کتاب نامزد خوشگل من: تفاوت بین نسخه‌ها

 
سطر ۷: سطر ۷:
  
 
محسن که می خواست به چهره ی آرایش کرده و بدحجاب پرستار نگاه نکند، رویش را کرد آن طرف و قیچی را پرت کرد طرف پرستار… دستم را که پانسمان کرد، با قیافه  ای سرخ از عصبانیت، اتاق را ترک کرد و رفت. رفتم دم بخش پرستاری که رویش را کرد آن طرف. هر طوری بود، از او عذرخواهی کردم. با ناراحتی و بغض گفت:
 
محسن که می خواست به چهره ی آرایش کرده و بدحجاب پرستار نگاه نکند، رویش را کرد آن طرف و قیچی را پرت کرد طرف پرستار… دستم را که پانسمان کرد، با قیافه  ای سرخ از عصبانیت، اتاق را ترک کرد و رفت. رفتم دم بخش پرستاری که رویش را کرد آن طرف. هر طوری بود، از او عذرخواهی کردم. با ناراحتی و بغض گفت:
بخش های دیگه التماسم می کنند که برم اون جا،‌ولی من گفتم فقط و فقط می خوام دراین جا خدمت کنم . من افتخار می کنم که جانباز رو تمیز کنم. برای من این ها پاک ترین آدم های روی زمین هستن… اون وقت رفیق شما با من اون جوری  برخورد می کنه….
+
بخش های دیگه التماسم می کنند که برم اون جا،‌ولی من گفتم فقط و فقط می خوام دراین جا خدمت کنم . من افتخار می کنم که جانباز رو تمیز کنم. برای من این ها پاک ترین آدم های روی زمین هستن… اون وقت رفیق شما با من اون جوری  برخورد می کنه….<ref>[http://nashreshahidkazemi.ir نشر شهید کاظمی]</ref>
منبع سايت نشر شهيد کاظمي
+
==پانویس==
http://nashreshahidkazemi.ir
+
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۴۳

نامزد خوشگل من پدیدآورنده: حمید داوود آبادی چاپ اول: 1394 قیمت:8000 تومان

معرفی

محسن که می خواست به چهره ی آرایش کرده و بدحجاب پرستار نگاه نکند، رویش را کرد آن طرف و قیچی را پرت کرد طرف پرستار… دستم را که پانسمان کرد، با قیافه ای سرخ از عصبانیت، اتاق را ترک کرد و رفت. رفتم دم بخش پرستاری که رویش را کرد آن طرف. هر طوری بود، از او عذرخواهی کردم. با ناراحتی و بغض گفت: بخش های دیگه التماسم می کنند که برم اون جا،‌ولی من گفتم فقط و فقط می خوام دراین جا خدمت کنم . من افتخار می کنم که جانباز رو تمیز کنم. برای من این ها پاک ترین آدم های روی زمین هستن… اون وقت رفیق شما با من اون جوری برخورد می کنه….[۱]

پانویس

  1. نشر شهید کاظمی
آخرین تغییر ‏۲۶ بهمن ۱۳۹۹، در ‏۰۹:۴۳