاب را ‌ به۹ خیل عظیم مردم شهید پرور نوید ‌ می‌داد و در بر انداختن [[رژیم طاغوت]] مبارزه خود را آغاز نمود . در این راه او نیز همچون سایر مردم از خود گذشتگی‌های فراوان از خود نشان داد و در صفوف راهپیمایی‌ها و پخش اعلامیه‌ها و نوشتن شعارها از جلوداران بود . تا اینکه بالاخره در [[22 بهمن 1357]] انقلاب اسلامی به ثمر رسید و او نیز همراه مردم مسلمان این پیروزی را جشن گرفت . او همراه با این پیروزی ‌ دوره‌ی متوسطه را ‌ با موفقیت به پایان رساند . با توجه به نیاز کشور و از آنجایی که علاقه به امور فنی داشت وارد هنرستان صنعتی در رشته اتومکانیک شد . ‌ با تشکیل نیرو‌های مقاومت [[بسیج]] در پی فرمان بزرگ رهبر انقلاب جز اولین افرادی بود که آموزش های نظامی را در آن واحد فرا گرفت و جهت دفاع از کیان اسلامی آمادگی لازم را کسب نمود . آن هنگام که منافقین کوردل به سرکردگی استکبار جهانی با نقشه شوم خود هوس آشوب در شهرها را داشتند چه شبها که خواب را برخود حرام نمود و به همراه دیگر همسنگران به حراست از شهر خود پرداخت تا نقشه های آنان را خنثی کنند . او همزمان با نگهبانی‌های شبانه، ‌ روز نیز در سنگر مدرسه مشغول به تحصیل علم بود . همچنین متناسب با اوضاع ‌ آن زمان و شرکت فعال در مباحث سیاسی به روشن‌گری دوستان پرداخت و از این طریق وفاداری خود را نسبت به انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن اثبات نمود . همزمان با تشکیل انجمن اسلامی مرکزی دانش آموزان، تبلیغات آن واحد آغاز نمود تا اینکه شعبه‌های این انجمن در مراکز آموزشی تشکیل یافت . ‌ آغاز سال تحصیلی 60-59 مقارن با حمله‌ی ‌ [[رژیم بعثی عراق]] به میهن اسلامی ایران بود . او در این مورد هم ‌ بی‌تفاوت نماند و ‌ پس از دیدن آموزش‌های لازم از طریق بسیج و [[سپاه پاسداران]] عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد . او در جبهه [[کردستان]] طی سه ماه جهاد بی امان ضربات مهلک بر پیکر اجنبی‌پرستان وارد ساخت . همزمان با آغاز سال تحصیلی 62-61 از سنگر مقدس جبهه به سنگر تعلیم و تعلم مدرسه بازگشت . از خصوصیات بارز شهید علاقه وی به ورزش بود . ‌ مهارت او در امور ورزشی چشمگیر بود بطوریکه در اکثر رشته های ورزشی مهارت داشت . ‌ بعد از رنج‌های فراوان در سال 63 دیپلم فنی هنرستان صنعتی شهید را اخذ نمود و شاگرد ممتاز شناخته شد . او در بین دوستان به عنوان یک فرد شاخص و نمونه بود .‌ شهید پس از اخذ دیپلم یکسال پر بار دیگر درکنار خانواده و دوستان به خدمت مشغول بود . سپس در آبان ماه سال 1363 جهت اعزام به خدمت مقدس [[سربازی]] عازم تهران شد وی سه ماه آموزشی خود را در [[پادگان 06 تهران]] سپری نمود و پس از تقسیم بندی جز سهمیه‌ی [[زاهدان]] قرار گرفت . ‌ او پس از چند روز داوطلبانه راهی جبهه گردید . شهید که طالب شهادت بود، در آنجا هم داوطلب اعزام به خط مقدم جبهه [[سومار]] شد . او در یکی از آخرین نامه‌هایش می‌گوید احساس می‌کنم در این دنیا تنهای تنها هستم و همه جا برایم به صورت زندان است‌ .‌ سر‌انجام سیدحمید رحیمی پس از 19 سال زندگی پر ثمر و رزم بی‌امان با دشمن دون ‌ در شامگاه پانزدهم بهمن ماه 1363 دعوت حق را لبیک گفت و به ‌ درجه ی رفیع شهادت نائل آمد . حمید نیز پس از شهادت همچون مولایش [[امام حسین(ع)]] سردر بدن نداشت و مثل [[حضرت ابوالفضل]] دست‌هایش از پیکر جدا بود . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
 
