Atashbar97 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شه ی د عبدالحس ی ن دعو ی تار ی خ تولد :1341/03/04 تار ی خ شهادت : 1362/09/26 محل شهادت : ن...» ایجاد کرد) |
Fazayemajazi (بحث | مشارکتها) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | شهید عبدالحسین دعوی | |
| − | + | تاریخ تولد :1341/03/04 | |
| − | + | تاریخ شهادت : 1362/09/26 | |
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا | محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا | ||
| − | زندگی نامه | + | ==زندگی نامه== |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
شهيد عبدالحسين دعوي فرزند قاسم، در سال 1341 در تهران متولد شد. وي تحصيلات ابتدايي را در مدرسه ملي عدل 2 و سپس ديپلم خود را در رشته برق از هنرستان عصر انقلاب اخذ كرد، وي انساني مودب بود و در دوران كودكي به كلاس هاي قرآن كه در امام زاده صالح تجريش برقرار بود رفت و بعد از مدتي از قاريان ممتاز رده نوجوانان شناخته شد و جوايزي نيز گرفت. در دوران انقلاب در راهپيمايي ها شركت مي كرد و پس از انقلاب نيز در رسوايي منافقين نقش بسزايي داشت . | شهيد عبدالحسين دعوي فرزند قاسم، در سال 1341 در تهران متولد شد. وي تحصيلات ابتدايي را در مدرسه ملي عدل 2 و سپس ديپلم خود را در رشته برق از هنرستان عصر انقلاب اخذ كرد، وي انساني مودب بود و در دوران كودكي به كلاس هاي قرآن كه در امام زاده صالح تجريش برقرار بود رفت و بعد از مدتي از قاريان ممتاز رده نوجوانان شناخته شد و جوايزي نيز گرفت. در دوران انقلاب در راهپيمايي ها شركت مي كرد و پس از انقلاب نيز در رسوايي منافقين نقش بسزايي داشت . | ||
| − | |||
| − | |||
بعد از گرفتن ديپلم مدتي را در بسيج اقتصادي مسجد قبا به طور افتخاري فعاليت نمود و مدتي زودتر از موعد سربازي به طور داوطلبانه به خدمت رفت و دوران آموزشي خود را در پادگان 06 پاسداران به پايان رساند. شهيد عبدالحسين دعوي در مناطق جنگي حدود دو سال حضور داشت و در منطقه غربي پيرانشهر در تاريخ، 1362/09/26 بر اثر اصابت تير به درجه رفيع شهادت نائل آمد. مزار اين شهيد بزرگوار در گلزار شهداي بهشت زهرا، قطعه 26 قرار دارد . | بعد از گرفتن ديپلم مدتي را در بسيج اقتصادي مسجد قبا به طور افتخاري فعاليت نمود و مدتي زودتر از موعد سربازي به طور داوطلبانه به خدمت رفت و دوران آموزشي خود را در پادگان 06 پاسداران به پايان رساند. شهيد عبدالحسين دعوي در مناطق جنگي حدود دو سال حضور داشت و در منطقه غربي پيرانشهر در تاريخ، 1362/09/26 بر اثر اصابت تير به درجه رفيع شهادت نائل آمد. مزار اين شهيد بزرگوار در گلزار شهداي بهشت زهرا، قطعه 26 قرار دارد . | ||
| − | + | ==وصیت نامه== | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | وصیت نامه | + | |
| − | + | ||
بسم الله الرحمن الرحيم | بسم الله الرحمن الرحيم | ||
| − | + | و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء ولكن لاتشعرون . | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
اين وصيت نامه را كه مىنويسم آخرين سخنم با شما پدر و مادر ارجمندم و برادران عزيزم هست هر انسان متعالى وقتى كه عاشق خدا مىشود از خانهاش هجرت مي كند و به آنچه كه مىخواهد در هر كجا باشد قدم مىگذارد و به هدف اصلىاش كه همان جهاد در راه خداست به مرحله عمل در مىآورد و چه آن كه بهترين هديه را كه همان از جان گذشتن است به خدايش ارمغان دهد و چه آن كه در درجه پايينترى كه همان گذشتن از جان باشد اهدا نمايد؛ پدر و مادرم شما بدانيد هيچ قدرتى نمىتواند آتش خشم ملتى را كه براى اسلام به پاخاسته فرو نشاند و شما پدر و مادرم اين را بدانيد كه من با ديده باز و عاشقانه به هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خود، اين اسطوره مقاومت لبيك گفتم و عاشقانه و خالصانه