شهید محمد کریمی-متولد سال1345: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «شهید محمد کریمی تاریخ تولد : 1345/01/01 تاریخ شهادت : 1367/04/08 محل شهادت : نامشخص...» ایجاد کرد)
 
 
(۳ نسخه‌های متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۷: سطر ۷:
 
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
 
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
  
rId5
 
  
  
زندگینامه
+
 
 +
==زندگینامه==
 +
 
  
 
شهيد محمد کريمي فرزند محمد علي در تاریخ 1345/01/01 در دليجان (رباط کريم) و در خانه اي ساده و خانواده ای مذهبي و انقلابی متولد شد. پدرش باغباني در سازمان ميراث فرهنگي مشغول بود و او که نخستين فرزند خانواده بود در کنار يک برادر و سه خواهرش با تربيت ديني رشد يافت و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته برق (هنرستان) ادامه داد و موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان مصطفي خميني (ره) واقع در ميدان خراسان شد.
 
شهيد محمد کريمي فرزند محمد علي در تاریخ 1345/01/01 در دليجان (رباط کريم) و در خانه اي ساده و خانواده ای مذهبي و انقلابی متولد شد. پدرش باغباني در سازمان ميراث فرهنگي مشغول بود و او که نخستين فرزند خانواده بود در کنار يک برادر و سه خواهرش با تربيت ديني رشد يافت و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته برق (هنرستان) ادامه داد و موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان مصطفي خميني (ره) واقع در ميدان خراسان شد.
سطر ۱۹: سطر ۲۰:
 
اين بسیجی دلاور به مدت 20 ماه در جبهه حضور داشت و در آنجا با ديده باني و آر پي چي زني به دفاع از ميهن پرداخت. دو بار بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و سرانجام در تاریخ 1367/04/08 در سومار و در سن 22 سالگي بر اثر اصابت ترکش به قلبش به شهادت رسيد. مزار پاکش در بهشت زهرا، قطعه 40، رديف 11 قرار دارد.
 
اين بسیجی دلاور به مدت 20 ماه در جبهه حضور داشت و در آنجا با ديده باني و آر پي چي زني به دفاع از ميهن پرداخت. دو بار بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و سرانجام در تاریخ 1367/04/08 در سومار و در سن 22 سالگي بر اثر اصابت ترکش به قلبش به شهادت رسيد. مزار پاکش در بهشت زهرا، قطعه 40، رديف 11 قرار دارد.
 
روحش شاد و يادش گرامي باد
 
روحش شاد و يادش گرامي باد
وصیتنامه
+
 
 +
==وصیتنامه==
 +
 
  
 
با سلام و درود خدمت رهبر كبير انقلاب اسلامى امام امت و درود بيكران به رزمندگان غرور آفرين جبهه هاى نبرد و سلام بر شهيدان گلگون كفن راه سيد الشهدا و سلام به شما خانواده عزيز و شهيدپرورم. اميدوارم كه به حول و قوه پروردگار سلامت باشيد و حالتان خوب باشد و از دورى من ديگر ناراحت نباشيد.
 
با سلام و درود خدمت رهبر كبير انقلاب اسلامى امام امت و درود بيكران به رزمندگان غرور آفرين جبهه هاى نبرد و سلام بر شهيدان گلگون كفن راه سيد الشهدا و سلام به شما خانواده عزيز و شهيدپرورم. اميدوارم كه به حول و قوه پروردگار سلامت باشيد و حالتان خوب باشد و از دورى من ديگر ناراحت نباشيد.
سطر ۲۵: سطر ۲۸:
 
آخرين  سخنم با شما برادرانم و خواهرم است شما بايد همچون زينب پيام آور پيام حماسه آفرينان در جبهه باشيد از شما خواهش مى كنم به حرف هاى منافقين و كسانى كه با رفتن افراد به جبهه مخالفند گوش نكنيد. ديگر حرفى با شما ندارم و از وضعيت خودم برايتان بگويم كه من حالم بسيار خوب است و در وضع بسيار خوبى به سر مى برم، ديگر حرفى با شما ندارم. از شما تقاضا دارم كه سلام مرا به تمامى اقوام برسانيد و دعا براى امام و رزمندگان را فراموش نكنيد.
 