+
وصیتنامه
+
 
+
 
+
  
 +
==وصیتنامه==
 
بسم رب الشهداء و الصدیقین
 
بسم رب الشهداء و الصدیقین
 
 
 
با سلام و درود فراوان بر [[امام خمینى]] نایب بر حق حضرت مهدى ( عج ) ، نجات دهنده مستضعفان جهان و با سلام و درود بر شهیدان انقلاب اسلامى ایران از اول انقلاب تا به حال مخصوصا شهدایى كه در جبهه هاى داخلى و خارجى بدست [[منافقان]] و مزدوران بعثى صهیونیستى [[عراق]] به شهادت رسیده اند .
 
با سلام و درود فراوان بر [[امام خمینى]] نایب بر حق حضرت مهدى ( عج ) ، نجات دهنده مستضعفان جهان و با سلام و درود بر شهیدان انقلاب اسلامى ایران از اول انقلاب تا به حال مخصوصا شهدایى كه در جبهه هاى داخلى و خارجى بدست [[منافقان]] و مزدوران بعثى صهیونیستى [[عراق]] به شهادت رسیده اند .
 
 
 
اى پدر عزیز و مادر مهربانم، سلام مرا كه هم اكنون به وسیله این قلم و كاغذ براى شما مى رسانم سلام آخر من است و وعده دیدار من و شما در روز رستاخیز مى باشد .
 
اى پدر عزیز و مادر مهربانم، سلام مرا كه هم اكنون به وسیله این قلم و كاغذ براى شما مى رسانم سلام آخر من است و وعده دیدار من و شما در روز رستاخیز مى باشد .
 
 
 
پدر و مادر عزیزم هیچ براى من گریه نكنید، چون امانتى بودم كه خداوند تعالى به شما داده بود و حالا هم این امانت موقتى را از شما مى‌گیرد .
 
پدر و مادر عزیزم هیچ براى من گریه نكنید، چون امانتى بودم كه خداوند تعالى به شما داده بود و حالا هم این امانت موقتى را از شما مى‌گیرد .
 
 
 
از امام عزیز و ملت شهید پرور ایران بخصوص مردم غیور فردوس عاجزانه میخواهم دعا كنید كه خداوند گناهان مرا ببخشد .
 
از امام عزیز و ملت شهید پرور ایران بخصوص مردم غیور فردوس عاجزانه میخواهم دعا كنید كه خداوند گناهان مرا ببخشد .
 
 
 
حال كه بدنمان براى مردن آفریده شده، پس چه بهتر كه این مرگ در راه خدا و براى خدا باشد .
 
حال كه بدنمان براى مردن آفریده شده، پس چه بهتر كه این مرگ در راه خدا و براى خدا باشد .
 
 
 
سعى كنید همیشه پیرو امام بوده و به حرف هاى پربار امام توجه زیادى كرده و به كلمات پرمعناى قرآن این كتاب آسمانى و تنها مسلمین توجه كرده و به آن عمل نمایید و همچنانكه [[حضرت على(ع)]] درباره [[قرآن]] مى فرماید :
 
سعى كنید همیشه پیرو امام بوده و به حرف هاى پربار امام توجه زیادى كرده و به كلمات پرمعناى قرآن این كتاب آسمانى و تنها مسلمین توجه كرده و به آن عمل نمایید و همچنانكه [[حضرت على(ع)]] درباره [[قرآن]] مى فرماید :
 
 
 
(( قران را بخوانید كه قرآن بهار دلها است .))
 