به سوى خالق خود شتافتم، اميدوارم انقلاب ما به رهبرى امام خميني كبير و به پيروزى كامل خود برسد و خون شهيدان آبيارى كننده نهال آزادى و استقلال و جمهورى اسلامى باشد . | اين وصيت نامه را كه مىنويسم آخرين سخنم با شما پدر و مادر ارجمندم و برادران عزيزم هست هر انسان متعالى وقتى كه عاشق خدا مىشود از خانهاش هجرت مي كند و به آنچه كه مىخواهد در هر كجا باشد قدم مىگذارد و به هدف اصلىاش كه همان جهاد در راه خداست به مرحله عمل در مىآورد و چه آن كه بهترين هديه را كه همان از جان گذشتن است به خدايش ارمغان دهد و چه آن كه در درجه پايينترى كه همان گذشتن از جان باشد اهدا نمايد؛ پدر و مادرم شما بدانيد هيچ قدرتى نمىتواند آتش خشم ملتى را كه براى اسلام به پاخاسته فرو نشاند و شما پدر و مادرم اين را بدانيد كه من با ديده باز و عاشقانه به هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خود، اين اسطوره مقاومت لبيك گفتم و عاشقانه و خالصانه به سوى خالق خود شتافتم، اميدوارم انقلاب ما به رهبرى امام خميني كبير و به پيروزى كامل خود برسد و خون شهيدان آبيارى كننده نهال آزادى و استقلال و جمهورى اسلامى باشد . | ||
| − | |||
| − | |||
پدرجان، شما به عنوان پدر يكى از كوچكترين شهيدان در راه اسلام و انقلاب كه فرزندت را هديه كردى هرگز بار مسئوليت را پايين مگذار و هرگز گريه مكن تا دشمنان ما خوشحال نشوند . | پدرجان، شما به عنوان پدر يكى از كوچكترين شهيدان در راه اسلام و انقلاب كه فرزندت را هديه كردى هرگز بار مسئوليت را پايين مگذار و هرگز گريه مكن تا دشمنان ما خوشحال نشوند . | ||
| − | |||
| − | |||
مادرجان، شما به عنوان مادر يكى از شهيدان صبر داشته باشيد كه خداوند با صابرين است و هرگز ناله نكنيد و اگر هم اشكى مىريزيد براى همه شهدا باشد . | مادرجان، شما به عنوان مادر يكى از شهيدان صبر داشته باشيد كه خداوند با صابرين است و هرگز ناله نكنيد و اگر هم اشكى مىريزيد براى همه شهدا باشد . | ||
| − | |||
| − | |||
و اى برادر، من كوچكتر از اين هستم كه از شما خواهشى بكنم ولى اين را من از شما مي خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه و امام باشيد تا به خون شهيدانمان آسيبى نرسد. و اى برادر كوچكتر من، شما نيز مسئوليت بزرگى بر دوش داريد زيرا تو در سنگر هستى، در سنگر مدرسه، پس از سنگرت نگهدارى كن . | و اى برادر، من كوچكتر از اين هستم كه از شما خواهشى بكنم ولى اين را من از شما مي خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه و امام باشيد تا به خون شهيدانمان آسيبى نرسد. و اى برادر كوچكتر من، شما نيز مسئوليت بزرگى بر دوش داريد زيرا تو در سنگر هستى، در سنگر مدرسه، پس از سنگرت نگهدارى كن . | ||
| − | |||
| − | |||
و از همه دوستان و آشنايان نيز خواهشى دارم، كه بعد از شهادت من اشكى نريزيد و در همه حال پشتيبان ولايت فقيه و امام بوده و نيز براى من لباس عزا بر تن نكنيد. پدر و مادر، برادرانم و دوستان و آشنايانم، اگر در اين مدت كه با شما بودهام از من خطايى سرزده است من را ببخشيد، پدرم مدتى را كه نتوانستهام فرضيه الهى نماز و روزه را انجام دهم براى من به جا آوريد . | و از همه دوستان و آشنايان نيز خواهشى دارم، كه بعد از شهادت من اشكى نريزيد و در همه حال پشتيبان ولايت فقيه و امام بوده و نيز براى من لباس عزا بر تن نكنيد. پدر و مادر، برادرانم و دوستان و آشنايانم، اگر در اين مدت كه با شما بودهام از من خطايى سرزده است من را ببخشيد، پدرم مدتى را كه نتوانستهام فرضيه الهى نماز و روزه را انجام دهم براى من به جا آوريد . | ||
| − | |||
| − | |||
خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار، از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا . | خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار، از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا . | ||