آخرين  سخنم با شما برادرانم و خواهرم است شما بايد همچون زينب پيام آور پيام حماسه آفرينان در جبهه باشيد از شما خواهش مى كنم به حرف هاى منافقين و كسانى كه با رفتن افراد به جبهه مخالفند گوش نكنيد. ديگر حرفى با شما ندارم و از وضعيت خودم برايتان بگويم كه من حالم بسيار خوب است و در وضع بسيار خوبى به سر مى برم، ديگر حرفى با شما ندارم. از شما تقاضا دارم كه سلام مرا به تمامى اقوام برسانيد و دعا براى امام و رزمندگان را فراموش نكنيد.
 
فرزند كوچك شما محمد كريمى
 
فرزند كوچك شما محمد كريمى
خاطرات
 
  
 +
==خاطرات==
 
خاطراتی از زبان پدر شهيد:
 
خاطراتی از زبان پدر شهيد:
1ـ پدرش درباره او مي گويد: محمد بسيار شجاع بود و از زدن حرف حق واهمه نداشت؛ قبل از پيروزي انقلاب يک بار در مدرسه آقاي مدير به يکي از شاگردان کلاس توهين کرد، محمد از جا بلند شد و با شجاعت گفت: شما حق نداريد با او اين طور برخورد کنيد؛ بعد هم با هماهنگي بچه ها يک هفتهکلاس را تعطيل کردند.
+
1ـ پدرش درباره او مي گويد: محمد بسيار شجاع بود و از زدن حرف حق واهمه نداشت؛ قبل از پيروزي انقلاب يک بار در مدرسه آقاي مدير به يکي از شاگردان کلاس توهين کرد، محمد از جا بلند شد و با شجاعت گفت: شما حق نداريد با او اين طور برخورد کنيد؛ بعد هم با هماهنگي بچه ها يک هفته کلاس را تعطيل کردند.
 
2ـ ياد شهيدان هميشه در زندگي روزمره باعث بالا رفتن روحيه و اعتماد به نفس در برابر مشکلات و سختي هاي به وجود آمده مي شود.
 
2ـ ياد شهيدان هميشه در زندگي روزمره باعث بالا رفتن روحيه و اعتماد به نفس در برابر مشکلات و سختي هاي به وجود آمده مي شود.
 
اگر از کساني که از دور و نزديک با شهيد کريمي آشنا بودند از خصوصيات آن شهيد بپرسيد؛ قطعاً خاطره اي جز اين بيان نخواهند کرد که او يک جوان پاک، بي ريا و بسيار باادب و در برابر بزرگ و کوچک هنگام برخورد با روي باز و با تبسم و خوش رویي بود؛ نزد پدر و مادر در ادب و احترام به والدين، شهره عام بود، در تمام اقوام و فاميل خصوصيات اخلاقي شهيد کريمي مورد توجه قرار داشت.
 
اگر از کساني که از دور و نزديک با شهيد کريمي آشنا بودند از خصوصيات آن شهيد بپرسيد؛ قطعاً خاطره اي جز اين بيان نخواهند کرد که او يک جوان پاک، بي ريا و بسيار باادب و در برابر بزرگ و کوچک هنگام برخورد با روي باز و با تبسم و خوش رویي بود؛ نزد پدر و مادر در ادب و احترام به والدين، شهره عام بود، در تمام اقوام و فاميل خصوصيات اخلاقي شهيد کريمي مورد توجه قرار داشت.
سطر ۳۵: سطر ۳۸:
 
من آن گلم که پدر کرده باغبانيم    مادر رنج برده به پاي جوانيم
 
من آن گلم که پدر کرده باغبانيم    مادر رنج برده به پاي جوانيم
 
نامم محمد است دهم نان مهديم  اينک بسته شد دفتر زندگانيم؛
 
نامم محمد است دهم نان مهديم  اينک بسته شد دفتر زندگانيم؛
یک بار برادر کوچکترش به خاطر لجبازي با او رفت و لاستيک جديدي که محمد با زحمت براي دوچرخه اش تهيه کرده بود پاره کرد؛ وقتي به خانه آمد و اين صحنه را ديد خنديد و بي آن که برخورد بدي کند به مادرش هم گفت: چيزي به او نگويد.
+
یک بار برادر کوچکترش به خاطر لجبازي با او رفت و لاستيک جديدي که محمد با زحمت براي دوچرخه اش تهيه کرده بود پاره کرد؛ وقتي به خانه آمد و اين صحنه را ديد خنديد و بي آن که برخورد بدي کند به مادرش هم گفت: چيزي به او نگويد.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22524 سایت شهدای ارتش]</ref>
منبع:سایت شهدای ارتش
+
  
http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/22524
+
==پانویس==
 +
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۱ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۷:۴۱