(( قران را بخوانید كه قرآن بهار دلها است .))
 
 
شهادت عروس زیبایم و كفن اى خلعت دامادیم، بیایید تا هر دوتایتان را در آغوش بگیرم .
 
شهادت عروس زیبایم و كفن اى خلعت دامادیم، بیایید تا هر دوتایتان را در آغوش بگیرم .
 
 
 
من در آخر دیگر عرضى ندارم . از تمام قومان و دوستان حلالیت مى طلبم . من شهادت را آغاز زندگى خود مى‌دانم . روى قبر من جوان ناكام ننویسید چون كه من به كام خود رسیده و از پدرم انتظار دارم كه وقتى خبر شهادتم را شنیدید، یك قطره اشك هم نریزید . چون پدرى در دامادى فرزندش نمى گرید .
 
من در آخر دیگر عرضى ندارم . از تمام قومان و دوستان حلالیت مى طلبم . من شهادت را آغاز زندگى خود مى‌دانم . روى قبر من جوان ناكام ننویسید چون كه من به كام خود رسیده و از پدرم انتظار دارم كه وقتى خبر شهادتم را شنیدید، یك قطره اشك هم نریزید . چون پدرى در دامادى فرزندش نمى گرید .
 
 
 
تمام عمر من فداى یك لحظه عمر امام، امامى كه اسلام را زنده كرد و به جهانیان شناسانید، رهبرى كه تمام عمر خویش را در تبعید و شكنجه و زندان بسر برده .
 
تمام عمر من فداى یك لحظه عمر امام، امامى كه اسلام را زنده كرد و به جهانیان شناسانید، رهبرى كه تمام عمر خویش را در تبعید و شكنجه و زندان بسر برده .
 
 
 
خــــدایا شهــــادت در راه خودت را نصب من گردان كـــه شیرین ترین مرگهـــــا است . سپاس خداوندى را كه بر مستضعفان زمین منت گذاشت و انقلابى عظیم و اسلامى بپاكرد و سپاس خــــــداوندى را كه باز بر مـــــا منت گذاشت و رهبرى عــالی‌قدر، نمونه و الگوى انسانیت اسلام به ما عطا كرده .
 
خــــدایا شهــــادت در راه خودت را نصب من گردان كـــه شیرین ترین مرگهـــــا است . سپاس خداوندى را كه بر مستضعفان زمین منت گذاشت و انقلابى عظیم و اسلامى بپاكرد و سپاس خــــــداوندى را كه باز بر مـــــا منت گذاشت و رهبرى عــالی‌قدر، نمونه و الگوى انسانیت اسلام به ما عطا كرده .
 
 
 
برادرانم و خواهرانم را با قرآن آشنا كنید و راهى كه من مى رفتم همیشه به یاد آنها بیاورید . آرى شهادت مرزى است بین حق و باطل . شهادت دریچه آزادى من از دنیا .
 
برادرانم و خواهرانم را با قرآن آشنا كنید و راهى كه من مى رفتم همیشه به یاد آنها بیاورید . آرى شهادت مرزى است بین حق و باطل . شهادت دریچه آزادى من از دنیا .
 
 
 
اى مادران و پدران، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیرى كنید كه فردا در محضر الهى مسئولید .
 
اى مادران و پدران، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیرى كنید كه فردا در محضر الهى مسئولید .
 
 
 
من نمى ترسم از مرگى كه خود آغاز زندگى من است  من اگر میرم صدها چو من زنده مى شوند
 
من نمى ترسم از مرگى كه خود آغاز زندگى من است  من اگر میرم صدها چو من زنده مى شوند
 +
والسلام<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/35642 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
 +
==پانویس==
  
