شهید همت‌الله متو: تفاوت بین نسخه‌ها

(صفحه‌ای جدید حاوی «{{جعبه اطلاعات افراد نظامی |نام فرد = همت‌الله متو |تصویر = ش...» ایجاد کرد)
 
جز (وصیت‌نامه)
 
(۵ نسخه‌های متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۶: سطر ۶:
 
|شهرت                  =  
 
|شهرت                  =  
 
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
 
|دین و مذهب            = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد                  =  ۱۳۳۹/۰۱/۰۱ ، [[آمل]] ، [[مازندران]]
+
|تولد                  =  [[زادروزهای ۱ فروردین|۱۳۳۹/۰۱/۰۱]] ، [[آمل]] ، [[مازندران]]
|شهادت                  = [[الگو:شهدای ۶ بهمن|۱۳۶۵/۱۱/۰۶]] ، ترور در درگیری‌های آمل
+
|شهادت                  = [[الگو:شهدای ۶ بهمن|۱۳۶۰/۱۱/۰۶]] ، ترور توسط کمونیست‌ها
 
|وفات                  =  
 
|وفات                  =  
 
|مرگ                    =  
 
|مرگ                    =  
سطر ۲۹: سطر ۲۹:
 
}}
 
}}
  
[[شهید همت‌الله متو]] در اول فروردین‌ماه ۱۳۳۹ در شهرستان [[جهرم]] به دنیا آمد. پدرش احمد نام داشت. تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش و متوسطه را در [[تهران]] گذراند. [[فرمانده گردان تخریب]] [[تیپ ۳۳ المهدی (عج)]] بود. در [[الگو:شهدای ۴ بهمن|چهارم بهمن ماه ۱۳۶۵]]، در حین انجام وضو براثر اصابت مستقیم گلوله توپ در [[شلمچه]] به شهادت رسید. مزار او در شهر زادگاهش قرار دارد.
+
[[شهید همت‌الله متو]] در [[زادروزهای ۱ فروردین|اول فروردین‌ماه ۱۳۳۹]] در روستای [[باغبان‌کلای قلعه‌کش]] از توابع شهرستان [[آمل]] به دنیا آمد. پدرش قنبر، کشاورز بود و مادرش طاهره نام داشت.تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. کادر سپاه بود. [[الگو:شهدای ۶ بهمن|ششم بهمن ماه ۱۳۶۰]]، در آمل هنگام درگیری با گروه‌های کمونیست براثر جراحات وارده به بدن شهید شد. مزار او در مسجد محل زادگاهش قرار دارد.
  