شهید محمد کریمی

تاریخ تولد : 1345/01/01 تاریخ شهادت : 1367/04/08

محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا



زندگینامه

شهيد محمد کريمي فرزند محمد علي در تاریخ 1345/01/01 در دليجان (رباط کريم) و در خانه اي ساده و خانواده ای مذهبي و انقلابی متولد شد. پدرش باغباني در سازمان ميراث فرهنگي مشغول بود و او که نخستين فرزند خانواده بود در کنار يک برادر و سه خواهرش با تربيت ديني رشد يافت و تحصيلات خود را تا مقطع ديپلم در رشته برق (هنرستان) ادامه داد و موفق به اخذ ديپلم از دبيرستان مصطفي خميني (ره) واقع در ميدان خراسان شد. پيش از انقلاب به فعاليت بر ضد رژيم شاه و حمايت از انقلاب و امام (ره) مي پرداخت . با اين که در همسايگي آنها گاردي هايي زندگی می کردند اما او با همان سن کمش از راه هاي مخفي از منزل خارج مي شد و به جمع تظاهرات کنندگان مي پيوست. به گفته پدرش 3 سال در منزلشان هيأت داشتند اما مراقب بودند تا همسايه هاي ضد انقلابشان متوجه نشوند. محمد که جوان شجاع بود در گرفتن کلانتري 14 در ميدان خراسان شرکت داشت؛ به طوري که با ريختن بنزين روي آب و آتش زدن آن موفق به گرفتن کلانتري شده بود. وقتي امام به ايران آمدند خانواده محمد به شهرستان رفتند و از آنجا که مدرسه ها تعطيل بود او تهران در منزل خاله اش ماند. بعدها خانواده نيز به تهران آمدند. محمد پس از پيروزي انقلاب و آغاز جنگ به فعاليت در بسيج مي پرداخت پس از مدتي نيز براي خدمت سربازي به جبهه ها اعزام شد . او جوان پاکدامن و به گفته پدر و مادرش بسيار مخلص و بي ربا بود؛ مخفيانه خدمت مي کرد و از پول تو جيبي هايش به همسايگان و نيازمندان کمک مي نمود خيلي به پدر و مادرش احترام مي گذاشت، در ساخت مسجد حضرت ابوالفضل در شهر شهيد فياض بخش به همراه پدر شرکت داشت. در زدن حرف حق از هيچ کس نمي ترسيد، بسيار با بچه ها مهربان بود و در برخورد با آنها عصباني نمي شد و پرخاش نمي کرد. از سن تکليف مقيد به انجام واجبات ديني بود، خيلي خود دار و بي ريا بود، نمي گذاشت از عبادات و کارهای خیر او کسي باخبر شود؛ به طوري که پس از شهادت او نامه اي با مبلغي به خانه شان انداختند که در آن نوشته بود اين پول متعلق به محمد است که چندي پيش آن را به ما قرض داده بود. او برق کار بود، تابلو هم درست مي کرد، در برق کاريمسجد هم شرکت داشت. با سخاوت، اهل مدارا و بسيار مهربان بود. اين بسیجی دلاور به مدت 20 ماه در جبهه حضور داشت و در آنجا با ديده باني و آر پي چي زني به دفاع از ميهن پرداخت. دو بار بر اثر اصابت ترکش مجروح شد و سرانجام در تاریخ 1367/04/08 در سومار و در سن 22 سالگي بر اثر اصابت ترکش به قلبش به شهادت رسيد. مزار پاکش در بهشت زهرا، قطعه 40، رديف 11 قرار دارد. روحش شاد و يادش گرامي باد

