شهید شیرویه بلغاری: تفاوت بین نسخه‌ها

(زندگی نامه)
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۳۴: سطر ۳۴:
 
27 اردیبهشت سال شصت وپنج بود آتش درگیری ها در منطقه عملیاتی مهران بین رزمندگان اسلام وسربازان بعثی عراق زبانه می کشید، تر کش، گلوله، خمپاره، دود و آتش از زمین و هوا می بارید شیرویه بی محابا واستوار به پیش می تاخت و برای نابودی صدامیان شجاعانه نبرد می کرد. در اثنای در گیری ها در تک دشمن وی بر زمین افتاد و از زمین خاکی برآسمان افلاکی پرکشید و به خیل یاران شهیدش پیوست.
 
27 اردیبهشت سال شصت وپنج بود آتش درگیری ها در منطقه عملیاتی مهران بین رزمندگان اسلام وسربازان بعثی عراق زبانه می کشید، تر کش، گلوله، خمپاره، دود و آتش از زمین و هوا می بارید شیرویه بی محابا واستوار به پیش می تاخت و برای نابودی صدامیان شجاعانه نبرد می کرد. در اثنای در گیری ها در تک دشمن وی بر زمین افتاد و از زمین خاکی برآسمان افلاکی پرکشید و به خیل یاران شهیدش پیوست.
  
پیکر مطهر شهید شیرویه بلغاری هرگز شناسایی نشد و در تاریخ 1382/09/09 از طرف بنیاد شهید احراز شهادتش اعلام شد.<ref>[http://%20http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4431 سایت شهدای ارتش]</ref>
+
پیکر مطهر شهید شیرویه بلغاری هرگز شناسایی نشد و در تاریخ 1382/09/09 از طرف بنیاد شهید احراز شهادتش اعلام شد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/4431 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
 +
Image:6505888.jpg
 +
Image:1120163KAKA001-001.jpg
  
 +
</gallery>
  
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
+
<references />
<references />
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۷ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۴

شهید شیرویه بلغاری تاریخ تولد :1344/01/01 تاریخ شهادت : 1365/02/27 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :اردبیل - خلخال – ترک


زندگی نامه

شیرویه بلغاری در اولین روز فروردین ماه سال44درخانواده ای مستضعف و مذهبی متولد شد. اوکه با آمدنش نور وشادی را همگام با نوروز باستان به خانواده هدیه آورد.ایشان دومین فرزند ازچهارفرزند آقای حسین بلغاری وخدیجه خانم بود.

حسین در جوانیش از روستای مزه جین خلخال به روستای گلوجه خلخال مهاجرت کرده بود وبا تشکیل خانواده در این روستا شیرویه اش نیز در این روستا متولد شد.

در آن ایام حسین با کار کشاورزی و دامداری روزی چهار عائله را تامین می ساخت، به طوری که محتاج غیر الله نبود.

شیرویه در دامن مادری مهربان و محجبه پرورش یافت و از پدر و مادرش از همان دوران طفولیت آئین و تعالیم اسلام و ارزشهای اجتماعی و عرفی را می آموخت و برای آینده اش آن ها را در خود درونی می ساخت. و وقتی پا به بیرون ازخا نه گذاشت با دوستا ن و هم سا لانش مشغول بازیها ی کودکا نه شد.

شیرویه با رسیدن به سن هفت سا لگی در دبستا ن روستای گلوجه ثبت نام کرد و کلاس اول ابتدا ئی را با اشتیاق وافر دراین مدرسه آغازکرد. ایشان درس و مشقش را با دقت و جدیت انجا م می داد و از همان دوران دبستان برا ی کمک به امورات خا نواده نزد پدرش به مزرعه می رفت و او در این امر یاری می رساند. در بعضی اوقات نیز وی با دوستان و هم سالانش در اطراف روستا به بازی فوتبال می پرداخت و گاه نیز در امور خانه به مادرش کمک میکرد.

درسش در مدرسه خوب بود و تکالیف خودش را هم خوب انجام می داد ولی در اثر بعضی از بی توجهی های والدین فقر ونبود امکانات درسوم ابتدائی مجبور به ترک تحصیل گردید و از آن به بعد کمک کار پدرش در کارهای کشاورزی شد.او خیلی زود تن به کارگری داد و در نوجوانی و جوانی در خلخال کارگری می کرد و برای خانواده اش کسب درآمد می کرد.

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران شور و حال و فرهنگ این انقلاب به تدریج داشت در شخصیت این نوجوانان رسوخ پیدا می کرد.در این میان شیرویه بی نهایت به حضرت امام (ره)علاقه پیدا کرده بود.هر روز که می گذشت با حس کنجکاوانه سعی می کرد با سر زدن به ستادها و انجمن های تبلیغاتی بیشتر از انقلاب بداند و خودش را از این حیث پر بار تر جلوه دهد.در این زمان او اکثرا در بسیج مردمی و پایگاه بسیج فعالیت می کرد و بدون استثنادر اکثر راهپیمائی های انقلابی حضوری فعال داشت.

ایشان در مراسم عزاداری ابا عبدالله الحسین (ع) سوگ وماتم می گرفت وبا پوشیدن لباس سیاه در جمع هیات عزاداران به سر وسینه می زد و اشک در ماتم امام اش می ریخت.

شیرویه بلغاری رابطه اجتماعی قوی با همگان داشت و با کوچک و بزرگ روستا مراوده صمیمی برقرار می کرد و از حسن رفتارش هنوز هم همسایگان تمجید می کنند.

در بروز مشکلات، وی جوانی صبور بود ودر حل گرفتاری های پیش آمده به خدا و انبیا توسل می جست و بر توکل به خدا سعی در حل آن بر می آمد. وی رابطه صمیمی وپر مهری با برادران وخواهرانش داشت و سعی می کرد در کارهایشان آنها را کمک رسانده وهمواره رفاه وآسایش خانواده را آرزو می کرد.

روزها در پی هم می آمدند و شیرویه که جوانی رعنا شده بود برای انجام خدمت مقدس سربازی خود را آماده می کرد. مهر ماه سال 1363 فرا رسید وشیرویه خود را به پاسگاه نیروی انتظامی شهرستان خلخال معرفی کرد و بعد از تمهید مقدمات برای پاسداری وحراست از کیان اسلام و خاک وطنش عازم ارومیه شد ودر لشگر غرورآفرین 21 پیاده حضرت حمزه (ع) سازماندهی شد.

باگذشت ایام آموزش مقدماتی شیرویه به مهران شهر مقاومت ورشادت رزمندگان اسلام در برابر رزیم بعث عراق منتقل شد تا در صف سربازان غیور و رشید ایران زمین قرار گرفته واز ناموس ووطنش حراست نماید.

27 اردیبهشت سال شصت وپنج بود آتش درگیری ها در منطقه عملیاتی مهران بین رزمندگان اسلام وسربازان بعثی عراق زبانه می کشید، تر کش، گلوله، خمپاره، دود و آتش از زمین و هوا می بارید شیرویه بی محابا واستوار به پیش می تاخت و برای نابودی صدامیان شجاعانه نبرد می کرد. در اثنای در گیری ها در تک دشمن وی بر زمین افتاد و از زمین خاکی برآسمان افلاکی پرکشید و به خیل یاران شهیدش پیوست.

پیکر مطهر شهید شیرویه بلغاری هرگز شناسایی نشد و در تاریخ 1382/09/09 از طرف بنیاد شهید احراز شهادتش اعلام شد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۱۷ مهر ۱۳۹۸، در ‏۱۰:۲۴