 
== زندگی‌نامه ==
 
== زندگی‌نامه ==
 +
=== قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ===
 +
 +
همت‌الله به سال ۱۳۳۹ در روستای باغبانکلای قلعه کش از حومه شهر هزازسنگر آمل و  در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و  در سن ۷ سالگی به دبستان دولتی امیر قلعه کش راه یافت و در سال ۱۳۵۹ موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی و فیزیک گردید .
 +
با توجه به شغل پدر در امر کشاورزی و تأمین معیشت خانواده ؛ وی همیشه درکنار پدر بوده و ضمن خواندن درس و ادامه تحصیل هیجوقت کمک و مددرسانی به پدر را فراموش نمی‌کرده وبا عشق و علاقه فراوان و بدون منت کنار پدر مهربان بوده است ؛ هرگز از یاد نمی‌بریم که وی پس از پایان کلاس در هر روز با کتاب به جای رفتن به منزل ؛ مستقیم درمحل  مزارع و باغ کشاورزی  کنار پدر قرار می‌گرفت تا او را یار و کمک مؤثر باشد
 +
شهید در انجام عبادت وفریضه دینی زبانزد عام و خاص بود وبرای هم سن و سالانش الگو و اسوه بوده است و در ماه مبارک رمضان تا نماز مغرب را در مسجد محل اقامه نمی‌کرد به افطار مشغول نمی‌شد  وی در اخلاق و رفتار پسندیده و کمک به همنوعان شهره محل بوده است وهیجکس بیاد ندارد که وی با توجه به سن و سال نوجوانی و جوانی با کسی دعوا و یا حتی قهر کرده باشد و و بلکه محل مراجعه سایر دوستان در حل و فصل مشکلاتشان بوده است .
 +
 +
 +
=== ایام پیروزی انقلاب اسلامی ===
 +
 +
وی که متخلق به اخلاق دینی ومذهبی بوده است و در بین دوستان نام و نشان پاکی و درستی و سلامت در گفتار و کردار مشهور بوده است ودر عین حال فردی تیز هوش و زیرک هم بوده ؛ چشم همگان در نگاه وی دوخته بود تا ببینند نسبت به شرایط  سیاسی سال 56 و 57 چگونه فعالیت می‌کند  که دیده شد بطورمخفیانه در حال توزیع نوار کاست از افراد سیاسی و اطلاعیه حضرت امام ره و مرحوم فلسفی و غیره می‌باشد و به مروروبا توجه به اوج درگیری‌ها در سال 57 ؛ شرکت فعالانه در راهپیمائیها داشته و جمعی ازدوستانش را هم همراه نموده است.
 +
با تشکیل واحدی انقلابی  در محل با حضور بزرگان ؛ وی هم حضور فعال داشته که به محض اشغال پاسگاه ژاندرمری روستای نوآباد توسط یاران حضرت امام ره ؛وی حضوری شبانه روزی داشته و ضمن نگهبانی و حراست از آن در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌نموده است .
 +
 +
 +
=== بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ===
 +
 +
صدای پیروز انقلاب به گوش می‌رسید و شهید همت به همراه سایر یاران امام ره نقش فعال در پیروزی انقلاب در منطقه داشته است و به محض پیروزی انقلاب نخستین کتابخانه  مسجد سجادیه را شکل داده و با خریدو تهیه کتاب و تحویل آن به علاقه مندان زوق وشوق فراوانی از خودنشان می‌داد.
 +
مدتی در کمیته انقلاب اسلامی محل  خدمت نموده ودر مبارزه با بی عدالتی و امربزه نهایت تلاش را نموده است اما این حضور وی را اقناع نمی‌کرده است.
 +
جمع نمودن هم سن و سالان و جوانان محل و پرداختن به آموزش آنان از فعالیت جدی وی بود و جوانان را با سازماندهی گروهان و دسته ازمسجد محل به سمت قلعه و زمینهای اطراف محل می‌برده و ضمن آموزش نظامی نسبت به برگزاری مانور آن هم بصورت جدی اقدام می‌نموده است شاید کسی بیاد نداشته باشد که شوخی وی را در حین برگزاری آموزش و مانور دیده باشد.
 +
برگزاری مراسم دعای کمیل و مراسم سخنرانی و سایر موارد فرهنگی درمحل از جمله فعالیت وی بوده است.
 +
تشکیل انجمن اسلامی قلعه کش به ویژه روستای باغبانکلا  و حضور فعال درکانون ادامه دهندگان راه امام قلعه کش و روستاهای همجواروارتباط مؤثر با روحانیت در خط امام از جمله فعالیت وی بوده است 
 +
حضوردر سپاه که درحال تشکیل بود چشمگیر و بصورتی که در اکثر ایام را در مقر سپاه بوده وخانواده اش کمتر وی را در خانه می‌دیدند و  انس فراوانی با کادر سپاه پیدا نموده  وبعنوان امین سپاه شده و مشغول خدمت بوده است .
 +
مباحثه و مبارزه با منافقین کوردل و سایر گروهک‌های ملحد ومنافق ؛ از کارهای هر روزه وی بوده است بطوریکه با مطالعه کتاب و مقالات  از شهید مطهری و ..... خویش را اماده مبارزه با آنان نموده و هرگز کوتاه نمی‌آمد بطوریکه تا نام همت می‌آمد آنان فرار را بر قرار ترجیع می‌دادند.
 +
ایشان در مهر 1358 در مدرسه امام خمینی آمل مشغول تحصیل بوده که پیام مبارک وبیاد ماندنی ازطریق پیک سپاه برای وی واصل شده وهمین پیام او را به عضویت سپاه فراخوانده و بدون وفقه و معطلی و سرشاراز عشق به سمت سپاه حرکت تا پیراهن مقدس سبز سپاه را بر تن کند و در راه سرخ حسینی جانفشانی نماید.
 +
 +
حادثه گنبد و درگیری با ضدانقلاب آغاز و وی به همراه سایر سبزپوشان و یاران حضرت امام وارد شهر گنبد گشته و تا نابودی آنان در شهر حضور فعال داشته و پس ازایجادامنیت به سپاه امل برگشته است.
 +
 +
ضدانقلابیون کردستان که سودای نابودی انقلاب را به سر داشته‌اند وی را به همراه سایر همرزمان به آن دیار مظلوم کشانده و جانانه با مزدوران ددمنش جنگیده وهمچنین در عملیات تصرف منطقه ارومانات به فرماندهی حاج احمد متوسلیان حضورداشته و  پس از سه ماه به سپاه آمل برگشته است .
 +
 +
سال 1359 فرا رسید و جنگ تحمیلی از سوی شیاطن بزرگ به مزدوری صدام عفلقی آغاز شد و اوسر از پا نمی‌شناخت و اصرا بر حضوردر جنگ داشت و فرماندهان سپاه را مجاب نمود تا به همراه کاروانی که در سال 1360  عازم جنگ بود عازم گشت و مدتی را در سرپل ذهاب خدمت نمود
 +
 +
تشکیل بسیج و ارتش بیست میلیونی  او را با بسیجان و مردم مرتبط تر نمود و وی با تشکیل واحد دانش آموزی و جوانان بسیج برای نخستین بار درواحد بسیج سپاه آمل نقش چشمگیری داشت  ایشان که نخستین فرمانده بسیج جوانان سپاه آمل شناخته شده است راسا در ایجاد و تشکیل این واحد همت گمارد و توانست بخش عمده ای از مدارس شهر و روستاها  را با این نام و تشکل آشنا و نسبت به آموزش و کارهای فرهنگی اقدام نماید.
 +
 +
جنگل آمل متلاتم شد از حضور جمعی از عروسکان کوکی صهیونیسم بنام جوجه کمونیست‌های ایران تا اینکه باصطلاع خامشان امقلاب را ساقط نمایند اما فرزندان حضرت امام راه شهادت راپذیرفته  و وی با حضوردر قرارگاه‌های مستقر در جنگل و همراه با سایر همرزمان در تعقیب آنان مؤثر و فعال بوده و بارها بارها بعنوان فرمانده دسته در جنگل حضور می‌یافته است.
 +
 +
همت از جبهه برگشته است و هنوز عرق خستگی جنگ بر تنش خشک نشده است و هنوز خانواده‌اش او را به‌خوبی پس از ماه‌ها حضور در جبهه ندیده است شب ششم بهمن سال 1360 و پس از حضور در انجمن اسلامی محل و پرس جو از اوضاع فعالیتشان  لختی خوابید تا صبحدم عازم واحد بسیج  سپاه گرد دو وقتی صبح بیدار شد به خواهرش گفت این آخرین ملاقات من با شماست و خداحافظی کرد و  به همراه چند تن از سایر پاسداران قلعه کشی در سر جاده محل ( کارخانه ثلاث ) منتظر وسیله نقلیه‌ای بوده تا سوار بر آن عازم شهر گردند اما خبری از ماشین نبود انتظار به طول کشید و جسته‌گریخته خبر از حمله به شهر به گوش رسید تا اینکه ماشین خاور یکی از بچه‌محلی‌ها سر جاده پیدایش شد و از او خواسته  تا اول شهر برساند و او اجابت کرد از اداره پست فعلی شهر ( میدان امام رضا ع ) تا محل شهربانی سابق ( جنب بیمارستان امام رضا ع ) پیاده رفته و در آنجا شهربانی مانع حضور مردم به سمت غربی شهر آن‌هم به جهت جنگ‌وگریز می‌شده ولیکن  همت به همراه سایرین کمی صبر نمود ولی طاقتش لبریز گشت و گفت من می‌خواهم به آن‌طرف شهر بروم و حرکت را آغاز نمود و وقتی اول پل دوازده چشمه رسیده متوجه تیراندازی از بالای سینما بهمن به‌طرف پل گشته ( گروهک کمونیست برای جلوگیری از  حضور مردم در سمت غربی شهر جهت حمایت از سپاه تیرباری را در بالای سینما مستقر و به سمت پل شلیک می‌کرد ) و این تیراندازی راه را برای ادامه مسیر بسته است راهی به ذهن جهت عبور پیدا نشد تا اینکه همگان دی‌اند همت به‌صورت سینه‌خیز از روی پل به سمت غرب شهر حرکت کرد و با این امر و ابتکار هیچ خطری تهدید نمی‌کند همگان پشت سرش سینه‌خیزان حرکت نمودند و او خود را به واحد بسیج رسانده و بر سرعت مسلح و مشغول تعقیب دشمن از خدا بی‌خبر گشت  تا اینکه  در صلات ظهر خبری به گوش رسید و آن اینکه همت به ملکوت اعلی پیوست دشمن  درحالی‌که راهی به جزء فرار و عقب‌نشینی را ندید و هرجائی را برای پناهگاه انتخاب تا شبانگاه شهر را ترک نماید همت او را تعقیب و در منطقه رضوانیه سنگر گرفت و مشغول تیراندازی به سمت دشمن گشت تا او را از لانه‌اش خارج نماید اما  در روز سه‌شنبه و ششم بهمن و هنگام صلات ظهر انگار خدا فرمود من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته او را به حضور پذیرفت و دعایش را مستجاب نمود و عاشورائی‌اش کرد و در جوار خود قرار داده و بر سرچشمه زلال کوثر مهمان نمود و همت در صف شهدای انقلاب اسلامی به کاروان سیدالشهدا امام حسین (ع) پیوست یادش گرامی باد .
 +
 +
 
