شهید رمضان خیرخواه: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده)
سطر ۸: سطر ۸:
  
 
شهيد رمضان خيرخواه انساني پاك و وفادار بود. او علاقه زيادي به تحصيل نداشت به همين علت درسش را نيمه كاره رها كرد و در همين سر پل جواديه در يك مغازه نقاشي اتومبيل كار مي‌كرد. آن قدر بچه خوب و صادقي بود و همه او را دوست داشتند. يك بار پيش نيامد كه به مشتري دروغ بگويد. اول كه شاگرد بود اكثر اوقات از صبح تا 12 الي 1 شب كار مي‌كرد وقتي به خانه مي‌آمد غذايي را كه به جلويش مي‌گذاشتن مي‌پرسيد آيا همه از اين غذا خورده‌اند؟ بيشتر سراغ بچه ها را مي‌گرفت. آن زمان كه بمب باران بود برادرش در سر پل مي‌نشست و بچه‌هاي كوچك داشت. او پياده فاصله كشتارگاه تا سرپل جواديه را در 3 دقيقه طي مي‌كرد و زود خود را مي‌رساند كه مبادا بچه‌هاي برادرم نترسند.  
 
شهيد رمضان خيرخواه انساني پاك و وفادار بود. او علاقه زيادي به تحصيل نداشت به همين علت درسش را نيمه كاره رها كرد و در همين سر پل جواديه در يك مغازه نقاشي اتومبيل كار مي‌كرد. آن قدر بچه خوب و صادقي بود و همه او را دوست داشتند. يك بار پيش نيامد كه به مشتري دروغ بگويد. اول كه شاگرد بود اكثر اوقات از صبح تا 12 الي 1 شب كار مي‌كرد وقتي به خانه مي‌آمد غذايي را كه به جلويش مي‌گذاشتن مي‌پرسيد آيا همه از اين غذا خورده‌اند؟ بيشتر سراغ بچه ها را مي‌گرفت. آن زمان كه بمب باران بود برادرش در سر پل مي‌نشست و بچه‌هاي كوچك داشت. او پياده فاصله كشتارگاه تا سرپل جواديه را در 3 دقيقه طي مي‌كرد و زود خود را مي‌رساند كه مبادا بچه‌هاي برادرم نترسند.  
 +
روحش شاد و يادش گرامي باد.<ref>[http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10314 سایت شهدای ارتش]</ref>
  
روحش شاد و يادش گرامي باد
+
==نگارخانه تصاویر==
http://www.ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/10314
+
<gallery>
 +
 
 +
Image:1282556KAKA004-001.jpg
 +
Image:1282556KAKA002-001.jpg
 +
 
 +
</gallery>
 +
 
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۲۴

شهید رمضان خیرخواه تاریخ تولد :1342/11/24 تاریخ شهادت : 1365/11/13 محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا

زندگی نامه

شهيد رمضان خيرخواه انساني پاك و وفادار بود. او علاقه زيادي به تحصيل نداشت به همين علت درسش را نيمه كاره رها كرد و در همين سر پل جواديه در يك مغازه نقاشي اتومبيل كار مي‌كرد. آن قدر بچه خوب و صادقي بود و همه او را دوست داشتند. يك بار پيش نيامد كه به مشتري دروغ بگويد. اول كه شاگرد بود اكثر اوقات از صبح تا 12 الي 1 شب كار مي‌كرد وقتي به خانه مي‌آمد غذايي را كه به جلويش مي‌گذاشتن مي‌پرسيد آيا همه از اين غذا خورده‌اند؟ بيشتر سراغ بچه ها را مي‌گرفت. آن زمان كه بمب باران بود برادرش در سر پل مي‌نشست و بچه‌هاي كوچك داشت. او پياده فاصله كشتارگاه تا سرپل جواديه را در 3 دقيقه طي مي‌كرد و زود خود را مي‌رساند كه مبادا بچه‌هاي برادرم نترسند. روحش شاد و يادش گرامي باد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۹، در ‏۰۵:۲۴