Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «6302955 تاریخ تولد : 1346/03/20 نام : علی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : تقوائیرجب...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۷: | سطر ۱۷: | ||
گلزار : بهشترضا | گلزار : بهشترضا | ||
| − | + | ==خاطرات== | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | خاطرات | + | |
- به یاد دارم زمانی که فرزندم علی 3-2ساله بود به مریضی سختی گرفتار شد. بعد ازاینکه او را برای درمان پیش دکترا بردیم او را جواب کردن و زنده ماندنش دست خدا بود. تا اینکه برای ایشان گوسفندی نذر کردیم تا شفا پیدا کند و وقتی که خوب شد و شفا پیدا کرد. نذرمان را ادا کردیم .قسمت ایشان بود که در آن زمان زنده بماند تا به جبهه برود و به درجه رفیع شهادت قایل آید . | - به یاد دارم زمانی که فرزندم علی 3-2ساله بود به مریضی سختی گرفتار شد. بعد ازاینکه او را برای درمان پیش دکترا بردیم او را جواب کردن و زنده ماندنش دست خدا بود. تا اینکه برای ایشان گوسفندی نذر کردیم تا شفا پیدا کند و وقتی که خوب شد و شفا پیدا کرد. نذرمان را ادا کردیم .قسمت ایشان بود که در آن زمان زنده بماند تا به جبهه برود و به درجه رفیع شهادت قایل آید . | ||
| − | - به خاطر دارم سن برادرم علی برای رفتن به جبهه خیلی کم بود ولی با این وجود علاقه ی شدیدی نسبت به جبهه رفتن داشت و از اینکه نمی توانست به جبهه برو خیلی ناراحت بود. یک روز که ایشان وارد خانه شد خیلی خوشحال بود و به این طرف و آن طرف میرفت گفتم: چه شده علی جان ؟ گفت شناسنامه ام را پیش یکی از دوستانم بردم و آن را دست کاری کرد تا سنم بزرگ تر شود چند روز دیگر هم به جبهه خواهم رفت . | + | - به خاطر دارم سن برادرم علی برای رفتن به جبهه خیلی کم بود ولی با این وجود علاقه ی شدیدی نسبت به جبهه رفتن داشت و از اینکه نمی توانست به جبهه برو خیلی ناراحت بود. یک روز که ایشان وارد خانه شد خیلی خوشحال بود و به این طرف و آن طرف میرفت گفتم: چه شده علی جان ؟ گفت شناسنامه ام را پیش یکی از دوستانم بردم و آن را دست کاری کرد تا سنم بزرگ تر شود چند روز دیگر هم به جبهه خواهم رفت .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5262 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5262 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۳۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۰
6302955 تاریخ تولد : 1346/03/20
نام : علی محل تولد : مشهد
نام خانوادگی : تقوائیرجبزاده تاریخ شهادت : 1363/12/25
نام پدر : محمد مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار : بهشترضا
خاطرات
- به یاد دارم زمانی که فرزندم علی 3-2ساله بود به مریضی سختی گرفتار شد. بعد ازاینکه او را برای درمان پیش دکترا بردیم او را جواب کردن و زنده ماندنش دست خدا بود. تا اینکه برای ایشان گوسفندی نذر کردیم تا شفا پیدا کند و وقتی که خوب شد و شفا پیدا کرد. نذرمان را ادا کردیم .قسمت ایشان بود که در آن زمان زنده بماند تا به جبهه برود و به درجه رفیع شهادت قایل آید .
- به خاطر دارم سن برادرم علی برای رفتن به جبهه خیلی کم بود ولی با این وجود علاقه ی شدیدی نسبت به جبهه رفتن داشت و از اینکه نمی توانست به جبهه برو خیلی ناراحت بود. یک روز که ایشان وارد خانه شد خیلی خوشحال بود و به این طرف و آن طرف میرفت گفتم: چه شده علی جان ؟ گفت شناسنامه ام را پیش یکی از دوستانم بردم و آن را دست کاری کرد تا سنم بزرگ تر شود چند روز دیگر هم به جبهه خواهم رفت .[۱]