(صفحهای جدید حاوی «شهید محمدتقی آیباقی اصفهانی تاریخ تولد :1324/01/15 تاریخ شهادت : 1362/02/26 محل شهادت :...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
محل آرامگاه :مرکزی - اراک - اراک | محل آرامگاه :مرکزی - اراک - اراک | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
سرگرد شهید محمد تقی آیباقی اصفهانی فرزند اسكندر، در تاریخ 1324/01/15 در شهرستان شهركرد به دنیا آمد. پس از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت و بعد از گرفتن دیپلم متوسطه، در تاریخ 1344/07/01 در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی مشغول گردید. پس از طی دوره سه ساله دانشکده افسری در تاریخ 1347/07/01 در رسته توپخانه به درجه ستواندومی نائل آمد. سپس دوره مقدماتی رسته توپخانه را در مرکز آموزش توپخانه اصفهان گذزاند و به گروه 22 شهرضا انتقال یافت و در گردان 314 مشغول انجام وظیفه گردید. | سرگرد شهید محمد تقی آیباقی اصفهانی فرزند اسكندر، در تاریخ 1324/01/15 در شهرستان شهركرد به دنیا آمد. پس از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت و بعد از گرفتن دیپلم متوسطه، در تاریخ 1344/07/01 در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی مشغول گردید. پس از طی دوره سه ساله دانشکده افسری در تاریخ 1347/07/01 در رسته توپخانه به درجه ستواندومی نائل آمد. سپس دوره مقدماتی رسته توپخانه را در مرکز آموزش توپخانه اصفهان گذزاند و به گروه 22 شهرضا انتقال یافت و در گردان 314 مشغول انجام وظیفه گردید. | ||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
یاد و خاطره اش همیشه در یادها جاویدان باد. | یاد و خاطره اش همیشه در یادها جاویدان باد. | ||
| − | وصیتنامه | + | ==وصیتنامه== |
بنام خداوند بخشنده مهربان | بنام خداوند بخشنده مهربان | ||
سپاس بيكران خداوند يكتا را كه بما جان داد تا فداى ايران كنيم - درود بر پيامبران گرامى بويژه پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد كه ما را براهى راست و مرگى شرافتمندانه رهبرى فرمودند. | سپاس بيكران خداوند يكتا را كه بما جان داد تا فداى ايران كنيم - درود بر پيامبران گرامى بويژه پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد كه ما را براهى راست و مرگى شرافتمندانه رهبرى فرمودند. | ||
| سطر ۲۰: | سطر ۲۰: | ||
بر قبرم بنويسيد (سربازى كه براى بيرون راندن دشمن از خاك وطن به جبهه رفت و در اين راه شهيد شد) | بر قبرم بنويسيد (سربازى كه براى بيرون راندن دشمن از خاك وطن به جبهه رفت و در اين راه شهيد شد) | ||
هر كجا كه همسرم تصميم گرفت مرا آنجا بخاك بسپاريد. | هر كجا كه همسرم تصميم گرفت مرا آنجا بخاك بسپاريد. | ||
| − | اين وصيت نامه در سه برگ است يك برگ نزد خودم و يك برگ در منزل در جيب اوركت ارتشى مى باشد | + | اين وصيت نامه در سه برگ است يك برگ نزد خودم و يك برگ در منزل در جيب اوركت ارتشى مى باشد<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/35690 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | بتاريخ يكم شهريور ماه يكهزار و سيصد و شصت | |
| − | + | ستوان يكم محمدتقى آيباقى اصفهانى | |
| − | + | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۱
شهید محمدتقی آیباقی اصفهانی تاریخ تولد :1324/01/15 تاریخ شهادت : 1362/02/26 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :مرکزی - اراک - اراک
زندگینامه
سرگرد شهید محمد تقی آیباقی اصفهانی فرزند اسكندر، در تاریخ 1324/01/15 در شهرستان شهركرد به دنیا آمد. پس از طی دوران طفولیت به مدرسه رفت و بعد از گرفتن دیپلم متوسطه، در تاریخ 1344/07/01 در آزمون ورودی دانشكده افسری پذیرفته شد و به تحصیل علوم نظامی مشغول گردید. پس از طی دوره سه ساله دانشکده افسری در تاریخ 1347/07/01 در رسته توپخانه به درجه ستواندومی نائل آمد. سپس دوره مقدماتی رسته توپخانه را در مرکز آموزش توپخانه اصفهان گذزاند و به گروه 22 شهرضا انتقال یافت و در گردان 314 مشغول انجام وظیفه گردید.
با آغاز جنگ تحمیلی در كلیه عملیات های گروه 22 شركت نمود و سرانجام در تاریخ 1362/02/26 در تأسیسات نفتی گچساران، بر اثر سوء قصد به شهادت رسید.
یاد و خاطره اش همیشه در یادها جاویدان باد.
