شهید حمیدرضا کاوئی: تفاوت بین نسخه‌ها

 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۹: سطر ۹:
  
  
rId4
 
  
  
  
==زندگی نامه==
 
  
 +
==زندگی نامه==
  
شهید کاوئی در اسفند سال هزار و سیصد و سی و نه در یک خانواده مذهبی و متوسط پا به عرصه ی وجود نهاد و چنان قلبی پر مهر داشته که همواره فقیر بود و از این که انان را بی چیز می یافته قلبش به لرزه می افتاد. هنگامی که دژخیمان پهلوی در روز [[عید غدیر خم]] تعدادی از مردم بی گناه را زخمی و خونین کرده بودند به بیمارستان شهر رفته و با اهدای خون خود جان دوباره به انان بخشید. همیشه ارزوی شهادت را هم چون گلی در سینه پرورش می داد تا این که اعزام به جبهه شد و با این که بخاطر ضعیفی چشمانش معاف بود ولی زیر بار نرفته زیرا میخواست به ندای سرور ازادگان [[امام حسین]] رفته نشان دهد. تا این که در بهار سال هزار و سیصد و شصت اعزام به جبهه و در بیست و هفتم همان ماه شربت شهادت را نوشید.
 
  
 +
شهید کاوئی در اسفند سال هزار و سیصد و سی و نه در یک خانواده مذهبی و متوسط پا به عرصه ی وجود نهاد و چنان قلبی پر مهر داشته که همواره فقیر بود و از این که انان را بی چیز می یافته قلبش به لرزه می افتاد. هنگامی که دژخیمان پهلوی در روز [[عید غدیر خم]] تعدادی از مردم بی گناه را زخمی و خونین کرده بودند به بیمارستان شهر رفته و با اهدای خون خود جان دوباره به انان بخشید. همیشه ارزوی شهادت را هم چون گلی در سینه پرورش می داد تا این که اعزام به جبهه شد و با این که بخاطر ضعیفی چشمانش معاف بود ولی زیر بار نرفته زیرا میخواست به ندای سرور ازادگان [[امام حسین]] رفته نشان دهد. تا این که در بهار سال هزار و سیصد و شصت اعزام به جبهه و در بیست و هفتم همان ماه شربت شهادت را نوشید.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22117 سایت شهدای ارتش]</ref>
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
  
منبع:سایت شهدای ارتش
+
Image:1612761KAKA002-001.jpg
 +
Image:1612761KAKA001-001.jpg
  
http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22117
+
</gallery>
 +
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۱۴

شهید حمیدرضا کاوئی

تاریخ تولد :1339/12/20 تاریخ شهادت : 1360/01/23

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : خراسان رضوی - نیشابور - بهشت فضل




زندگی نامه

شهید کاوئی در اسفند سال هزار و سیصد و سی و نه در یک خانواده مذهبی و متوسط پا به عرصه ی وجود نهاد و چنان قلبی پر مهر داشته که همواره فقیر بود و از این که انان را بی چیز می یافته قلبش به لرزه می افتاد. هنگامی که دژخیمان پهلوی در روز عید غدیر خم تعدادی از مردم بی گناه را زخمی و خونین کرده بودند به بیمارستان شهر رفته و با اهدای خون خود جان دوباره به انان بخشید. همیشه ارزوی شهادت را هم چون گلی در سینه پرورش می داد تا این که اعزام به جبهه شد و با این که بخاطر ضعیفی چشمانش معاف بود ولی زیر بار نرفته زیرا میخواست به ندای سرور ازادگان امام حسین رفته نشان دهد. تا این که در بهار سال هزار و سیصد و شصت اعزام به جبهه و در بیست و هفتم همان ماه شربت شهادت را نوشید.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۶ تیر ۱۳۹۹، در ‏۲۲:۱۴