وصیتنامه

با سلام و درود خدمت رهبر كبير انقلاب اسلامى امام امت و درود بيكران به رزمندگان غرور آفرين جبهه هاى نبرد و سلام بر شهيدان گلگون كفن راه سيد الشهدا و سلام به شما خانواده عزيز و شهيدپرورم. اميدوارم كه به حول و قوه پروردگار سلامت باشيد و حالتان خوب باشد و از دورى من ديگر ناراحت نباشيد. سخنم را با تو اى مادر عزيز شروع مى كنم. اميدوارم از اين كه من از شما مدتى دور مى مانم ناراحت نباشيد، دوست دارم كه شما مانند مادرى نمونه فرزندانت را درس اسلام بياموزى و آنها را به خدمت در راه خدا تشويق كنى و تو اى پدر دلاور! واقعاً احسنت به تو پدر عزيزم كه با فرستادن فرزندت به جبهه دين خود را به اسلام و امام ايفا كردى و خود نيز در اينامر رضايت كامل داشتى. اميدوارم اعمال خود را در راه خدا به نحو احسنت ايفا كنى. آخرين سخنم با شما برادرانم و خواهرم است شما بايد همچون زينب پيام آور پيام حماسه آفرينان در جبهه باشيد از شما خواهش مى كنم به حرف هاى منافقين و كسانى كه با رفتن افراد به جبهه مخالفند گوش نكنيد. ديگر حرفى با شما ندارم و از وضعيت خودم برايتان بگويم كه من حالم بسيار خوب است و در وضع بسيار خوبى به سر مى برم، ديگر حرفى با شما ندارم. از شما تقاضا دارم كه سلام مرا به تمامى اقوام برسانيد و دعا براى امام و رزمندگان را فراموش نكنيد. فرزند كوچك شما محمد كريمى

خاطرات

خاطراتی از زبان پدر شهيد: 1ـ پدرش درباره او مي گويد: محمد بسيار شجاع بود و از زدن حرف حق واهمه نداشت؛ قبل از پيروزي انقلاب يک بار در مدرسه آقاي مدير به يکي از شاگردان کلاس توهين کرد، محمد از جا بلند شد و با شجاعت گفت: شما حق نداريد با او اين طور برخورد کنيد؛ بعد هم با هماهنگي بچه ها يک هفته کلاس را تعطيل کردند. 2ـ ياد شهيدان هميشه در زندگي روزمره باعث بالا رفتن روحيه و اعتماد به نفس در برابر مشکلات و سختي هاي به وجود آمده مي شود. اگر از کساني که از دور و نزديک با شهيد کريمي آشنا بودند از خصوصيات آن شهيد بپرسيد؛ قطعاً خاطره اي جز اين بيان نخواهند کرد که او يک جوان پاک، بي ريا و بسيار باادب و در برابر بزرگ و کوچک هنگام برخورد با روي باز و با تبسم و خوش رویي بود؛ نزد پدر و مادر در ادب و احترام به والدين، شهره عام بود، در تمام اقوام و فاميل خصوصيات اخلاقي شهيد کريمي مورد توجه قرار داشت. شهيد کريمي با توجه به اين که از لحاظ مالي خانواده اي چندان مرفه نداشت حتي با جمع کردن پول هاي تو جبيي سعي در کمک به ديگران داشت به عنوان مثال يک نمونه از آن را بيان مي کنيم: حدوداً يک سال از شهادت شهيد گذشته بود که يک شب صداي درب منزل شنيده شد در پشت در جز يک پاکت نامه نبود وقتي پاکت باز شد متوجه شديم نامه از طرف شخصي ناشناس است که مقداري پول در آن گذاشته و خود را معرفي نکرده بود ولي مشخص بود که وي از طرف شهيد کريمي بوده؛ واقعاً بزرگواري شهيد پس از شهادت چنين انسان را به فکر فرو مي برد؛ من آن گلم که پدر کرده باغبانيم مادر رنج برده به پاي جوانيم نامم محمد است دهم نان مهديم اينک بسته شد دفتر زندگانيم؛ یک بار برادر کوچکترش به خاطر لجبازي با او رفت و لاستيک جديدي که محمد با زحمت براي دوچرخه اش تهيه کرده بود پاره کرد؛ وقتي به خانه آمد و اين صحنه را ديد خنديد و بي آن که برخورد بدي کند به مادرش هم گفت: چيزي به او نگويد.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش