شهید عبدالرضا مداح امیری: تفاوت بین نسخه‌ها

 
سطر ۲۰: سطر ۲۰:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
 
مادر شهید می گوید:
 
مادر شهید می گوید:
یکبار با هم رفتیم و من اجازه دادم که پسرم به جبهه برود ؛ وقتی به خانه برگشتیم گفت من آزاد شدم و واقعاً از آن لحظه پسرم دیگه در این دنیا نبود و همه کارهاش حکایت از رفتن داشت.
+
یکبار با هم رفتیم و من اجازه دادم که پسرم به جبهه برود ؛ وقتی به خانه برگشتیم گفت من آزاد شدم و واقعاً از آن لحظه پسرم دیگه در این دنیا نبود و همه کارهاش حکایت از رفتن داشت.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24794 سایت شهدای ارتش]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع: سایت شهدای ارتش
+
<references />
http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/24794
+

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۶

شهید عبدالرضا مداح امیری

تاریخ تولد :1340/09/25

تاریخ شهادت : 1361/01/09

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه :تهران - بهشت زهرا


زندگینامه

پیام شهید: این دنیا ارزش ندارد - برای آخرت خود به فکر توشه باشید. شهید علیرضا مداح امیری فرزند عباس و پوران در خانواده ای مذهبی ومتدین در بهبهان دیده به جهان گشود. از کودکی از هوش سرشاری برخوردار بود و در مدرسه یکی از بهترین شاگردان بود و از نظر اخلاق نیز مورد توجه اطرافیان بود. بعد از گذراندن دوران دبستان و راهنمایی؛ دبیرستان را تا سال دوم دبیرستان و رشته حسابداری ادامه داد سپس از طریق ارتش و از طرف هوابرد شیراز به جبهه های حق علیه باطل شتافت. هربار که به مرخصی می آمد از دفعه قبل مشتاق تر بود برای رفتن به جبهه تا اینکه در رقابیه و در اثر ترکش گلوله به سینه به درجه رفیع شهادت که همانا آرزوی قلبی او بود نایل آمد. پیکر پاک این شهید در بهشت زهرا ( تهران ) و در قطعه 25 در میان سایر شهیدان پاک ایران زمین به خاک سپرده شده است. نکات برجسته در زندگی شهید: الف ) فعالیتهای مهم عبادی ومعنوی: بسیار متدین بود و دوستدار خاندان عصمت و طهارت بود واز علاقه ی عجیب به امام و انقلاب برخوردار بود. ب ) فعالیتهای مهم سیاسی و اجتماعی: در بسیج مسجد بسیار فعال بود. د ) ویژگیهای بارز اخلاقی ( با ارائه نمونه رفتاری ): بسیار مهربان و نمونه کامل اخلاق بود.

وصیتنامه

فرازهائی از وصیت نامه: همیشه میگفت: این دنیا ارزشی ندارد. برای آخرت خود فکری کنید. این دنیای فانی بسیار سخت میگذرد و من برای شهادت لحظه شماری میکنم.

خاطرات

مادر شهید می گوید: یکبار با هم رفتیم و من اجازه دادم که پسرم به جبهه برود ؛ وقتی به خانه برگشتیم گفت من آزاد شدم و واقعاً از آن لحظه پسرم دیگه در این دنیا نبود و همه کارهاش حکایت از رفتن داشت.[۱]

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش
آخرین تغییر ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، در ‏۱۴:۱۶