Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) (برچسب: ویرایش موبایل) |
Shamirzae9711 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | نام پدر: غلامرضا متولد: 1330- تهران | + | نام پدر: غلامرضا متولد: [[1330]]- تهران |
| − | تاریخ شهادت: 18/12/1366 محل شهادت: تهران | + | تاریخ شهادت: [[18/12/1366]] محل شهادت: تهران |
نحوه شهادت: حمله موشکی شغل: خانه دار | نحوه شهادت: حمله موشکی شغل: خانه دار | ||
| − | شهید نصرت صدرایی در سال 1330 در تهران به دنیا آمد و تا ششم ابتدایی تحصیل کرد. پس از ازدواج، مادر چهار فرزند، (دو پسر و دو دختر) شد.. | + | [[شهید]] [[نصرت صدرایی]] در سال 1330 در تهران به دنیا آمد و تا ششم ابتدایی تحصیل کرد. پس از ازدواج، مادر چهار فرزند، (دو پسر و دو دختر) شد.. |
او متعبد و با تقوا بود. مهربانی، صبوری و خوش خلقی از دیگر خصوصیات او به شمار می رفت. به علم و دانش علاقه مند بود و فرزندانش را نیز تشویق به کسب علم و معرفت می نمود. در فعالیتهای انقلابی حضوری فعال داشت. حتی همسرش را تشویق به جبهه رفتن می کرد و به او سفارش می کرد که هیچ گاه جبهه را خالی نگذارد. در فعالیتهای پشت جبهه نیز شرکت داشت و این توصیه را به دوستان و اطرافیان می کرد. در پاسخ خواهرش که از او می خواست تا از تهران بیرون بروند، می گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. مگر خون من از خون شهدا رنگین تر است؟ با صفاو صمیمی بود. کانون گرمی که در خانواده پدید آورده بود، سبب می شد که شوهرش نه تنها او را همسر، بلکه دوست خود نیز بداند و با دیدن چهره صمیمی و خندان او مشکلات را از یاد ببرد. او شهادت طلب بود و گفتار و کردارش این را اثبات می کرد. | او متعبد و با تقوا بود. مهربانی، صبوری و خوش خلقی از دیگر خصوصیات او به شمار می رفت. به علم و دانش علاقه مند بود و فرزندانش را نیز تشویق به کسب علم و معرفت می نمود. در فعالیتهای انقلابی حضوری فعال داشت. حتی همسرش را تشویق به جبهه رفتن می کرد و به او سفارش می کرد که هیچ گاه جبهه را خالی نگذارد. در فعالیتهای پشت جبهه نیز شرکت داشت و این توصیه را به دوستان و اطرافیان می کرد. در پاسخ خواهرش که از او می خواست تا از تهران بیرون بروند، می گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. مگر خون من از خون شهدا رنگین تر است؟ با صفاو صمیمی بود. کانون گرمی که در خانواده پدید آورده بود، سبب می شد که شوهرش نه تنها او را همسر، بلکه دوست خود نیز بداند و با دیدن چهره صمیمی و خندان او مشکلات را از یاد ببرد. او شهادت طلب بود و گفتار و کردارش این را اثبات می کرد. | ||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
یادشان گرامی باد | یادشان گرامی باد | ||
| + | <ref> جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۳ تیر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۱۷
زندگینامه
نام پدر: غلامرضا متولد: 1330- تهران
تاریخ شهادت: 18/12/1366 محل شهادت: تهران
نحوه شهادت: حمله موشکی شغل: خانه دار
شهید نصرت صدرایی در سال 1330 در تهران به دنیا آمد و تا ششم ابتدایی تحصیل کرد. پس از ازدواج، مادر چهار فرزند، (دو پسر و دو دختر) شد..
او متعبد و با تقوا بود. مهربانی، صبوری و خوش خلقی از دیگر خصوصیات او به شمار می رفت. به علم و دانش علاقه مند بود و فرزندانش را نیز تشویق به کسب علم و معرفت می نمود. در فعالیتهای انقلابی حضوری فعال داشت. حتی همسرش را تشویق به جبهه رفتن می کرد و به او سفارش می کرد که هیچ گاه جبهه را خالی نگذارد. در فعالیتهای پشت جبهه نیز شرکت داشت و این توصیه را به دوستان و اطرافیان می کرد. در پاسخ خواهرش که از او می خواست تا از تهران بیرون بروند، می گفت: من سنگر خود را رها نمی کنم. مگر خون من از خون شهدا رنگین تر است؟ با صفاو صمیمی بود. کانون گرمی که در خانواده پدید آورده بود، سبب می شد که شوهرش نه تنها او را همسر، بلکه دوست خود نیز بداند و با دیدن چهره صمیمی و خندان او مشکلات را از یاد ببرد. او شهادت طلب بود و گفتار و کردارش این را اثبات می کرد.
و سرانجام در سال 1366 در پی اصابت موشک رژیم بعثی به تهران به همراه فرزندان دلبندش (منیره، هما و هادی مرادی) به دیدار خداوند شتافتند و داغ هجرشان را بر دل ما نهادند.
یادشان گرامی باد [۱]
پانویس
- ↑ جمعی از نویسندگان، آیینه و شقایق (یادنامه شهدای زن استان تهران (جلد دوم)، تهران، انتشارات منطقه مقاومت بسیج استان تهران، 1381