== خاطرات ==
 
== خاطرات ==
 +
 +
=== نظم و انضباط ===
 +
همیشه با لباس فرم  در پاسگاه حضورمی یافت و تا صبح مشغول نگهبانی می‌شد و هیجوقت احساس خستگی و خمودگی در وی مشاهده نمی‌شد واین امر در تمامی شب‌ها و بدون وفقه ادامه می‌یافت وگوش به اوامرفرماندهی وقت پاسگاه بود .
 +
 +
===  خاطره ===
 +
جهت انتقال پیام امام در سایر روستاهای همجوار ودوردست  شهید هر شب به همراه سایر یاران و بصورت دستجمعی و راهپیمائی  و بدون واهمه و ترس از ساواک و عوامل شاه سفاک ؛ از روستای قلعه کش به روستای مورد نظر می‌رفته و با سر دادن  شعار انقلابی در سخنرانی علما شرکت فعال داشته است.
 +
 +
=== خاطره ===
 +
درنخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود واز سوی سازمان منافقین فردی بنام مصباح کاندید شده بود ایشان جمعی از دوستان روستا را در عصر یک روزی در مسجد جمع  و گفت فرداشب  مصباح درروستای کاشی محله سخنرانی دارد و ما باید با او بحث نمائی‌ام و به همین خاطر مطالعه ای از فعالیتش در فرمانداری ( مصباح فرماندار آمل بوده است ) و نقش وی در اخراج کارگران داشته و درموعد مقرر به مسجد کاشی محله رفته و با شروع سخنرانی و ی از جایش بلند شد و خیلی مؤدبانه شروع به سئوالاتی از نقشش دراخراج کارگران و فالعیتش در فرمانداری داشته که او پاسخی برای سئوالات منطقی شهید نداشته  تا اینکه مجاب شد سخنرانی را ناتمام و مجلس را ترک نماید .
 +
 