وصیتنامه
بنام خداوند بخشنده مهربان سپاس بيكران خداوند يكتا را كه بما جان داد تا فداى ايران كنيم - درود بر پيامبران گرامى بويژه پيامبر بزرگوار اسلام حضرت محمد كه ما را براهى راست و مرگى شرافتمندانه رهبرى فرمودند. حال كه وطن عزيزمان بوسيله دشمن مورد تهاجم واقع شده است. و ارتش متجاوز عراق روى چنگيزيان را سفيد نموده و حشيانه ترين اعمال را نسبت به هموطنانمان روا داشته و آنها را از خانه و كاشانه خود آواره نموده است وظيفه خود ميدانم كه همراه ساير رزمندگان براى مقابله با دشمن و بيرون راندن آنان از سرزمين مقدس ايران به جبهه بروم و چنانچه در اين ستيز كشته شوم زهى سعادت . زيرا اگر سر بر تن بكشتن دهيم از آن به كه كشور به دشمن دهيم. اى ايران . تو وطن منى - تو پاره تن منى - من با چنگ و دندان از تو دفاع ميكنم ايكاش زنده باشم و شاهد فرار ارتش مزدور عراق از خاك وطن باشم. رژيم عراق از انقلاب حق مردم وطنم بوحشت افتاد و دست به اين تهاجم ناجوانمردانه زده به اميد پيروزى سربازان ايران بر دشمن متجاوز . . . . حال روى سخنم با تو است . اى همسرم . اى توئى كه با همه وجود دوستت دارم . و همه زندگيم را در تو و دو فرزندم مى بينم. اى شمائى كه سرمايه 36 سال زندگى سخت و پر از رنج منيد . هميشه آرزويم سعادت و خوشبختى شما بوده است ولى چه ميشود. گاهى انسان مى بايستى از عزيزان خود دل بكند تا بتواند دينى را كه در مقابل ملت ايران به گردن دارد ادا نمايد% اين را بدانيد كه هميشه و در همه جا با ياد شما مى باشم و با ياد شما زندگى خواهم كرد و با ياد شما خواهم مرد. من از روى شما شرمنده ام كه در طول عمرم نتوانستم اندوخته اى داشته باشم و سر پناهى برايتان تهيه نمايم تا بعد از من شما در رفاهى نسبى زندگى كنيد و محتاج ديگران نباشيد. و از حداقل زندگى برخوردار باشيد. بهمين جهت شرمم مىآيد كه در اين وصيت نامه نامى از اموالم ببرم. در هر صورت آنچه كه هست من طبق اين وصيت نامه دو در نهايت آگاهى و تفكر و تعمق در كليه جوانب آن هر چه دارم از موجودى حسابم در بانك رهنى و بانك سپه تا هر گونه حقوق و مزايائى كه پس از مرگم بمن تعلق ميگيرد. بدون اينكه راضى باشم از طرف كسى كوچكترين دخل و تصرفى در آن صورت بگيرد به همسرم فرنگيس كلهرى كه سرپرستى و قيموميت دو فرزندم را از طرف من دارد واگذار ميكنم . من هر كسى را كه برخلاف اين وصيت نامه عمل نمايد نخواهم بخشيد. من كسى را شايسته تر و دلسوزتر از همسرم نسبت به فرزندانم بهزاد و بهنام سراغ ندارم. حتى پدرومادرم نيز هيچگونه حقى ندارند كه در امور زندگى همسر و فرزندانم دخالت نمايند. چون من شاهد بروز اختلافاتى بين همسر و پدرومادر افرادى كه در جنگ كشته شده اند بوده ام و بهمين جهت با صراحت و روشنى همه اموالم را به همسر و فرزندانم مى بخشم تا جاى شك و شبهه اى براى كسى باقى نماند و از همسرم فرنگيس انتظار دارم كه در راه تعليم و تربيت فرزندانم بكوشد و نگذارد كه آنها فقدان مرا احساس نمايند. من آرزو داشتم كه فرزندانم بهزاد و بهنام تحصيلات خود را تا حدى ادامه دهند كه براى وطن افراد مفيدى باشند. از همسرم انتظار دارم در صورت امكان آنان را در اين راه يارى نمايد. همسرم بداند كه در طول ده سال زندگى مشتركمان هرگز بوى خيانت نكرده و همواره به او وفادار بود و دوستش ميداشتم. از برادرانم عبدالحسين و اسماعيل و ابراهيم انتظار دارم كه تا حد امكان از بازماندگانم دلجوئى بعمل آورند و نگذارند آنها احساس تنهايى كنند. از همه آنها سپاسگزارم . از پدر زنم و برادر زنم آقايان كلهرى نيز چنين انتظار دارم . بر قبرم بنويسيد (سربازى كه براى بيرون راندن دشمن از خاك وطن به جبهه رفت و در اين راه شهيد شد) هر كجا كه همسرم تصميم گرفت مرا آنجا بخاك بسپاريد. اين وصيت نامه در سه برگ است يك برگ نزد خودم و يك برگ در منزل در جيب اوركت ارتشى مى باشد[۱]
بتاريخ يكم شهريور ماه يكهزار و سيصد و شصت
ستوان يكم محمدتقى آيباقى اصفهانى