شهید عبدالعظیم تهبندی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1348/01/01 نام : عبدالعظیم محل تولد : سبزوار نام خانوادگی : تهبندی...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | عبدالعظیم از جبهه به مرخصی آمده بود. پنج یا شش روز بیشتر نماند و خواست به جبهه برگردد ما گفتیم که یک،دو،سه روز دیگر بمان و با دوستانت که خواستند بروند شما هم با آنها برو. بعد رفت و موتورش را سوار شد و به طرف راه آهن به راه افتاد وقتی به راه آهن رسیده بود متور و ساعتش را به یکی از دوستانش داده بود تا برای ما بیاورد و نیز پیغام داده بود که من طاقت نیاوردم و به جبهه رفتم و از همه ی شما عذر خواهی می کنم .<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5359 سایت یاران رضا]</ref> | |
| − | عبدالعظیم از جبهه به مرخصی آمده بود. پنج یا شش روز بیشتر نماند و خواست به جبهه برگردد ما گفتیم که یک،دو،سه روز دیگر بمان و با دوستانت که خواستند بروند شما هم با آنها برو. بعد رفت و موتورش را سوار شد و به طرف راه آهن به راه افتاد وقتی به راه آهن رسیده بود متور و ساعتش را به یکی از دوستانش داده بود تا برای ما بیاورد و نیز پیغام داده بود که من طاقت نیاوردم و به جبهه رفتم و از همه ی شما عذر خواهی می کنم . | + | ==پانویس== |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5359 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۲۲ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۹
تاریخ تولد : 1348/01/01
نام : عبدالعظیم محل تولد : سبزوار
نام خانوادگی : تهبندی تاریخ شهادت : 1365/11/30
نام پدر : محمدحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
شغل : دانش آموز یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچیـ ادوات
خاطرات
عبدالعظیم از جبهه به مرخصی آمده بود. پنج یا شش روز بیشتر نماند و خواست به جبهه برگردد ما گفتیم که یک،دو،سه روز دیگر بمان و با دوستانت که خواستند بروند شما هم با آنها برو. بعد رفت و موتورش را سوار شد و به طرف راه آهن به راه افتاد وقتی به راه آهن رسیده بود متور و ساعتش را به یکی از دوستانش داده بود تا برای ما بیاورد و نیز پیغام داده بود که من طاقت نیاوردم و به جبهه رفتم و از همه ی شما عذر خواهی می کنم .[۱]