== آثار ==
 
== آثار ==
 +
 +
=== وصیت‌نامه ===
 +
بسم الله الرحمن الرحیم
 +
 +
و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.
 +
 +
گمان نکنید انهایی که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. قرآن کریم
 +
 +
اینجانب همت الله متو فرزند قنبر علی ساکن روستای باغبانکلا قلعه کش می باشم . در دوران کودکی همیشه در فکر این بودم که چه کسی این جهان پر عظمت و پر پیچ و خم را با نظم خاصی آفریده. بعد از جستجو و تحقیقات به وجود خدا پی بردم. بعد از مطالعه در مورد مبارزات و جانبازی سربازان صدر اسلام ، عاشق شهادت شدم، از طرف دیگر، از زندگی حیوانی و مادی بیزار شدم ، زیرا افرادی که طرز تفکرشان چنین باشد فقط در فکر شکم و پر شدن آن بوده، دست به کشتار هزاران تن از افراد بیگناه می زنند.
 +
 +
از جمله در فلسطین – لبنان –افغانستان. چنین افرادی هدف مشخصی نداشته و در نتیجه سر در گم و دیوانه وار زندگی می کنند. بدین ترتیب اسلام را به عنوان عالیترین مکتب و بخاطر همین از خداوند تبارک و تعالی خواستارم ، تا سر حد جانم، به اسلام وفادار بمانم.
 +
 +
اما امروز توجه زیادی به انقلاب و رهبر انقلاب باید داشته باشیم ، زیرا این رهبر نائب بر حق امام زمان است. شخصی است عظیم که زبان از بیان آن و قلمم قدرت نوشتن آنرا ندارد تا در مورد ایشان چیزی بگویم یا چیزی بنویسم. ولی همین قدر در مورد ایشان اشاره می کنم که هدف امام جز اسلام و پیاده شدن قوانین اسلام چیز دیگری نیست . قدر امام را بدانید حتی اگر به قیمت جان شما تمام بشود . دست از امام بر ندارید و حرف او را از دل و جان پذیرا باشید . نصیحت دیگرم این است که همیشه قرآن بخوانید خوب فکر کنید که منظور از گفته های مردم چیست و دیگران را هم در همین امر خیر تشویق کنید . مسئله دیگر اینکه هیچ لحظه ای امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید . و مسئله دیگر مسئله منافقین که تازگی ندارد . منافقین از صدر اسلام هم بوده اند و امروز هم هستند . نسبت به آنها هیچ رحمی نباید کرد و با قاطعیت تمام با آنها برخورد کنید . من همیشه منتظر کاروانی بودم که به سوی الله می رود ، تا این کاروان مرا هم با خود ببرد .
 +
 +
پدرم ، هر چند می دانم که بزرگ کردن یک فرزند مشکل است و از بزرگ کردن یک فرزند امید داری تا بهره ای ببری ولی چه بهره ای بهتر از اینکه فرزندی را بزرگ کنی و در راه خدا ببخشی ، که این باعث افتخار هر پدری باید باشد تا فرزند خودش را در چنین مسیری بفرستد . پدرم ، در این زمان از طرف خداوند مورد امتحان قرار گرفتیم تا اینکه ، چقدر به اسلام توجه داریم . صد آفرین بر شما که با این همه کاری که دارید فرزند خودت را به جبهه حق فرستادی . اگر شهید شدم مجلسی که بر پا می کنید خیلی ساده باشد . دیگر اینکه اگر اشتباهی و گناهی نسبت به شما انجام داده ام در راه خدا مرا ببخشید .
 +
 +
مادر عزیزم ، این را می دانم که بزرگ کردن یک فرزند خیلی برای مادر زحمت دارد . هر مادری امید دارد تا از فزرند خود بهره ای ببرد ، اما مادر تو چه استفاده ای بهتر از بزرگ کردن یک فرزند و بخشیدن در راه خدا داری . مادرم شما مسئولیت زیادی دارید و آن اینکه افرادی را باید بزرگ و تربیت کنید که مورد قبول اسلام باشد نه اینکه افرادی که بر علیه اسلام دست بزند . از شهید شدن فرزند خود ناراحت نباشید باید حتی بعد از شهید شدن هم در بین مردم بدون گریه صحبت بکنی ، که این خود باعث تقویت روحیه مردم می شود . دیگر اینکه اگر نسبت به شما اشتباهی کردم مرا به خاطر خدا ببخشید . شما مواظب برادرانم و خواهرانم باشید ، تا راه خیر و راه اسلام را انتخاب کنند .
 +
 +
پاسدار انقلاب اسلامی{{سخ}}
 +
همت الله متو <ref name="test">[http://www.habilian.ir/fa/terror-victims/%D8%B4%D9%87%DB%8C%D8%AF-%D9%87%D9%85%D8%AA-%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87-%D9%85%D8%AA%D9%88.html پایگاه اطلاع‌رسانی ۱۷۰۰۰ قربانی تروریسم در ایران]</ref>
 +
 
