Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1325/01/07 نام : براتعلی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : جعفری تار...» ایجاد کرد) |
Amosoltany98 (بحث | مشارکتها) جز (Amosoltany98 صفحهٔ شهید برات علی جعفری را به شهیدبرات علی جعفری منتقل کرد) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱۱: | سطر ۱۱: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | • یکی از دوستان و همرزمان پدرم برای ما تعریف می کرد که من و شهید براتعلی جعفری یکی از رزمنده هایی را که مجروح شده بود در حال حمل کردن بودیم این مجروح خیلی سنگین بود وما خیلی دوست داشتیم کمی استراحت کنیم بعد مجروح را به عقب انتقال دهیم ولی وقتی می دیدیم که مجروح خیلی ناله می کند مجبورمی شدیم تا تند تر راه برویم دربین راه ناگهان یک خمپاره کنار ما به زمین اصابت کرد ما دو نفر مجروح را سریع روی زمین گذاشتیم و دراز کشیدیم بعد از اینکه مقداری از گردوخاک کناررفت بلند شدیم که مجروح راببریم که متوجه شدیم مجروح لنگ لنگان ازما تند تر می دود و ما به دنبال او می دویدیم. | + | • یکی از دوستان و همرزمان پدرم برای ما تعریف می کرد که من و شهید براتعلی جعفری یکی از رزمنده هایی را که مجروح شده بود در حال حمل کردن بودیم این مجروح خیلی سنگین بود وما خیلی دوست داشتیم کمی استراحت کنیم بعد مجروح را به عقب انتقال دهیم ولی وقتی می دیدیم که مجروح خیلی ناله می کند مجبورمی شدیم تا تند تر راه برویم دربین راه ناگهان یک خمپاره کنار ما به زمین اصابت کرد ما دو نفر مجروح را سریع روی زمین گذاشتیم و دراز کشیدیم بعد از اینکه مقداری از گردوخاک کناررفت بلند شدیم که مجروح راببریم که متوجه شدیم مجروح لنگ لنگان ازما تند تر می دود و ما به دنبال او می دویدیم.<ref>[http://%20http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5765منبع سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= | + | ==پانویس== |
| + | <references/> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۵ شهریور ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۲
تاریخ تولد : 1325/01/07 نام : براتعلی محل تولد : مشهد نام خانوادگی : جعفری تاریخ شهادت : 1365/10/20 نام پدر : محمدابراهیم مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
خاطرات
• یکی از دوستان و همرزمان پدرم برای ما تعریف می کرد که من و شهید براتعلی جعفری یکی از رزمنده هایی را که مجروح شده بود در حال حمل کردن بودیم این مجروح خیلی سنگین بود وما خیلی دوست داشتیم کمی استراحت کنیم بعد مجروح را به عقب انتقال دهیم ولی وقتی می دیدیم که مجروح خیلی ناله می کند مجبورمی شدیم تا تند تر راه برویم دربین راه ناگهان یک خمپاره کنار ما به زمین اصابت کرد ما دو نفر مجروح را سریع روی زمین گذاشتیم و دراز کشیدیم بعد از اینکه مقداری از گردوخاک کناررفت بلند شدیم که مجروح راببریم که متوجه شدیم مجروح لنگ لنگان ازما تند تر می دود و ما به دنبال او می دویدیم.[۱]