شهید قنبر علی حسنی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «تاریخ تولد : 1343/06/05 نام : قنبرعلی‌ محل تولد : بجنورد نام خانوادگی : حسنی‌ تاری...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۱: سطر ۱:
 
تاریخ تولد : 1343/06/05
 
تاریخ تولد : 1343/06/05
  
نام : قنبرعلی‌ محل تولد : بجنورد
+
نام : قنبرعلی‌  
  
نام خانوادگی : حسنی‌ تاریخ شهادت : 1364/11/26
+
محل تولد : بجنورد
  
نام پدر : رمضان‌ مکان شهادت : فاو - اروندرود
+
نام خانوادگی : حسنی‌
  
تحصیلات : دبیرستانی منطقه شهادت :
+
تاریخ شهادت : 1364/11/26
  
شغل : محصل یگان خدمتی : ل 5 نصر
+
نام پدر : رمضان‌
 +
 
 +
مکان شهادت : فاو - اروندرود
 +
 
 +
تحصیلات : دبیرستانی
 +
 
 +
منطقه شهادت :
 +
 
 +
شغل : محصل  
 +
 
 +
یگان خدمتی : ل 5 نصر
  
 
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
 
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
  
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار
+
نوع عضویت : سایر شهدا  
 +
 
 +
مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار
  
 
گلزار : چشمه راز
 
گلزار : چشمه راز

نسخهٔ کنونی تا ‏۵ آذر ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۰۹

تاریخ تولد : 1343/06/05

نام : قنبرعلی‌

محل تولد : بجنورد

نام خانوادگی : حسنی‌

تاریخ شهادت : 1364/11/26

نام پدر : رمضان‌

مکان شهادت : فاو - اروندرود

تحصیلات : دبیرستانی

منطقه شهادت :

شغل : محصل

یگان خدمتی : ل 5 نصر

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار

گلزار : چشمه راز


rId6



زندگینامه

قنبر علی حسنی، در سال 1342 در بخش «راز» شهرستان بجنورد دیده به جهان گشود.

تحصیلات خود را تا پایان دوره‌ی متوسطه ادامه داد و در تمام طول تحصیل خوش اخلاقی و ادب وی زبانزد اولیاء مدرسه و همسالانس بود. به علت فوت پدر و سختی معیشت، علاوه بر تحصیل به کارگری نیز می‌پرداخت تا یاری‌گر مادر و تنها برادرش باشد.

در 18 سالگی برای لبیک به دعوت امام، از طریق بسیج با مسؤولیت امدادگری در لشکر 5 نصر عازم میادین نبرد شد و سرانجام به تاریخ 26/11/1364 در عملیات والفجر 8 و در منطقه‌ی فاو در اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید.



خاطرات

- دقیقا به یاد دارم روزی که پسرم قنبر علی برای آخرین بار می خواست به جبهه اعزام شود ، بنده در طول راه بدرقه اش کردم هر چند قدم که می رفت صورت او را می بوسیدم و خداحافظی می کردم . مثل اینکه به من کسی سفارش می کرد که شاید دیگر پسرت را نبینی و به شهادت برسد که همانگونه هم شد چندی نگذشت که خبر شهادتش را برایمان آوردند .

- گویا فرزندم شهیدم قنبر علی قبل از شروع عملیات والفجر 8 در منطقه فاو عراق ایشان به یکی از دوستانش سفارش می کند که من احتمالا از این عملیات زنده بر نیم گردم و شهید می شوم اما سعی کنید اگر شهید شدم جنازه ام را به شهرمان بر گردانید ، زیرا مادرم به من علاقه مند است حداقل جنازه ام را ببیند و کمتر احساس ناراحتی و دلتنگی کند .

منبع سایت یاران رضا

http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6765