== نگارخانه‌ ==
 
== نگارخانه‌ ==
 
<gallery>
 
<gallery>
 
پرونده:شهید همت‌الله متو 01.jpg
 
پرونده:شهید همت‌الله متو 01.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 02.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 03.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 04.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 05.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 06.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 07.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 08.jpg
 +
پرونده:شهید همت‌الله متو 09.jpg
 
</gallery>
 
</gallery>
  
سطر ۴۷: سطر ۱۲۳:
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:متو - همت‌الله}}
 
{{ترتیب‌پیش‌فرض:متو - همت‌الله}}
 
[[رده: شهدا]]
 
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای ترور]]
 +
[[رده: فرماندهان شهید سپاه پاسداران]]
 
[[رده: شهدای ایران]]
 
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای شمال کشور]]
 
[[رده: شهدای استان  مازندران]]
 
[[رده: شهدای استان  مازندران]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان آمل (استان مازندران)]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ بهمن ۱۳۹۳، ساعت ۰۸:۱۴

همت‌الله متو
شهید همت‌الله متو 01.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد ۱۳۳۹/۰۱/۰۱ ، آمل ، مازندران
شهادت ۱۳۶۰/۱۱/۰۶ ، ترور توسط کمونیست‌ها
محل دفن مسجدمحل شهرباغبان‌کلا
نیرو سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.png سپاه پاسداران
یگانهای خدمت سپاه آمل
سمت‌ها فرمانده گردان سپاه آمل
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات دیپلم ریاضی
تخصص‌ها نیروی انسانی


شهید همت‌الله متو در اول فروردین‌ماه ۱۳۳۹ در روستای باغبان‌کلای قلعه‌کش از توابع شهرستان آمل به دنیا آمد. پدرش قنبر، کشاورز بود و مادرش طاهره نام داشت.تا پایان دوره متوسطه در رشته ریاضی درس خواند و دیپلم گرفت. کادر سپاه بود. ششم بهمن ماه ۱۳۶۰، در آمل هنگام درگیری با گروه‌های کمونیست براثر جراحات وارده به بدن شهید شد. مزار او در مسجد محل زادگاهش قرار دارد.

زندگی‌نامه

قبل از پیروزی انقلاب اسلامی

همت‌الله به سال ۱۳۳۹ در روستای باغبانکلای قلعه کش از حومه شهر هزازسنگر آمل و در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود و در سن ۷ سالگی به دبستان دولتی امیر قلعه کش راه یافت و در سال ۱۳۵۹ موفق به اخذ دیپلم در رشته ریاضی و فیزیک گردید . با توجه به شغل پدر در امر کشاورزی و تأمین معیشت خانواده ؛ وی همیشه درکنار پدر بوده و ضمن خواندن درس و ادامه تحصیل هیجوقت کمک و مددرسانی به پدر را فراموش نمی‌کرده وبا عشق و علاقه فراوان و بدون منت کنار پدر مهربان بوده است ؛ هرگز از یاد نمی‌بریم که وی پس از پایان کلاس در هر روز با کتاب به جای رفتن به منزل ؛ مستقیم درمحل مزارع و باغ کشاورزی کنار پدر قرار می‌گرفت تا او را یار و کمک مؤثر باشد شهید در انجام عبادت وفریضه دینی زبانزد عام و خاص بود وبرای هم سن و سالانش الگو و اسوه بوده است و در ماه مبارک رمضان تا نماز مغرب را در مسجد محل اقامه نمی‌کرد به افطار مشغول نمی‌شد وی در اخلاق و رفتار پسندیده و کمک به همنوعان شهره محل بوده است وهیجکس بیاد ندارد که وی با توجه به سن و سال نوجوانی و جوانی با کسی دعوا و یا حتی قهر کرده باشد و و بلکه محل مراجعه سایر دوستان در حل و فصل مشکلاتشان بوده است .


ایام پیروزی انقلاب اسلامی

وی که متخلق به اخلاق دینی ومذهبی بوده است و در بین دوستان نام و نشان پاکی و درستی و سلامت در گفتار و کردار مشهور بوده است ودر عین حال فردی تیز هوش و زیرک هم بوده ؛ چشم همگان در نگاه وی دوخته بود تا ببینند نسبت به شرایط سیاسی سال 56 و 57 چگونه فعالیت می‌کند که دیده شد بطورمخفیانه در حال توزیع نوار کاست از افراد سیاسی و اطلاعیه حضرت امام ره و مرحوم فلسفی و غیره می‌باشد و به مروروبا توجه به اوج درگیری‌ها در سال 57 ؛ شرکت فعالانه در راهپیمائیها داشته و جمعی ازدوستانش را هم همراه نموده است. با تشکیل واحدی انقلابی در محل با حضور بزرگان ؛ وی هم حضور فعال داشته که به محض اشغال پاسگاه ژاندرمری روستای نوآباد توسط یاران حضرت امام ره ؛وی حضوری شبانه روزی داشته و ضمن نگهبانی و حراست از آن در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌نموده است .


