Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید عبدالرضا مداح امیری تاریخ تولد :1340/09/25 تاریخ شهادت : 1361/01/09 محل شهادت : نام...» ایجاد کرد) |
Jafarnezhad98 (بحث | مشارکتها) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
شهید عبدالرضا مداح امیری | شهید عبدالرضا مداح امیری | ||
| + | |||
تاریخ تولد :1340/09/25 | تاریخ تولد :1340/09/25 | ||
| + | |||
تاریخ شهادت : 1361/01/09 | تاریخ شهادت : 1361/01/09 | ||
| + | |||
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| + | |||
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا | محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا | ||
| − | زندگینامه | + | ==زندگینامه== |
پیام شهید: این دنیا ارزش ندارد - برای آخرت خود به فکر توشه باشید. | پیام شهید: این دنیا ارزش ندارد - برای آخرت خود به فکر توشه باشید. | ||
| − | + | شهید علیرضا مداح امیری فرزند عباس و پوران در خانواده ای مذهبی ومتدین در بهبهان دیده به جهان گشود. از کودکی از هوش سرشاری برخوردار بود و در مدرسه یکی از بهترین شاگردان بود و از نظر اخلاق نیز مورد توجه اطرافیان بود. بعد از گذراندن دوران دبستان و راهنمایی؛ دبیرستان را تا سال دوم دبیرستان و رشته حسابداری ادامه داد سپس از طریق ارتش و از طرف هوابرد شیراز به جبهه های حق علیه باطل شتافت. هربار که به مرخصی می آمد از دفعه قبل مشتاق تر بود برای رفتن به جبهه تا اینکه در رقابیه و در اثر ترکش گلوله به سینه به درجه رفیع شهادت که همانا آرزوی قلبی او بود نایل آمد. پیکر پاک این شهید در بهشت زهرا ( تهران ) و در قطعه 25 در میان سایر شهیدان پاک ایران زمین به خاک سپرده شده است. نکات برجسته در زندگی شهید: الف ) فعالیتهای مهم عبادی ومعنوی: بسیار متدین بود و دوستدار خاندان عصمت و طهارت بود واز علاقه ی عجیب به امام و انقلاب برخوردار بود. ب ) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی: در بسیج مسجد بسیار فعال بود. د ) ویژگیهای بارز اخلاقی ( با ارائه نمونه رفتاری ): بسیار مهربان و نمونه کامل اخلاق بود. | |
| − | وصیتنامه | + | ==وصیتنامه== |
فرازهائی از وصیت نامه: | فرازهائی از وصیت نامه: | ||
همیشه میگفت: این دنیا ارزشی ندارد. برای آخرت خود فکری کنید. این دنیای فانی بسیار سخت میگذرد و من برای شهادت لحظه شماری میکنم. | همیشه میگفت: این دنیا ارزشی ندارد. برای آخرت خود فکری کنید. این دنیای فانی بسیار سخت میگذرد و من برای شهادت لحظه شماری میکنم. | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
مادر شهید می گوید: | مادر شهید می گوید: | ||
| − | یکبار با هم رفتیم و من اجازه دادم که پسرم به جبهه برود ؛ وقتی به خانه برگشتیم گفت من آزاد شدم و واقعاً از آن لحظه پسرم دیگه در این دنیا نبود و همه کارهاش حکایت از رفتن داشت. | + | یکبار با هم رفتیم و من اجازه دادم که پسرم به جبهه برود ؛ وقتی به خانه برگشتیم گفت من آزاد شدم و واقعاً از آن لحظه پسرم دیگه در این دنیا نبود و همه کارهاش حکایت از رفتن داشت.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24794 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| − | + | <references /> | |
| − | http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24794 | + | |
نسخهٔ کنونی تا ۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۶
شهید عبدالرضا مداح امیری
تاریخ تولد :1340/09/25
تاریخ شهادت : 1361/01/09
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا
زندگینامه
پیام شهید: این دنیا ارزش ندارد - برای آخرت خود به فکر توشه باشید. شهید علیرضا مداح امیری فرزند عباس و پوران در خانواده ای مذهبی ومتدین در بهبهان دیده به جهان گشود. از کودکی از هوش سرشاری برخوردار بود و در مدرسه یکی از بهترین شاگردان بود و از نظر اخلاق نیز مورد توجه اطرافیان بود. بعد از گذراندن دوران دبستان و راهنمایی؛ دبیرستان را تا سال دوم دبیرستان و رشته حسابداری ادامه داد سپس از طریق ارتش و از طرف هوابرد شیراز به جبهه های حق علیه باطل شتافت. هربار که به مرخصی می آمد از دفعه قبل مشتاق تر بود برای رفتن به جبهه تا اینکه در رقابیه و در اثر ترکش گلوله به سینه به درجه رفیع شهادت که همانا آرزوی قلبی او بود نایل آمد. پیکر پاک این شهید در بهشت زهرا ( تهران ) و در قطعه 25 در میان سایر شهیدان پاک ایران زمین به خاک سپرده شده است. نکات برجسته در زندگی شهید: الف ) فعالیتهای مهم عبادی ومعنوی: بسیار متدین بود و دوستدار خاندان عصمت و طهارت بود واز علاقه ی عجیب به امام و انقلاب برخوردار بود. ب ) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی: در بسیج مسجد بسیار فعال بود. د ) ویژگیهای بارز اخلاقی ( با ارائه نمونه رفتاری ): بسیار مهربان و نمونه کامل اخلاق بود.
وصیتنامه
فرازهائی از وصیت نامه: همیشه میگفت: این دنیا ارزشی ندارد. برای آخرت خود فکری کنید. این دنیای فانی بسیار سخت میگذرد و من برای شهادت لحظه شماری میکنم.
خاطرات
مادر شهید می گوید: یکبار با هم رفتیم و من اجازه دادم که پسرم به جبهه برود ؛ وقتی به خانه برگشتیم گفت من آزاد شدم و واقعاً از آن لحظه پسرم دیگه در این دنیا نبود و همه کارهاش حکایت از رفتن داشت.[۱]