والسلام
+
<references />
 
+
 
+
 
+
 
+
وصیت‌نامه بعدی این شهید
+
 
+
 
+
 
+
بسمه تعالی
+
 
+
با سلام و درود فراوان بر امام خمينى نايب بر حق حضرت مهدى ( عج ) نجات دهنده‌ی مستضعفان جهان و با سلام و درود بر شهيدان انقلاب اسلامى ايران از اول انقلاب تا به حال مخصوصاً شهدايى كه در جبهه‌هاى داخلى و خارجى بدست منافقان و مزدوران بعثى صهيونيستى [[عراق]] به شهادت رسيده اند . اى پدر عزيز و مادر مهربانم ، سلام مرا كه هم اكنون به وسيله اين قلم و كاغذ براى شما مى رسانم سلام آخر من است و وعده ديدار من و شما در روز رستاخيز مى باشد . پدر و مادر عزيزم هيچ براى من گريه نكنيد ، چون امانتى بودم كه خداوند تعالى به شما داده بود و حالا هم اين امانت موقتى را از شما مى‌گيرد . از امام عزيز و ملت شهيد پرور ايران بخصوص مردم غيور فردوس عاجزانه ميخواهم دعا كنيد كه خداوند گناهان مرا ببخشد . حال كه بدنمان براى مردن آفريده شده ، پس چه بهتر كه اين مرگ در راه خدا و براى خدا باشد . سعى كنيد هميشه پيرو امام بوده و به ‌ سخنان پربار امام توجه ‌ كرده و به كلمات پرمعناى قرآن، اين كتاب آسمانى عمل نماييد و همچنانكه حضرت على ( ع ) درباره ی قرآن مى‌فرمايد : (( قران را بخوانيد كه قرآن بهار دلها است )). شهادت عروس زيبايم و كفن ‌ خلعت داماديم ، بياييد تا هر دوتايتان را در آغوش بگيرم . من در آخر ديگر عرضى ندارم . از تمام اقوام و دوستان حلاليت مى طلبم . من شهادت را آغاز زندگى خود مى‌دانم . روى قبر من جوان ناكام ننويسيد چون كه من به كام خود رسيده و از پدرم انتظار دارم كه وقتى خبر شهادتم را شنيديد ، يك قطره اشك هم نريزيد . چون پدرى در دامادى فرزندش نمى گريد . تمام عمر من فداى يك لحظه عمر امام ، امامى كه اسلام را زنده كرد و به جهانيان شناسانيد ، رهبرى كه تمام عمر خويش را در تبعيد و شكنجه و زندان بسر برده . خـدايا شهادت در راه خودت را نصب من گردان كه شيرين ترين مرگ‌ها است . سپاس خداوندى را كه بر مستضعفان زمين منت گذاشت و انقلابى عظيم و اسلامى بپاكرد و سپاس خـداوندى را كه باز بر ما منت گذاشت و رهبرى عاليقدر ، نمونه و الگوى انسانيت را به ما عطا كرد . برادرانم و خواهرانم را با قرآن آشنا كنيد و راهى كه من مى رفتم هميشه به ياد آنها بياوريد . آرى شهادت مرزى است بين حق و باطل . شهادت دريچه آزادى من از دنيا . اى مادران و پدران ، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه‌ها جلوگيرى كنيد كه فردا در محضر الهى مسئوليد . من نمى ترسم از مرگى كه خود آغاز زندگى من است من اگر می‌ميرم صدها چو من زنده مى‌شوند والسلام
+
 
+
منبع : سایت شهدای ارتش 
+
 
+
http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/35642
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۱۵

شهید سیدحمید رحیمی

تاریخ تولد :1344/05/03

تاریخ شهادت : 1363/11/15

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : خراسان جنوبی - فردوس - بهشت اکبر