بعد از پیروزی انقلاب اسلامی

صدای پیروز انقلاب به گوش می‌رسید و شهید همت به همراه سایر یاران امام ره نقش فعال در پیروزی انقلاب در منطقه داشته است و به محض پیروزی انقلاب نخستین کتابخانه مسجد سجادیه را شکل داده و با خریدو تهیه کتاب و تحویل آن به علاقه مندان زوق وشوق فراوانی از خودنشان می‌داد. مدتی در کمیته انقلاب اسلامی محل خدمت نموده ودر مبارزه با بی عدالتی و امربزه نهایت تلاش را نموده است اما این حضور وی را اقناع نمی‌کرده است. جمع نمودن هم سن و سالان و جوانان محل و پرداختن به آموزش آنان از فعالیت جدی وی بود و جوانان را با سازماندهی گروهان و دسته ازمسجد محل به سمت قلعه و زمینهای اطراف محل می‌برده و ضمن آموزش نظامی نسبت به برگزاری مانور آن هم بصورت جدی اقدام می‌نموده است شاید کسی بیاد نداشته باشد که شوخی وی را در حین برگزاری آموزش و مانور دیده باشد. برگزاری مراسم دعای کمیل و مراسم سخنرانی و سایر موارد فرهنگی درمحل از جمله فعالیت وی بوده است. تشکیل انجمن اسلامی قلعه کش به ویژه روستای باغبانکلا و حضور فعال درکانون ادامه دهندگان راه امام قلعه کش و روستاهای همجواروارتباط مؤثر با روحانیت در خط امام از جمله فعالیت وی بوده است حضوردر سپاه که درحال تشکیل بود چشمگیر و بصورتی که در اکثر ایام را در مقر سپاه بوده وخانواده اش کمتر وی را در خانه می‌دیدند و انس فراوانی با کادر سپاه پیدا نموده وبعنوان امین سپاه شده و مشغول خدمت بوده است . مباحثه و مبارزه با منافقین کوردل و سایر گروهک‌های ملحد ومنافق ؛ از کارهای هر روزه وی بوده است بطوریکه با مطالعه کتاب و مقالات از شهید مطهری و ..... خویش را اماده مبارزه با آنان نموده و هرگز کوتاه نمی‌آمد بطوریکه تا نام همت می‌آمد آنان فرار را بر قرار ترجیع می‌دادند. ایشان در مهر 1358 در مدرسه امام خمینی آمل مشغول تحصیل بوده که پیام مبارک وبیاد ماندنی ازطریق پیک سپاه برای وی واصل شده وهمین پیام او را به عضویت سپاه فراخوانده و بدون وفقه و معطلی و سرشاراز عشق به سمت سپاه حرکت تا پیراهن مقدس سبز سپاه را بر تن کند و در راه سرخ حسینی جانفشانی نماید.

حادثه گنبد و درگیری با ضدانقلاب آغاز و وی به همراه سایر سبزپوشان و یاران حضرت امام وارد شهر گنبد گشته و تا نابودی آنان در شهر حضور فعال داشته و پس ازایجادامنیت به سپاه امل برگشته است.

ضدانقلابیون کردستان که سودای نابودی انقلاب را به سر داشته‌اند وی را به همراه سایر همرزمان به آن دیار مظلوم کشانده و جانانه با مزدوران ددمنش جنگیده وهمچنین در عملیات تصرف منطقه ارومانات به فرماندهی حاج احمد متوسلیان حضورداشته و پس از سه ماه به سپاه آمل برگشته است .

سال 1359 فرا رسید و جنگ تحمیلی از سوی شیاطن بزرگ به مزدوری صدام عفلقی آغاز شد و اوسر از پا نمی‌شناخت و اصرا بر حضوردر جنگ داشت و فرماندهان سپاه را مجاب نمود تا به همراه کاروانی که در سال 1360 عازم جنگ بود عازم گشت و مدتی را در سرپل ذهاب خدمت نمود

تشکیل بسیج و ارتش بیست میلیونی او را با بسیجان و مردم مرتبط تر نمود و وی با تشکیل واحد دانش آموزی و جوانان بسیج برای نخستین بار درواحد بسیج سپاه آمل نقش چشمگیری داشت ایشان که نخستین فرمانده بسیج جوانان سپاه آمل شناخته شده است راسا در ایجاد و تشکیل این واحد همت گمارد و توانست بخش عمده ای از مدارس شهر و روستاها را با این نام و تشکل آشنا و نسبت به آموزش و کارهای فرهنگی اقدام نماید.

جنگل آمل متلاتم شد از حضور جمعی از عروسکان کوکی صهیونیسم بنام جوجه کمونیست‌های ایران تا اینکه باصطلاع خامشان امقلاب را ساقط نمایند اما فرزندان حضرت امام راه شهادت راپذیرفته و وی با حضوردر قرارگاه‌های مستقر در جنگل و همراه با سایر همرزمان در تعقیب آنان مؤثر و فعال بوده و بارها بارها بعنوان فرمانده دسته در جنگل حضور می‌یافته است.

همت از جبهه برگشته است و هنوز عرق خستگی جنگ بر تنش خشک نشده است و هنوز خانواده‌اش او را به‌خوبی پس از ماه‌ها حضور در جبهه ندیده است شب ششم بهمن سال 1360 و پس از حضور در انجمن اسلامی محل و پرس جو از اوضاع فعالیتشان لختی خوابید تا صبحدم عازم واحد بسیج سپاه گرد دو وقتی صبح بیدار شد به خواهرش گفت این آخرین ملاقات من با شماست و خداحافظی کرد و به همراه چند تن از سایر پاسداران قلعه کشی در سر جاده محل ( کارخانه ثلاث ) منتظر وسیله نقلیه‌ای بوده تا سوار بر آن عازم شهر گردند اما خبری از ماشین نبود انتظار به طول کشید و جسته‌گریخته خبر از حمله به شهر به گوش رسید تا اینکه ماشین خاور یکی از بچه‌محلی‌ها سر جاده پیدایش شد و از او خواسته تا اول شهر برساند و او اجابت کرد از اداره پست فعلی شهر ( میدان امام رضا ع ) تا محل شهربانی سابق ( جنب بیمارستان امام رضا ع ) پیاده رفته و در آنجا شهربانی مانع حضور مردم به سمت غربی شهر آن‌هم به جهت جنگ‌وگریز می‌شده ولیکن همت به همراه سایرین کمی صبر نمود ولی طاقتش لبریز گشت و گفت من می‌خواهم به آن‌طرف شهر بروم و حرکت را آغاز نمود و وقتی اول پل دوازده چشمه رسیده متوجه تیراندازی از بالای سینما بهمن به‌طرف پل گشته ( گروهک کمونیست برای جلوگیری از حضور مردم در سمت غربی شهر جهت حمایت از سپاه تیرباری را در بالای سینما مستقر و به سمت پل شلیک می‌کرد ) و این تیراندازی راه را برای ادامه مسیر بسته است راهی به ذهن جهت عبور پیدا نشد تا اینکه همگان دی‌اند همت به‌صورت سینه‌خیز از روی پل به سمت غرب شهر حرکت کرد و با این امر و ابتکار هیچ خطری تهدید نمی‌کند همگان پشت سرش سینه‌خیزان حرکت نمودند و او خود را به واحد بسیج رسانده و بر سرعت مسلح و مشغول تعقیب دشمن از خدا بی‌خبر گشت تا اینکه در صلات ظهر خبری به گوش رسید و آن اینکه همت به ملکوت اعلی پیوست دشمن درحالی‌که راهی به جزء فرار و عقب‌نشینی را ندید و هرجائی را برای پناهگاه انتخاب تا شبانگاه شهر را ترک نماید همت او را تعقیب و در منطقه رضوانیه سنگر گرفت و مشغول تیراندازی به سمت دشمن گشت تا او را از لانه‌اش خارج نماید اما در روز سه‌شنبه و ششم بهمن و هنگام صلات ظهر انگار خدا فرمود من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته او را به حضور پذیرفت و دعایش را مستجاب نمود و عاشورائی‌اش کرد و در جوار خود قرار داده و بر سرچشمه زلال کوثر مهمان نمود و همت در صف شهدای انقلاب اسلامی به کاروان سیدالشهدا امام حسین (ع) پیوست یادش گرامی باد .


خاطرات

نظم و انضباط

همیشه با لباس فرم در پاسگاه حضورمی یافت و تا صبح مشغول نگهبانی می‌شد و هیجوقت احساس خستگی و خمودگی در وی مشاهده نمی‌شد واین امر در تمامی شب‌ها و بدون وفقه ادامه می‌یافت وگوش به اوامرفرماندهی وقت پاسگاه بود .

خاطره

جهت انتقال پیام امام در سایر روستاهای همجوار ودوردست شهید هر شب به همراه سایر یاران و بصورت دستجمعی و راهپیمائی و بدون واهمه و ترس از ساواک و عوامل شاه سفاک ؛ از روستای قلعه کش به روستای مورد نظر می‌رفته و با سر دادن شعار انقلابی در سخنرانی علما شرکت فعال داشته است.

خاطره

درنخستین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی بود واز سوی سازمان منافقین فردی بنام مصباح کاندید شده بود ایشان جمعی از دوستان روستا را در عصر یک روزی در مسجد جمع و گفت فرداشب مصباح درروستای کاشی محله سخنرانی دارد و ما باید با او بحث نمائی‌ام و به همین خاطر مطالعه ای از فعالیتش در فرمانداری ( مصباح فرماندار آمل بوده است ) و نقش وی در اخراج کارگران داشته و درموعد مقرر به مسجد کاشی محله رفته و با شروع سخنرانی و ی از جایش بلند شد و خیلی مؤدبانه شروع به سئوالاتی از نقشش دراخراج کارگران و فالعیتش در فرمانداری داشته که او پاسخی برای سئوالات منطقی شهید نداشته تا اینکه مجاب شد سخنرانی را ناتمام و مجلس را ترک نماید .

