Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| سطر ۳۲: | سطر ۳۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | شب آخری که من همراه ایشان بودم از زبان خود ایشان شنیدم که می گفت: من امشب شهید می شوم و از بچه ها خداحافظی می کرد. در موقع تعویض پست نگهبانی او پاس بخش بود و برای سرکشی از پست ها و تعویض پست نگهبانی از [[سنگر]] بیرون آمده بود که در همان لحظه چند گلوله [[خمپاره60]] شلیک شد و به اطراف [[سنگر]] اصابت کرد و بر اثر اصابت ترکش همان خمپاره ها ایشان در همانجا به شهادت رسید . | + | شب آخری که من همراه ایشان بودم از زبان خود ایشان شنیدم که می گفت: من امشب شهید می شوم و از بچه ها خداحافظی می کرد. در موقع تعویض پست نگهبانی او پاس بخش بود و برای سرکشی از پست ها و تعویض پست نگهبانی از [[سنگر]] بیرون آمده بود که در همان لحظه چند گلوله [[خمپاره60]] شلیک شد و به اطراف [[سنگر]] اصابت کرد و بر اثر اصابت ترکش همان خمپاره ها ایشان در همانجا به شهادت رسید.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=5843 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 5843 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۵ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۹
تاریخ تولد : 1343/03/04
نام : رحمتاله
محل تولد : سبزوار
نام خانوادگی : جغتائی
تاریخ شهادت : 1366/10/15
نام پدر : محمد
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل : دانش آموز
یگان خدمتی :
گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : غواص
گلزار : شهدا
خاطرات
شب آخری که من همراه ایشان بودم از زبان خود ایشان شنیدم که می گفت: من امشب شهید می شوم و از بچه ها خداحافظی می کرد. در موقع تعویض پست نگهبانی او پاس بخش بود و برای سرکشی از پست ها و تعویض پست نگهبانی از سنگر بیرون آمده بود که در همان لحظه چند گلوله خمپاره60 شلیک شد و به اطراف سنگر اصابت کرد و بر اثر اصابت ترکش همان خمپاره ها ایشان در همانجا به شهادت رسید.[۱]