شهید غلام رضا بابارضا: تفاوت بین نسخهها
Ghanbari9706 (بحث | مشارکتها) |
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←زندگینامه) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۴: | سطر ۴: | ||
==زندگینامه== | ==زندگینامه== | ||
| − | [[شهید غلام رضا بابارضا]] در تاریخ 1341/12/10 در شهرستان [[گنبد کاووس]] به دنیا آمد. غلامرضا از همان کودکی بسیار با ادب مطیع و کنجکاو بود و روحیه ای بشاش ودوست داشتنی داشت. اونیز همانند برارش از همان کودکی با مطالعه مانوس شد و دوران تحصیلی او با نمرات بسیار خوب به پایان رساند. در طول دوران تحصیلات خود هرگز مطالعه را کنار نگذاشت بلکه با مطالعه جهت زندگیش را به طرف معنویت و انسانیت سوق و او را از افرادی شد که آداب دینی را با درکی عمیق انتخاب کرده بود و از این انتخاب خود لذت می برد و بعد از پایان تحصیلات بلادرنگ بهخدمت اعزام شد تا بتواند وظیفه ی ملی و میهنی خود را به انجام رساند. وقتی به چشم خود دید که مناطق جنگی کشور به او وجود نیاز دارد و به خط مقدم اعزام گردید. با این که در آزمون تربیت معلم هم قبول شده بود می توانست از خدمت معاف گردید. ولی این کار را نکرد و به خدمت خود ادامه داد. و از انجایی که برادر بزرگش هم شهید شده بود و می توانست از این مزایا استفاده کند و در شهر خود خدمت کند. ولی عشق جبهه و خاک میهن راه و امام و انقلاب آنچنان او را در اراده اش قوی و محکم نگه داشت. که وی از افرادی که می توانست درمحل خدمت تاثیر گذارباشد. اما حضور درکنار رزمندگان سلحشور او را عاشق شهادت کرده بود و آرزوی شهادت درتار و پود وجودش رخنه کرده بود تا این که در غرب [[سومار]] به تاریخ 1361/07/17 به آرزوی دیرینه اش رسید. و شهادت را به آغوش کشید. و نام نیک خود را به یادگار گذاشت. | + | [[شهید غلام رضا بابارضا]] در تاریخ 1341/12/10 در شهرستان [[گنبد کاووس]] به دنیا آمد. غلامرضا از همان کودکی بسیار با ادب مطیع و کنجکاو بود و روحیه ای بشاش ودوست داشتنی داشت. اونیز همانند برارش از همان کودکی با مطالعه مانوس شد و دوران تحصیلی او با نمرات بسیار خوب به پایان رساند. در طول دوران تحصیلات خود هرگز مطالعه را کنار نگذاشت بلکه با مطالعه جهت زندگیش را به طرف معنویت و انسانیت سوق و او را از افرادی شد که آداب دینی را با درکی عمیق انتخاب کرده بود و از این انتخاب خود لذت می برد و بعد از پایان تحصیلات بلادرنگ بهخدمت اعزام شد تا بتواند وظیفه ی ملی و میهنی خود را به انجام رساند. وقتی به چشم خود دید که مناطق جنگی کشور به او وجود نیاز دارد و به خط مقدم اعزام گردید. با این که در آزمون تربیت معلم هم قبول شده بود می توانست از خدمت معاف گردید. ولی این کار را نکرد و به خدمت خود ادامه داد. و از انجایی که برادر بزرگش هم شهید شده بود و می توانست از این مزایا استفاده کند و در شهر خود خدمت کند. ولی عشق جبهه و خاک میهن راه و امام و انقلاب آنچنان او را در اراده اش قوی و محکم نگه داشت. که وی از افرادی که می توانست درمحل خدمت تاثیر گذارباشد. اما حضور درکنار رزمندگان سلحشور او را عاشق شهادت کرده بود و آرزوی شهادت درتار و پود وجودش رخنه کرده بود تا این که در غرب [[سومار]] به تاریخ 1361/07/17 به آرزوی دیرینه اش رسید. و شهادت را به آغوش کشید. و نام نیک خود را به یادگار گذاشت.<ref>[http://ajashohada.ir/Home/MartyrDetails/3375 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | <ref>[http | + | ==نگارخانه تصاویر== |
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | Image:1092034KAKA005-001.jpg | ||
| + | Image:1092034KAKA004-001.jpg | ||
| + | Image:1092034KAKA003-001.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۴ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۰۹:۰۸
شهید غلام رضا بابارضا تاریخ تولد :1341/12/10 تاریخ شهادت : 1361/08/14
زندگینامه
شهید غلام رضا بابارضا در تاریخ 1341/12/10 در شهرستان گنبد کاووس به دنیا آمد. غلامرضا از همان کودکی بسیار با ادب مطیع و کنجکاو بود و روحیه ای بشاش ودوست داشتنی داشت. اونیز همانند برارش از همان کودکی با مطالعه مانوس شد و دوران تحصیلی او با نمرات بسیار خوب به پایان رساند. در طول دوران تحصیلات خود هرگز مطالعه را کنار نگذاشت بلکه با مطالعه جهت زندگیش را به طرف معنویت و انسانیت سوق و او را از افرادی شد که آداب دینی را با درکی عمیق انتخاب کرده بود و از این انتخاب خود لذت می برد و بعد از پایان تحصیلات بلادرنگ بهخدمت اعزام شد تا بتواند وظیفه ی ملی و میهنی خود را به انجام رساند. وقتی به چشم خود دید که مناطق جنگی کشور به او وجود نیاز دارد و به خط مقدم اعزام گردید. با این که در آزمون تربیت معلم هم قبول شده بود می توانست از خدمت معاف گردید. ولی این کار را نکرد و به خدمت خود ادامه داد. و از انجایی که برادر بزرگش هم شهید شده بود و می توانست از این مزایا استفاده کند و در شهر خود خدمت کند. ولی عشق جبهه و خاک میهن راه و امام و انقلاب آنچنان او را در اراده اش قوی و محکم نگه داشت. که وی از افرادی که می توانست درمحل خدمت تاثیر گذارباشد. اما حضور درکنار رزمندگان سلحشور او را عاشق شهادت کرده بود و آرزوی شهادت درتار و پود وجودش رخنه کرده بود تا این که در غرب سومار به تاریخ 1361/07/17 به آرزوی دیرینه اش رسید. و شهادت را به آغوش کشید. و نام نیک خود را به یادگار گذاشت.[۱]