شهید جهاد مغینه: تفاوت بین نسخه‌ها

(خاطرات)
 
(۶ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱: سطر ۱:
 +
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
 +
|نام فرد                = شهید جهاد مغنیه
 +
|تصویر                  = 4906-1m17QImq.jpg
 +
|توضیح تصویر            =
 +
|ملیت                  =[[پرونده:پرچم لبنان.jpg|22px]] لبنانی
 +
|شهرت                  =
 +
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 +
|تولد                  =  سال 1991 در [[لبنان]]
 +
|شهادت                  = سال 2015 در [[سوریه]]
 +
|وفات                  =
 +
|مرگ                    =
 +
|محل دفن                =
 +
|مفقود                  =
 +
|جانباز                =
 +
|اسارت                  =
 +
|نیرو                  =
 +
|یگانهای خدمت          =
 +
|طول خدمت              =
 +
|درجه                  =
 +
|سمت‌ها                  =
 +
|جنگ‌‌ها                  =
 +
|نشان‌های لیاقت          =
 +
|عملیات‌              =
 +
|فعالیت‌ها              =
 +
|تحصیلات                =
 +
|تخصص‌ها                =
 +
|شغل                    =
 +
|خانواده                = پدر: [[عماد مغنیه]]
 +
}}
 
==زندگینامه==
 
==زندگینامه==
 
فرزند حاج عماد مغنیه، همان مردی که سال ها از دست جوخه های ترور [[صهیونیست ها]] پنهان شده بود اما سرانجام توسط همین ایادی کفر در [[دمشق]] و در سال 1386 به شهادت رسید، بسیار ناراحتمان کرد. نه از این بابت که ناراحت باشیم از اینکه سرانجام زندگی این مرد جوان با شهادت پایان یافته نه، به قول [[شهید آوینی]] مرگی چونین، برای اولیای خاص خداست و هر مدعی لاف زن، لیاقت پوشیدن ردای شهادت را ندارد.
 
فرزند حاج عماد مغنیه، همان مردی که سال ها از دست جوخه های ترور [[صهیونیست ها]] پنهان شده بود اما سرانجام توسط همین ایادی کفر در [[دمشق]] و در سال 1386 به شهادت رسید، بسیار ناراحتمان کرد. نه از این بابت که ناراحت باشیم از اینکه سرانجام زندگی این مرد جوان با شهادت پایان یافته نه، به قول [[شهید آوینی]] مرگی چونین، برای اولیای خاص خداست و هر مدعی لاف زن، لیاقت پوشیدن ردای شهادت را ندارد.
سطر ۱۰: سطر ۳۹:
 
او مسئول نیروهای ضربتی حزب الله لبنان بود که در سال 2015 در بازدید میدانی از [[شهرک الامل]] در [[قنطریه]] ی سوریه مورد حمله تروریستی اسرائیل قرار گرفت و به همراه [[سردار الله دادی]] شهید شد.
 
او مسئول نیروهای ضربتی حزب الله لبنان بود که در سال 2015 در بازدید میدانی از [[شهرک الامل]] در [[قنطریه]] ی سوریه مورد حمله تروریستی اسرائیل قرار گرفت و به همراه [[سردار الله دادی]] شهید شد.
  
 +
==خاطرات==
 +
 +
*اطاعت از ولایت
 +
 +
نکته‌ای در روحیات ایشان که برای من خیلی جالب بود محبوبیت حضرت آقا نزد او بود، به‌شدت به رهبری علاقه‌مند بود، همیشه در بحثها به فرمایشات حضرت آقا استناد می‌کرد و با ایمان قلبی به ایشان پایبند بود. شاید برای ما که نزدیک ایشان هستیم جای افسوس دارد که کسی با این فاصله و دوری این‌قدر به آقا علاقه‌مند است و اطاعت پذیر او اما ما هنوز این‌گونه نیستیم. چند باری دیدار آقا رفته بود و همیشه خیلی مشتاقانه از دیدارش با آقا سخن می‌گفت. اشتیاق او در این دیدارها و در روایتی که از دیدارها داشت برای من جالب بود.<ref>خاطرات شهیدجهادمغنیه اززبان فرزندشهیدعاصمی</ref>
  
 
* خواهر شهید جهاد مغنیه
 
* خواهر شهید جهاد مغنیه
سطر ۱۶: سطر ۵۰:
 
بعد هم مادرم خودش توی قبر جهاد رفت. همان قبر! سه ساعت قرآن و [[زیارت عاشورا]] و دعا در قبر خواند.<ref>[http://navideshahed.com/ سایت نوید شاهد]</ref>
 
