شهید جاسم حاجی آبادی رضایی: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1343/11/28 نام : جاسم‌ محل تولد : مشهد نام خانوادگی : حاجی‌ابادی‌ر...» ایجاد کرد)
 
 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۱۳: سطر ۱۳:
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
در یکی از روزهای انقلاب وقتی فرزندم جاسم از منزل آبت الله شیرازی به خانه آمد با هیجان گفت : نمی دانید امروز چه شده ؟ گفتم : مگر چه شده ؟ گفت : امروز خطر درست از کنار گوشم رد شد . گفتم : چه خطری ؟ زودتر تعریف کن ببینم چه شده ؟ گفت : هیچی ، داشتم از منزل آیت الله شیرازی خارج می شدم که ناگهان تیراندازی شروع شد . مردم همگی فرار کردند من هم مثل آنها فرار کردم و به داخل یک قصابی پناه بردم . هنوز داشتم جابجا می شدم که یک دفعه تیری از کنار گوشم رد شد و به یخچال اصابت کرد و چیزی نمانده بود که به من بخورد ولی الحمدا... به خیر گذشت و کاریم نشد.
+
در یکی از روزهای انقلاب وقتی فرزندم جاسم از منزل آبت الله شیرازی به خانه آمد با هیجان گفت : نمی دانید امروز چه شده ؟ گفتم : مگر چه شده ؟ گفت : امروز خطر درست از کنار گوشم رد شد . گفتم : چه خطری ؟ زودتر تعریف کن ببینم چه شده ؟ گفت : هیچی ، داشتم از منزل آیت الله شیرازی خارج می شدم که ناگهان تیراندازی شروع شد . مردم همگی فرار کردند من هم مثل آنها فرار کردم و به داخل یک قصابی پناه بردم . هنوز داشتم جابجا می شدم که یک دفعه تیری از کنار گوشم رد شد و به یخچال اصابت کرد و چیزی نمانده بود که به من بخورد ولی الحمدا... به خیر گذشت و کاریم نشد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6418منبع سایت یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع سایت یاران رضا
+
<references/>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6418
+
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:جاسم_حاجی_آبادی_رضایی}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان مشهد]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ دی ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۴

تاریخ تولد : 1343/11/28 نام : جاسم‌ محل تولد : مشهد نام خانوادگی : حاجی‌ابادی‌رضائی‌ تاریخ شهادت : 1362/05/13 نام پدر : محمدعلی‌ مکان شهادت : مهران تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : ندارد یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : بهشت‌رضا



خاطرات

در یکی از روزهای انقلاب وقتی فرزندم جاسم از منزل آبت الله شیرازی به خانه آمد با هیجان گفت : نمی دانید امروز چه شده ؟ گفتم : مگر چه شده ؟ گفت : امروز خطر درست از کنار گوشم رد شد . گفتم : چه خطری ؟ زودتر تعریف کن ببینم چه شده ؟ گفت : هیچی ، داشتم از منزل آیت الله شیرازی خارج می شدم که ناگهان تیراندازی شروع شد . مردم همگی فرار کردند من هم مثل آنها فرار کردم و به داخل یک قصابی پناه بردم . هنوز داشتم جابجا می شدم که یک دفعه تیری از کنار گوشم رد شد و به یخچال اصابت کرد و چیزی نمانده بود که به من بخورد ولی الحمدا... به خیر گذشت و کاریم نشد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده

آخرین تغییر ‏۲۵ دی ۱۳۹۸، در ‏۱۱:۴۴