آثار

وصیت‌نامه

بسم الله الرحمن الرحیم

و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون.

گمان نکنید انهایی که در راه خدا کشته شدند مرده اند بلکه آنان زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. قرآن کریم

اینجانب همت الله متو فرزند قنبر علی ساکن روستای باغبانکلا قلعه کش می باشم . در دوران کودکی همیشه در فکر این بودم که چه کسی این جهان پر عظمت و پر پیچ و خم را با نظم خاصی آفریده. بعد از جستجو و تحقیقات به وجود خدا پی بردم. بعد از مطالعه در مورد مبارزات و جانبازی سربازان صدر اسلام ، عاشق شهادت شدم، از طرف دیگر، از زندگی حیوانی و مادی بیزار شدم ، زیرا افرادی که طرز تفکرشان چنین باشد فقط در فکر شکم و پر شدن آن بوده، دست به کشتار هزاران تن از افراد بیگناه می زنند.

از جمله در فلسطین – لبنان –افغانستان. چنین افرادی هدف مشخصی نداشته و در نتیجه سر در گم و دیوانه وار زندگی می کنند. بدین ترتیب اسلام را به عنوان عالیترین مکتب و بخاطر همین از خداوند تبارک و تعالی خواستارم ، تا سر حد جانم، به اسلام وفادار بمانم.

اما امروز توجه زیادی به انقلاب و رهبر انقلاب باید داشته باشیم ، زیرا این رهبر نائب بر حق امام زمان است. شخصی است عظیم که زبان از بیان آن و قلمم قدرت نوشتن آنرا ندارد تا در مورد ایشان چیزی بگویم یا چیزی بنویسم. ولی همین قدر در مورد ایشان اشاره می کنم که هدف امام جز اسلام و پیاده شدن قوانین اسلام چیز دیگری نیست . قدر امام را بدانید حتی اگر به قیمت جان شما تمام بشود . دست از امام بر ندارید و حرف او را از دل و جان پذیرا باشید . نصیحت دیگرم این است که همیشه قرآن بخوانید خوب فکر کنید که منظور از گفته های مردم چیست و دیگران را هم در همین امر خیر تشویق کنید . مسئله دیگر اینکه هیچ لحظه ای امر به معروف و نهی از منکر را فراموش نکنید . و مسئله دیگر مسئله منافقین که تازگی ندارد . منافقین از صدر اسلام هم بوده اند و امروز هم هستند . نسبت به آنها هیچ رحمی نباید کرد و با قاطعیت تمام با آنها برخورد کنید . من همیشه منتظر کاروانی بودم که به سوی الله می رود ، تا این کاروان مرا هم با خود ببرد .

پدرم ، هر چند می دانم که بزرگ کردن یک فرزند مشکل است و از بزرگ کردن یک فرزند امید داری تا بهره ای ببری ولی چه بهره ای بهتر از اینکه فرزندی را بزرگ کنی و در راه خدا ببخشی ، که این باعث افتخار هر پدری باید باشد تا فرزند خودش را در چنین مسیری بفرستد . پدرم ، در این زمان از طرف خداوند مورد امتحان قرار گرفتیم تا اینکه ، چقدر به اسلام توجه داریم . صد آفرین بر شما که با این همه کاری که دارید فرزند خودت را به جبهه حق فرستادی . اگر شهید شدم مجلسی که بر پا می کنید خیلی ساده باشد . دیگر اینکه اگر اشتباهی و گناهی نسبت به شما انجام داده ام در راه خدا مرا ببخشید .

مادر عزیزم ، این را می دانم که بزرگ کردن یک فرزند خیلی برای مادر زحمت دارد . هر مادری امید دارد تا از فزرند خود بهره ای ببرد ، اما مادر تو چه استفاده ای بهتر از بزرگ کردن یک فرزند و بخشیدن در راه خدا داری . مادرم شما مسئولیت زیادی دارید و آن اینکه افرادی را باید بزرگ و تربیت کنید که مورد قبول اسلام باشد نه اینکه افرادی که بر علیه اسلام دست بزند . از شهید شدن فرزند خود ناراحت نباشید باید حتی بعد از شهید شدن هم در بین مردم بدون گریه صحبت بکنی ، که این خود باعث تقویت روحیه مردم می شود . دیگر اینکه اگر نسبت به شما اشتباهی کردم مرا به خاطر خدا ببخشید . شما مواظب برادرانم و خواهرانم باشید ، تا راه خیر و راه اسلام را انتخاب کنند .

پاسدار انقلاب اسلامی
همت الله متو [۱]

نگارخانه‌

جستارهای وابسته

منابع

  1. پایگاه اطلاع‌رسانی ۱۷۰۰۰ قربانی تروریسم در ایران


رده‌ها

آخرین تغییر ‏۶ بهمن ۱۳۹۳، در ‏۰۸:۱۴