| + | والسلام | ||
| + | عبدالحسين دعوى 1361/11/06<ref>[http://www.ajashohada.ir سایت شهدای ارتش]</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | ||
| − | |||
| − | + | <references /> | |
نسخهٔ کنونی تا ۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۷:۰۱
شهید عبدالحسین دعوی
تاریخ تولد :1341/03/04
تاریخ شهادت : 1362/09/26
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
شهيد عبدالحسين دعوي فرزند قاسم، در سال 1341 در تهران متولد شد. وي تحصيلات ابتدايي را در مدرسه ملي عدل 2 و سپس ديپلم خود را در رشته برق از هنرستان عصر انقلاب اخذ كرد، وي انساني مودب بود و در دوران كودكي به كلاس هاي قرآن كه در امام زاده صالح تجريش برقرار بود رفت و بعد از مدتي از قاريان ممتاز رده نوجوانان شناخته شد و جوايزي نيز گرفت. در دوران انقلاب در راهپيمايي ها شركت مي كرد و پس از انقلاب نيز در رسوايي منافقين نقش بسزايي داشت . بعد از گرفتن ديپلم مدتي را در بسيج اقتصادي مسجد قبا به طور افتخاري فعاليت نمود و مدتي زودتر از موعد سربازي به طور داوطلبانه به خدمت رفت و دوران آموزشي خود را در پادگان 06 پاسداران به پايان رساند. شهيد عبدالحسين دعوي در مناطق جنگي حدود دو سال حضور داشت و در منطقه غربي پيرانشهر در تاريخ، 1362/09/26 بر اثر اصابت تير به درجه رفيع شهادت نائل آمد. مزار اين شهيد بزرگوار در گلزار شهداي بهشت زهرا، قطعه 26 قرار دارد .
وصیت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم و لاتقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء ولكن لاتشعرون . اين وصيت نامه را كه مىنويسم آخرين سخنم با شما پدر و مادر ارجمندم و برادران عزيزم هست هر انسان متعالى وقتى كه عاشق خدا مىشود از خانهاش هجرت مي كند و به آنچه كه مىخواهد در هر كجا باشد قدم مىگذارد و به هدف اصلىاش كه همان جهاد در راه خداست به مرحله عمل در مىآورد و چه آن كه بهترين هديه را كه همان از جان گذشتن است به خدايش ارمغان دهد و چه آن كه در درجه پايينترى كه همان گذشتن از جان باشد اهدا نمايد؛ پدر و مادرم شما بدانيد هيچ قدرتى نمىتواند آتش خشم ملتى را كه براى اسلام به پاخاسته فرو نشاند و شما پدر و مادرم اين را بدانيد كه من با ديده باز و عاشقانه به هل من ناصر ينصرنى حسين زمان خود، اين اسطوره مقاومت لبيك گفتم و عاشقانه و خالصانه به سوى خالق خود شتافتم، اميدوارم انقلاب ما به رهبرى امام خميني كبير و به پيروزى كامل خود برسد و خون شهيدان آبيارى كننده نهال آزادى و استقلال و جمهورى اسلامى باشد . پدرجان، شما به عنوان پدر يكى از كوچكترين شهيدان در راه اسلام و انقلاب كه فرزندت را هديه كردى هرگز بار مسئوليت را پايين مگذار و هرگز گريه مكن تا دشمنان ما خوشحال نشوند . مادرجان، شما به عنوان مادر يكى از شهيدان صبر داشته باشيد كه خداوند با صابرين است و هرگز ناله نكنيد و اگر هم اشكى مىريزيد براى همه شهدا باشد . و اى برادر، من كوچكتر از اين هستم كه از شما خواهشى بكنم ولى اين را من از شما مي خواهم كه پشتيبان ولايت فقيه و امام باشيد تا به خون شهيدانمان آسيبى نرسد. و اى برادر كوچكتر من، شما نيز مسئوليت بزرگى بر دوش داريد زيرا تو در سنگر هستى، در سنگر مدرسه، پس از سنگرت نگهدارى كن . و از همه دوستان و آشنايان نيز خواهشى دارم، كه بعد از شهادت من اشكى نريزيد و در همه حال پشتيبان ولايت فقيه و امام بوده و نيز براى من لباس عزا بر تن نكنيد. پدر و مادر، برادرانم و دوستان و آشنايانم، اگر در اين مدت كه با شما بودهام از من خطايى سرزده است من را ببخشيد، پدرم مدتى را كه نتوانستهام فرضيه الهى نماز و روزه را انجام دهم براى من به جا آوريد . خدايا خدايا تا انقلاب مهدى خمينى را نگهدار، از عمر ما بكاه و بر عمر او بيفزا . والسلام عبدالحسين دعوى 1361/11/06[۱]