Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید احمد شیخ زاده تاریخ تولد :1342/04/26 تاریخ شهادت : 1362/08/04 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد) |
Parsasirat98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
| سطر ۱۹: | سطر ۱۹: | ||
| − | ایشان برای آموزش به تهران رفته و بعد از قبولی آموزش به شیراز و از آنجا هم به جبهه مریوان رفت . در نامه هایش به خواهرش این چنین می نوشت خانواهر، من با اسلحه در جبهه مرزی از خاک وطنمان دفاع دفاع می کنم و تو هم با قلم در سنگر جهل و بی سوادی از فرهنگمان دفاع کن و تاکید می کرد که هیچ وقت سنگر مدرسه را ترک نکند . خود نیز در | + | ایشان برای آموزش به تهران رفته و بعد از قبولی آموزش به شیراز و از آنجا هم به جبهه مریوان رفت . در نامه هایش به خواهرش این چنین می نوشت خانواهر، من با اسلحه در جبهه مرزی از خاک وطنمان دفاع دفاع می کنم و تو هم با قلم در سنگر جهل و بی سوادی از فرهنگمان دفاع کن و تاکید می کرد که هیچ وقت سنگر مدرسه را ترک نکند . خود نیز در منطقه اسوه و ایثار و شجاعت بود و در راه حق و دین از هیچ تلاشی فروگذار نبود و جان خود را در طبق اخلاص می نهاد و نهایتا در تاریخ 1362/08/04 در حال کمک به یکی از همرزمان خود در منطقه مریوان حان به جان آفرین تسلیم کرد و به فیض شهادت نائل آمد . |
| − | روحش شاد و یادش گرامی باد . | + | روحش شاد و یادش گرامی باد .<ref>منبع سایت شهدای ارتش</ref> |
| − | |||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۲
شهید احمد شیخ زاده
تاریخ تولد :1342/04/26
تاریخ شهادت : 1362/08/04
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : آذربایجان شرقی - مراغه - گلشن
زندگینامه
بسمه تعالی
شهید شیخ زاده در بیست و ششم تیر ماه هزار و سیصد و چهل و دو در شهرستان تبریز دیده به جهان گشود . روزها و ماه ها سپری شد تا به چهارسالگی رسید . در این سن بود که به مریضی سختی دچار گشت و تا پای مرگ رفت . ئلی گویا نمی خواست با مرگ طبیعی بمیرد . به هر حال از دست مرگ جان سالم به در برد . تا اینکه احمد احمد راهی مدرسه شد تا یاد بگیرد که چگونه باید زندگی کند و چگونه باید زندگی کند و چگونه از حقوق خود و دیگران دفاع نماید و در آخر یاد بگیرد که در مقابل ظلم و ستم استقامت کرده و سر فرود نیاورد و علف های هرز را زیر پا گذاشته پیش رود . در دوره متوسطه تحصیل می کرد که تصمیم گرفت برای پاسداری از مرز و بومش به جبهه اعزام شد و درس و تحصیل را رها کرده و در ارتش اسم نویسی کرده و حضور خود را ضروری دانست . چون شغال ها هوس کرده بودند با شیران دست و پنجه نرم کند .
ایشان برای آموزش به تهران رفته و بعد از قبولی آموزش به شیراز و از آنجا هم به جبهه مریوان رفت . در نامه هایش به خواهرش این چنین می نوشت خانواهر، من با اسلحه در جبهه مرزی از خاک وطنمان دفاع دفاع می کنم و تو هم با قلم در سنگر جهل و بی سوادی از فرهنگمان دفاع کن و تاکید می کرد که هیچ وقت سنگر مدرسه را ترک نکند . خود نیز در منطقه اسوه و ایثار و شجاعت بود و در راه حق و دین از هیچ تلاشی فروگذار نبود و جان خود را در طبق اخلاص می نهاد و نهایتا در تاریخ 1362/08/04 در حال کمک به یکی از همرزمان خود در منطقه مریوان حان به جان آفرین تسلیم کرد و به فیض شهادت نائل آمد .
روحش شاد و یادش گرامی باد .[۱]
پانویس
- ↑ منبع سایت شهدای ارتش