شهید محمود حسین زاده هروی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۷: سطر ۷:
 
نام پدر : علی‌اکبر
 
نام پدر : علی‌اکبر
  
مکان شهادت : اسلام‌اباد
+
مکان شهادت : اسلام‌اباد
  
 
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
 
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :
سطر ۱۹: سطر ۱۹:
 
نوع عضویت : سایر شهدا
 
نوع عضویت : سایر شهدا
  
مسئولیت : جهادگر
+
مسئولیت : جهادگر
  
 
گلزار : خواجه‌ربیع‌
 
گلزار : خواجه‌ربیع‌
سطر ۲۹: سطر ۲۹:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
  
وقتی بچه ها را بوسید و خداحافظی کرد ، نگاهی به خانه نمود و چشمانش پر از اشک گردید . گفتم : به بدرقه ات بیایم ؟ گفت : نه خودم می روم ، چون شما باردار هستید . فقط سفارش و خواهش من از شما این است که چنانچه شهید شدم از بچه ها به خوبی مواظبت نمایی که منحرف نشوند. دوست دارم که بچه ها را آنگونه که اسلام و تشیّع می خواهد تربیت کنی و نگذاری که احساس بی پدری کنند و به آنها سخت بگذرد . بچه ها را دلداری بدهید و بگویید مثل پدر شما افراد زیادی به شهادت رسیده اند . هر وقت که ناراحت بودند و خواستند ، گریه کنند ، بگویید برای مصائب اهل بیت رسول اکرم (ص) گریه کنند .
+
وقتی بچه ها را بوسید و خداحافظی کرد ، نگاهی به خانه نمود و چشمانش پر از اشک گردید . گفتم : به بدرقه ات بیایم ؟ گفت : نه خودم می روم ، چون شما باردار هستید . فقط سفارش و خواهش من از شما این است که چنانچه شهید شدم از بچه ها به خوبی مواظبت نمایی که منحرف نشوند. دوست دارم که بچه ها را آنگونه که اسلام و تشیّع می خواهد تربیت کنی و نگذاری که احساس بی پدری کنند و به آنها سخت بگذرد . بچه ها را دلداری بدهید و بگویید مثل پدر شما افراد زیادی به شهادت رسیده اند . هر وقت که ناراحت بودند و خواستند ، گریه کنند ، بگویید برای مصائب اهل بیت رسول اکرم (ص) گریه کنند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=6942 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
  
  
منبع سایت یاران رضا
+
<references />
 
+
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 6942
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۸ خرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۵

محمود محل تولد : مشهد

نام خانوادگی : حسین‌زاده‌هروی‌

تاریخ شهادت : 1365/10/30

نام پدر : علی‌اکبر

مکان شهادت : اسلام‌اباد

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل :

یگان خدمتی :

گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : جهادگر

گلزار : خواجه‌ربیع‌

rId5


خاطرات

وقتی بچه ها را بوسید و خداحافظی کرد ، نگاهی به خانه نمود و چشمانش پر از اشک گردید . گفتم : به بدرقه ات بیایم ؟ گفت : نه خودم می روم ، چون شما باردار هستید . فقط سفارش و خواهش من از شما این است که چنانچه شهید شدم از بچه ها به خوبی مواظبت نمایی که منحرف نشوند. دوست دارم که بچه ها را آنگونه که اسلام و تشیّع می خواهد تربیت کنی و نگذاری که احساس بی پدری کنند و به آنها سخت بگذرد . بچه ها را دلداری بدهید و بگویید مثل پدر شما افراد زیادی به شهادت رسیده اند . هر وقت که ناراحت بودند و خواستند ، گریه کنند ، بگویید برای مصائب اهل بیت رسول اکرم (ص) گریه کنند.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا
آخرین تغییر ‏۸ خرداد ۱۳۹۹، در ‏۲۲:۰۵