زندگی‌نامه

بسمه تعالی زندگی‌نامه شهید شهید سید حمید رحیمی در مرداد ماه سال 1344 به دنیا آمد . ایام کودکی را در روستا خود گذراند و سپس راهی دبستان شد تا با آموختن علم و ادب روح بزرگوارش را پرورش دهد . او با موفقیت کامل دروس را در دبستان به پایان رساند . سپس جهت ادامه‌ی تحصیل راهی مدرسه راهنمایی سید جمال الدین اسد آبادی شد . کلاسهای اول و دوم راهنمایی را تمام کرد و در انتهای پایان تحصیل بود که ندای رهبر کبیر انقلاب از نجف اشرف ‌ خیزش انقلاب را ‌ به۹ خیل عظیم مردم شهید پرور نوید ‌ می‌داد و در بر انداختن رژیم طاغوت مبارزه خود را آغاز نمود . در این راه او نیز همچون سایر مردم از خود گذشتگی‌های فراوان از خود نشان داد و در صفوف راهپیمایی‌ها و پخش اعلامیه‌ها و نوشتن شعارها از جلوداران بود . تا اینکه بالاخره در 22 بهمن 1357 انقلاب اسلامی به ثمر رسید و او نیز همراه مردم مسلمان این پیروزی را جشن گرفت . او همراه با این پیروزی ‌ دوره‌ی متوسطه را ‌ با موفقیت به پایان رساند . با توجه به نیاز کشور و از آنجایی که علاقه به امور فنی داشت وارد هنرستان صنعتی در رشته اتومکانیک شد . ‌ با تشکیل نیرو‌های مقاومت بسیج در پی فرمان بزرگ رهبر انقلاب جز اولین افرادی بود که آموزش های نظامی را در آن واحد فرا گرفت و جهت دفاع از کیان اسلامی آمادگی لازم را کسب نمود . آن هنگام که منافقین کوردل به سرکردگی استکبار جهانی با نقشه شوم خود هوس آشوب در شهرها را داشتند چه شبها که خواب را برخود حرام نمود و به همراه دیگر همسنگران به حراست از شهر خود پرداخت تا نقشه های آنان را خنثی کنند . او همزمان با نگهبانی‌های شبانه، ‌ روز نیز در سنگر مدرسه مشغول به تحصیل علم بود . همچنین متناسب با اوضاع ‌ آن زمان و شرکت فعال در مباحث سیاسی به روشن‌گری دوستان پرداخت و از این طریق وفاداری خود را نسبت به انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن اثبات نمود . همزمان با تشکیل انجمن اسلامی مرکزی دانش آموزان، تبلیغات آن واحد آغاز نمود تا اینکه شعبه‌های این انجمن در مراکز آموزشی تشکیل یافت . ‌ آغاز سال تحصیلی 60-59 مقارن با حمله‌ی ‌ رژیم بعثی عراق به میهن اسلامی ایران بود . او در این مورد هم ‌ بی‌تفاوت نماند و ‌ پس از دیدن آموزش‌های لازم از طریق بسیج و سپاه پاسداران عازم جبهه های نور علیه ظلمت شد . او در جبهه کردستان طی سه ماه جهاد بی امان ضربات مهلک بر پیکر اجنبی‌پرستان وارد ساخت . همزمان با آغاز سال تحصیلی 62-61 از سنگر مقدس جبهه به سنگر تعلیم و تعلم مدرسه بازگشت . از خصوصیات بارز شهید علاقه وی به ورزش بود . ‌ مهارت او در امور ورزشی چشمگیر بود بطوریکه در اکثر رشته های ورزشی مهارت داشت . ‌ بعد از رنج‌های فراوان در سال 63 دیپلم فنی هنرستان صنعتی شهید را اخذ نمود و شاگرد ممتاز شناخته شد . او در بین دوستان به عنوان یک فرد شاخص و نمونه بود .‌ شهید پس از اخذ دیپلم یکسال پر بار دیگر درکنار خانواده و دوستان به خدمت مشغول بود . سپس در آبان ماه سال 1363 جهت اعزام به خدمت مقدس سربازی عازم تهران شد وی سه ماه آموزشی خود را در پادگان 06 تهران سپری نمود و پس از تقسیم بندی جز سهمیه‌ی زاهدان قرار گرفت . ‌ او پس از چند روز داوطلبانه راهی جبهه گردید . شهید که طالب شهادت بود، در آنجا هم داوطلب اعزام به خط مقدم جبهه سومار شد . او در یکی از آخرین نامه‌هایش می‌گوید احساس می‌کنم در این دنیا تنهای تنها هستم و همه جا برایم به صورت زندان است‌ .‌ سر‌انجام سیدحمید رحیمی پس از 19 سال زندگی پر ثمر و رزم بی‌امان با دشمن دون ‌ در شامگاه پانزدهم بهمن ماه 1363 دعوت حق را لبیک گفت و به ‌ درجه ی رفیع شهادت نائل آمد . حمید نیز پس از شهادت همچون مولایش امام حسین(ع) سردر بدن نداشت و مثل حضرت ابوالفضل دست‌هایش از پیکر جدا بود . یادش گرامی و راهش پر رهرو باد