بعد هم مادرم خودش توی قبر جهاد رفت. همان قبر! سه ساعت قرآن و [[زیارت عاشورا]] و دعا در قبر خواند.<ref>[http://navideshahed.com/ سایت نوید شاهد]</ref>
  
 +
*اول نماز را بخوانیم
 +
همیشه هرکجا که بود تا صدای اذان را میشنید نمازش رو میخواند.
 +
حتی گاهی اوقات در جلسات در حین حرف زدن بوده و تا صدای اذان به گوشش میرسید انگار ملائک در گوشش صدایش کردند به ارامی بلند میشد و از همه ما می خواست اول نماز را بخوانیم وبعد به کار ادامه میدهیم .
 +
به مادرش فوق العاده علاقه داشت ،در بسیاری از کارها به خصوص دینش از مادرش کسب تکلیف میکرد،او تمام این اعتقاد ودین و بصیرت را از مادرش گرفته بود.
 +
<ref>برگرفته از مصاحبه با دوستان شهید در حزب الله</ref>
 +
 +
*علاقه به رهبری
 +
 +
توی فرودگاه تهرآن با جهاد قرآر ملاقات داشتم.
 +
جهاد به محض اینکه مرا دید گفت: «چقدر لاغر شده ای، تو مگر ورزش نمی کنی؟ مگر آقا نفرموده اند: «تحصیل، تهذیب، ورزش»
 +
و من فهمیدم که سخنان رهبر معظم انقلاب به چه میزان تأثیرگذار بوده و برای امثال جهاد مغنیه به چه میزان با اهمیت است.
 +
راوی:سید کمیل باقرزاده
 +
 +
==نگارخانه==
 +
<gallery>
 +
 +
Image:جهاد مغنیه (2).jpg
 +
Image:جهاد مغنیه (3).jpg
 +
Image:جهاد مغنیه (4).jpg
 +
Image:جهاد مغنیه (5).jpg
 +
Image:جهاد مغنیه (6).jpg
 +
Image:جهاد مغنیه.jpg
 +
Image:جهاد مغنیه.png
 +
Image:مزار جهاد مغنیه.jpg
 +
 +
</gallery>
  
 
==پانویس ها==
 
==پانویس ها==

نسخهٔ کنونی تا ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۶

شهید جهاد مغنیه
4906-1m17QImq.jpg
ملیت پرچم لبنان.jpg لبنانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد سال 1991 در لبنان
شهادت سال 2015 در سوریه
خانواده پدر: عماد مغنیه

زندگینامه

فرزند حاج عماد مغنیه، همان مردی که سال ها از دست جوخه های ترور صهیونیست ها پنهان شده بود اما سرانجام توسط همین ایادی کفر در دمشق و در سال 1386 به شهادت رسید، بسیار ناراحتمان کرد. نه از این بابت که ناراحت باشیم از اینکه سرانجام زندگی این مرد جوان با شهادت پایان یافته نه، به قول شهید آوینی مرگی چونین، برای اولیای خاص خداست و هر مدعی لاف زن، لیاقت پوشیدن ردای شهادت را ندارد. ناراحتی از این باب بود که غبطه خوردیم به حال پسر جوان که دانست چطور حاجتش را از درگاه حضرت حق بگیرد و راهی را برود که خود اراده کرده بود نه سرنوشتی که حتی بادها هم می توانند برای انسانی تصمیم گیری کنند. اما جهاد عماد مغنیه ، معروف به جواد در سال 1991 در لبنان و در خانواده ای مبارز متولد شد. پدرش، عماد مغنیه، نام برادر شهیدش در مبارزه با صهیونیست ها برا برای وی انتخاب کرد. وی همواره در کنار پدرش که از فرماندهان ارشد حزب الله لبنان بود، حضور داشت و پس از شهادت پدرش، رابطه ی تنگاتنگی با سیدحسن نصرالله و سردار سلیمانی داشت، به طوری که برخی این دو بزرگوار را به عنوان پدران معنوی جهاد می دانند. پدر او عماد مغنیه معروف به حاج رضوان بود، کسی که 23 سال قوی ترین سرویس های جاسوسی اسرائیل را به سخره گرفت و آن ها نتوانستند او را پیدا کنند. شهید جهاد، چهارمین شهید از خانواده ی مغنیه می باشد. او تحصیلات عالیه را در رشته ی مدیریت در دانشگاه آمریکایی بیروت ، شروع کرد. تنها یک درس باقی مانده بود تا مدرکش را بگیرد که به مقام والای شهادت نائل شد.

