شهیداکبر شبانی: تفاوت بین نسخه‌ها

(زندگی نامه)
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۳: سطر ۳:
  
  
1342/12/07 تاریخ تولد :  
+
تاریخ تولد : 1342/12/07
1361/12/19 تاریخ شهادت :
+
 
 +
تاریخ شهادت :1361/12/19  
  
 
محل شهادت : نامشخص  
 
محل شهادت : نامشخص  
 +
 
محل ارامگاه : فارس - آباده – جزمودق
 
محل ارامگاه : فارس - آباده – جزمودق
  
سطر ۲۰: سطر ۲۲:
  
  
شهید علی اکبر شبانی در یک صبح با طراوت زمستانی 1342 شمسی اکبر پای به خانه پدر گذاشت خانه از رونق و شادی سرشار شد برو بیاها صد چندان گردید همه با تبریک های جانانه به شکر الله شبانی(پدر شهید) اکبر را در آغوش می کشیدند و پدر آماده تر از همه زمزمه های اذانش را به گوش اکبر رساند و برای تکمیل آن اقامه را هم آویزه گوش چپ او نمود اکبر بزرگ و بزرگتر شد تا این که مهر وارد مدرسه شد و دوره ابتدایی اکبر در دبستان پسرانه گذشت و وارد مدرسه راهنمایی شد و تا اول راهنمایی ادامه داد و به کمک پدر به کار جوشکاری مشغول شد اکبر وارد سپاه شد و سبز پوش سرباز امام به میدان جنگ شتافت اکبر عصاره شادی ها و مهربانی های خانواده بود و چون همه اهل خانه به نماز و عبادت بهای بالا می داد همیشه خاطره های شیرین دوستی ها و مهرورزی ها و ارادت های اکبر در خاطره ها زنده خواهد ماند.انقلاب که با طلوع مجدد امام در خاک میهن به پیروزی رسید اکبر 14 سال داشت خانواده اش با انقلاب همراه بود و او را نیز در کنار خود به حرکت در آوردند برای همین مهر امام در همه رشته های جانش ریشه داشت اکبر به سربازی رفت تا به کشورش خدمت کند و پیام امامش را لبیک گفته باشد دلاوران اسلام حمله ای جانانه را تدارک کردند و یاران حاضر در کنار هم برای پشتیبانی از عملیات در گردان پدافندی،مهیای دفاع نمودند.شب موعود فرا رسید و بچه ها با(اللهم لک لبیک)هایشان به خط مقدم روی نهادند و تا نزدیکی های سحر رو به سوی کمال حرکت کردند کارنامه شهادت اکبر در خرمشهر خونین به دستش رسید و او را به پرواز به سوی معشوق فرا خواندند. 19/12/1361 پیکر اکبر را به گلزار شهدای آباده آوردند و کنار دیگر یاران شهیدش نشاندند .<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15361 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
شهید علی اکبر شبانی در یک صبح با طراوت زمستانی 1342 شمسی اکبر پای به خانه پدر گذاشت خانه از رونق و شادی سرشار شد برو بیاها صد چندان گردید همه با تبریک های جانانه به شکر الله شبانی(پدر شهید) اکبر را در آغوش می کشیدند و پدر آماده تر از همه زمزمه های اذانش را به گوش اکبر رساند و برای تکمیل آن اقامه را هم آویزه گوش چپ او نمود اکبر بزرگ و بزرگتر شد تا این که مهر وارد مدرسه شد و دوره ابتدایی اکبر در دبستان پسرانه گذشت و وارد مدرسه راهنمایی شد و تا اول راهنمایی ادامه داد و به کمک پدر به کار جوشکاری مشغول شد اکبر وارد سپاه شد و سبز پوش سرباز امام به میدان جنگ شتافت اکبر عصاره شادی ها و مهربانی های خانواده بود و چون همه اهل خانه به نماز و عبادت بهای بالا می داد همیشه خاطره های شیرین دوستی ها و مهرورزی ها و ارادت های اکبر در خاطره ها زنده خواهد ماند.انقلاب که با طلوع مجدد امام در خاک میهن به پیروزی رسید اکبر 14 سال داشت خانواده اش با انقلاب همراه بود و او را نیز در کنار خود به حرکت در آوردند برای همین مهر امام در همه رشته های جانش ریشه داشت اکبر به سربازی رفت تا به کشورش خدمت کند و پیام امامش را لبیک گفته باشد دلاوران اسلام حمله ای جانانه را تدارک کردند و یاران حاضر در کنار هم برای پشتیبانی از عملیات در گردان پدافندی،مهیای دفاع نمودند.شب موعود فرا رسید و بچه ها با(اللهم لک لبیک)هایشان به خط مقدم روی نهادند و تا نزدیکی های سحر رو به سوی کمال حرکت کردند کارنامه شهادت اکبر در خرمشهر خونین به دستش رسید و او را به پرواز به سوی معشوق فرا خواندند. 19/12/1361 پیکر اکبر را به گلزار شهدای آباده آوردند و کنار دیگر یاران شهیدش نشاندند .<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15361 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
 
+
 
+
 
+
 
+
 
+
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
  
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۴۳

شهید اکبر شبانی


تاریخ تولد : 1342/12/07

تاریخ شهادت :1361/12/19

محل شهادت : نامشخص

محل ارامگاه : فارس - آباده – جزمودق



rId4



زندگی نامه

شهید علی اکبر شبانی در یک صبح با طراوت زمستانی 1342 شمسی اکبر پای به خانه پدر گذاشت خانه از رونق و شادی سرشار شد برو بیاها صد چندان گردید همه با تبریک های جانانه به شکر الله شبانی(پدر شهید) اکبر را در آغوش می کشیدند و پدر آماده تر از همه زمزمه های اذانش را به گوش اکبر رساند و برای تکمیل آن اقامه را هم آویزه گوش چپ او نمود اکبر بزرگ و بزرگتر شد تا این که مهر وارد مدرسه شد و دوره ابتدایی اکبر در دبستان پسرانه گذشت و وارد مدرسه راهنمایی شد و تا اول راهنمایی ادامه داد و به کمک پدر به کار جوشکاری مشغول شد اکبر وارد سپاه شد و سبز پوش سرباز امام به میدان جنگ شتافت اکبر عصاره شادی ها و مهربانی های خانواده بود و چون همه اهل خانه به نماز و عبادت بهای بالا می داد همیشه خاطره های شیرین دوستی ها و مهرورزی ها و ارادت های اکبر در خاطره ها زنده خواهد ماند.انقلاب که با طلوع مجدد امام در خاک میهن به پیروزی رسید اکبر 14 سال داشت خانواده اش با انقلاب همراه بود و او را نیز در کنار خود به حرکت در آوردند برای همین مهر امام در همه رشته های جانش ریشه داشت اکبر به سربازی رفت تا به کشورش خدمت کند و پیام امامش را لبیک گفته باشد دلاوران اسلام حمله ای جانانه را تدارک کردند و یاران حاضر در کنار هم برای پشتیبانی از عملیات در گردان پدافندی،مهیای دفاع نمودند.شب موعود فرا رسید و بچه ها با(اللهم لک لبیک)هایشان به خط مقدم روی نهادند و تا نزدیکی های سحر رو به سوی کمال حرکت کردند کارنامه شهادت اکبر در خرمشهر خونین به دستش رسید و او را به پرواز به سوی معشوق فرا خواندند. 19/12/1361 پیکر اکبر را به گلزار شهدای آباده آوردند و کنار دیگر یاران شهیدش نشاندند .[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۷ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۲:۴۳