Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1343/10/04 نام : ابوالفضل محل تولد : نیشابور نام خانوادگی : جعفری...» ایجاد کرد) |
Khoshkenar9712 (بحث | مشارکتها) جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید ابوالفضل جعفری را به شهیدابوالفضل جعفری منتقل کرد) |
||
| (۴ نسخههای متوسط توسط ۴ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | {{جعبه اطلاعات افراد نظامی | |
| − | + | |نام فرد = ابوالفضل جعفری | |
| − | + | |تصویر = abolfazl-jafari.jpg | |
| − | + | |توضیح تصویر = | |
| − | تحصیلات | + | |ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی |
| − | شغل | + | |شهرت = |
| − | + | |دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]] | |
| − | + | |تولد = [[زادروزهای 04 دی|1343/10/04]] | |
| + | |شهادت = [[الگو:شهدای 23 اسفند|1363/12/23]] | ||
| + | |وفات = | ||
| + | |مرگ = | ||
| + | |محل دفن = | ||
| + | |مفقود = | ||
| + | |جانباز = | ||
| + | |اسارت = | ||
| + | |نیرو = | ||
| + | |یگانهای خدمت = | ||
| + | |طول خدمت = | ||
| + | |درجه = | ||
| + | |سمتها = | ||
| + | |جنگها = | ||
| + | |نشانهای لیاقت = | ||
| + | |عملیات = | ||
| + | |فعالیتها = | ||
| + | |تحصیلات = | ||
| + | |تخصصها = | ||
| + | |شغل = | ||
| + | |خانواده = | ||
| + | }} | ||
| + | |||
| − | |||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | روزی به آشپزخانه آمد و گفت: داری چه کار می کنی؟ چرا آبگرمکن در آشپزخانه است؟ چرا لوله اش را نگذاشتی گفتم: پدرت گفته این آبگرمکن گازی است و لوله نمی خواهد دست کشید به بغل کاشی و گفت: چقدر سیاه شده است بلافاصله رفت و لوله ای گرفت و آورد و سپس چند مرتبه از پله بالا و پایین رفت تا لوله را گذاشت الان رد دستهایش هست که زانو گذاشته و لوله ها را آورده است، تمام آشپزخانه را تمیز کرد وقتی می رفت عکس آدم در آن پیدا بود اینها را تمیز کرد و لوله را گذاشت. گفتم: دستت درد نکند. یک لامپ هم برای ما کشید. از وقتی که شهید شده نه لامپ سوخته و نه خاموش شده است. | + | روزی به آشپزخانه آمد و گفت: داری چه کار می کنی؟ چرا آبگرمکن در آشپزخانه است؟ چرا لوله اش را نگذاشتی گفتم: پدرت گفته این آبگرمکن گازی است و لوله نمی خواهد دست کشید به بغل کاشی و گفت: چقدر سیاه شده است بلافاصله رفت و لوله ای گرفت و آورد و سپس چند مرتبه از پله بالا و پایین رفت تا لوله را گذاشت الان رد دستهایش هست که زانو گذاشته و لوله ها را آورده است، تمام آشپزخانه را تمیز کرد وقتی می رفت عکس آدم در آن پیدا بود اینها را تمیز کرد و لوله را گذاشت. گفتم: دستت درد نکند. یک لامپ هم برای ما کشید. از وقتی که [[شهید]] شده نه لامپ سوخته و نه خاموش شده است.<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5755منبع سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references/> | |
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۱۵
خاطرات
روزی به آشپزخانه آمد و گفت: داری چه کار می کنی؟ چرا آبگرمکن در آشپزخانه است؟ چرا لوله اش را نگذاشتی گفتم: پدرت گفته این آبگرمکن گازی است و لوله نمی خواهد دست کشید به بغل کاشی و گفت: چقدر سیاه شده است بلافاصله رفت و لوله ای گرفت و آورد و سپس چند مرتبه از پله بالا و پایین رفت تا لوله را گذاشت الان رد دستهایش هست که زانو گذاشته و لوله ها را آورده است، تمام آشپزخانه را تمیز کرد وقتی می رفت عکس آدم در آن پیدا بود اینها را تمیز کرد و لوله را گذاشت. گفتم: دستت درد نکند. یک لامپ هم برای ما کشید. از وقتی که شهید شده نه لامپ سوخته و نه خاموش شده است.[۱]