Photo 2018-10-20 08-58-38.jpg

او در طول سال های جنگ سوریه ، همراه با مدافعان حرم ، راهی این کشور شد و از سوی حزب الله توانست زیر ساخت های «جولان » را به دست گیرد و پایگاه مهمی در آنجا دایرکند. مسئول اول این پایگاه جهاد مغنیه بود. او مسئول نیروهای ضربتی حزب الله لبنان بود که در سال 2015 در بازدید میدانی از شهرک الامل در قنطریه ی سوریه مورد حمله تروریستی اسرائیل قرار گرفت و به همراه سردار الله دادی شهید شد.

خاطرات

  • اطاعت از ولایت

نکته‌ای در روحیات ایشان که برای من خیلی جالب بود محبوبیت حضرت آقا نزد او بود، به‌شدت به رهبری علاقه‌مند بود، همیشه در بحثها به فرمایشات حضرت آقا استناد می‌کرد و با ایمان قلبی به ایشان پایبند بود. شاید برای ما که نزدیک ایشان هستیم جای افسوس دارد که کسی با این فاصله و دوری این‌قدر به آقا علاقه‌مند است و اطاعت پذیر او اما ما هنوز این‌گونه نیستیم. چند باری دیدار آقا رفته بود و همیشه خیلی مشتاقانه از دیدارش با آقا سخن می‌گفت. اشتیاق او در این دیدارها و در روایتی که از دیدارها داشت برای من جالب بود.[۱]

  • خواهر شهید جهاد مغنیه

مادر من یک زن فوق العاده است. وقتی خبر شهادت بابا رسید، رفت دو رکعت نماز خواند. همه ما را مادرمان آرام کرد. بدون اینکه حرفی مستقیم به ما بزند، وقتی دید در مواجه با پیکر بابا بی تاب شده ایم خطاب به بابا گفت: الحمدالله که وقتی شهید شدی، کسی خانواده ایت را به اسارت نگرفت و به ما جسارت نکردند. همین که یک جمله ما را آن قدر خجالت داد که آرایم شدیم. بعد خودش رفت و وقتی مراسم تشییع برگزار می شد، یک ساعت در قبری که برای بابا آماده کرده بودند ماند و قرآن و زیارت عاشورا خواند. خبر شهادت جهاد را هم که شنید همین طور. دلم سوخت وقتی پیکر جهاد را دیدم. مثل بابا شده بود. خون ها را شسته بود ولی جای زخم ها و پارگی ها بود. جای کبودی و خون مردگی ها. تصاویر شهادت بابا و جهاد با هم یکی شده بود. یک لحظه به نظرم رسید من دیگر نمی توانم تحمل کنم. باز مادر غیرمستقیم ما را آرام کرد. وقتی صورت جهاد را بوسید، گفت: ببین دشمن چه بلایی سر جهادم آورده. البته هنوز به اربا اربا نرسیده. لایوم کیومک یا اباعبدالله (ع). ما هم از خجالت آرام شدیم. بعد هم مادرم خودش توی قبر جهاد رفت. همان قبر! سه ساعت قرآن و زیارت عاشورا و دعا در قبر خواند.[۲]

  • اول نماز را بخوانیم

همیشه هرکجا که بود تا صدای اذان را میشنید نمازش رو میخواند. حتی گاهی اوقات در جلسات در حین حرف زدن بوده و تا صدای اذان به گوشش میرسید انگار ملائک در گوشش صدایش کردند به ارامی بلند میشد و از همه ما می خواست اول نماز را بخوانیم وبعد به کار ادامه میدهیم . به مادرش فوق العاده علاقه داشت ،در بسیاری از کارها به خصوص دینش از مادرش کسب تکلیف میکرد،او تمام این اعتقاد ودین و بصیرت را از مادرش گرفته بود. [۳]

  • علاقه به رهبری

توی فرودگاه تهرآن با جهاد قرآر ملاقات داشتم. جهاد به محض اینکه مرا دید گفت: «چقدر لاغر شده ای، تو مگر ورزش نمی کنی؟ مگر آقا نفرموده اند: «تحصیل، تهذیب، ورزش» و من فهمیدم که سخنان رهبر معظم انقلاب به چه میزان تأثیرگذار بوده و برای امثال جهاد مغنیه به چه میزان با اهمیت است. راوی:سید کمیل باقرزاده

نگارخانه

پانویس ها

  1. خاطرات شهیدجهادمغنیه اززبان فرزندشهیدعاصمی
  2. سایت نوید شاهد
  3. برگرفته از مصاحبه با دوستان شهید در حزب الله

رده‌ها

آخرین تغییر ‏۳۰ دی ۱۳۹۸، در ‏۱۳:۵۶