وصیتنامه

بسم رب الشهداء و الصدیقین با سلام و درود فراوان بر امام خمینى نایب بر حق حضرت مهدى ( عج ) ، نجات دهنده مستضعفان جهان و با سلام و درود بر شهیدان انقلاب اسلامى ایران از اول انقلاب تا به حال مخصوصا شهدایى كه در جبهه هاى داخلى و خارجى بدست منافقان و مزدوران بعثى صهیونیستى عراق به شهادت رسیده اند . اى پدر عزیز و مادر مهربانم، سلام مرا كه هم اكنون به وسیله این قلم و كاغذ براى شما مى رسانم سلام آخر من است و وعده دیدار من و شما در روز رستاخیز مى باشد . پدر و مادر عزیزم هیچ براى من گریه نكنید، چون امانتى بودم كه خداوند تعالى به شما داده بود و حالا هم این امانت موقتى را از شما مى‌گیرد . از امام عزیز و ملت شهید پرور ایران بخصوص مردم غیور فردوس عاجزانه میخواهم دعا كنید كه خداوند گناهان مرا ببخشد . حال كه بدنمان براى مردن آفریده شده، پس چه بهتر كه این مرگ در راه خدا و براى خدا باشد . سعى كنید همیشه پیرو امام بوده و به حرف هاى پربار امام توجه زیادى كرده و به كلمات پرمعناى قرآن این كتاب آسمانى و تنها مسلمین توجه كرده و به آن عمل نمایید و همچنانكه حضرت على(ع) درباره قرآن مى فرماید : (( قران را بخوانید كه قرآن بهار دلها است .)) شهادت عروس زیبایم و كفن اى خلعت دامادیم، بیایید تا هر دوتایتان را در آغوش بگیرم . من در آخر دیگر عرضى ندارم . از تمام قومان و دوستان حلالیت مى طلبم . من شهادت را آغاز زندگى خود مى‌دانم . روى قبر من جوان ناكام ننویسید چون كه من به كام خود رسیده و از پدرم انتظار دارم كه وقتى خبر شهادتم را شنیدید، یك قطره اشك هم نریزید . چون پدرى در دامادى فرزندش نمى گرید . تمام عمر من فداى یك لحظه عمر امام، امامى كه اسلام را زنده كرد و به جهانیان شناسانید، رهبرى كه تمام عمر خویش را در تبعید و شكنجه و زندان بسر برده . خــــدایا شهــــادت در راه خودت را نصب من گردان كـــه شیرین ترین مرگهـــــا است . سپاس خداوندى را كه بر مستضعفان زمین منت گذاشت و انقلابى عظیم و اسلامى بپاكرد و سپاس خــــــداوندى را كه باز بر مـــــا منت گذاشت و رهبرى عــالی‌قدر، نمونه و الگوى انسانیت اسلام به ما عطا كرده . برادرانم و خواهرانم را با قرآن آشنا كنید و راهى كه من مى رفتم همیشه به یاد آنها بیاورید . آرى شهادت مرزى است بین حق و باطل . شهادت دریچه آزادى من از دنیا . اى مادران و پدران، مبادا از رفتن فرزندانتان به جبهه ها جلوگیرى كنید كه فردا در محضر الهى مسئولید . من نمى ترسم از مرگى كه خود آغاز زندگى من است من اگر میرم صدها چو من زنده مى شوند والسلام[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۷ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۱۵