Norsalehi9710 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی : بربری تاریخ شهادت : 1364/11/21 نام پدر :...» ایجاد کرد) |
|||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۴: | سطر ۲۴: | ||
مگر حسین ابن علی«ع» در راه اسلام خونش را نریخت تا درخت اسلام را آبیاری کند تا اسلام پایدار بماند؟ مگر راه ما راه سیدالشهداء نیست؟ | مگر حسین ابن علی«ع» در راه اسلام خونش را نریخت تا درخت اسلام را آبیاری کند تا اسلام پایدار بماند؟ مگر راه ما راه سیدالشهداء نیست؟ | ||
ای مادران ! مبادار از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب«س» را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. | ای مادران ! مبادار از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب«س» را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. | ||
| − | مگر جان و خون ناقابل ما از حسین«ع» که در راه مکتبش ایثار کرد، پر ارزشتر است (البته که نه) پس دیگر چم غم و غصهای؟ چه گریهای؟ باید خوشحال باشید و جشن بگیرید از این که فرزندتان در راه خدا کشته شد. میخواهم که در مجلسی که برایم میگیرید، شیرینی توزیع کنید. اول از خدا میخواهم که گناهان مرا ببخشد و بعد از پدر و مادرم میخواهم که از گناهان من درگذرید و مرا حلال کنید. از دوستان و آشنایان حلالیت میخواهم واز خانوادهام میخواهم که برای من نماز قضا بخوانند. در ضمن محل دفن من بهشت رضا باشد. | + | مگر جان و خون ناقابل ما از حسین«ع» که در راه مکتبش ایثار کرد، پر ارزشتر است (البته که نه) پس دیگر چم غم و غصهای؟ چه گریهای؟ باید خوشحال باشید و جشن بگیرید از این که فرزندتان در راه خدا کشته شد. میخواهم که در مجلسی که برایم میگیرید، شیرینی توزیع کنید. اول از خدا میخواهم که گناهان مرا ببخشد و بعد از پدر و مادرم میخواهم که از گناهان من درگذرید و مرا حلال کنید. از دوستان و آشنایان حلالیت میخواهم واز خانوادهام میخواهم که برای من نماز قضا بخوانند. در ضمن محل دفن من بهشت رضا باشد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=3940 سایت یاران رضا]</ref> |
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته | والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته | ||
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:3940 (1).jpg | |
| − | + | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۳
محمدرضا محل تولد : مشهد نام خانوادگی : بربری تاریخ شهادت : 1364/11/21 نام پدر : عباسعلی مکان شهادت : فاو تحصیلات : سیکل منطقه شهادت : شغل : بهداری یگان خدمتی : گروه مربوط : سایر شهیدان استان خراسان نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : امدادگر-بهیار-پرستار گلزار : بهشترضا
زندگینامه
محمد رضا بربری جوان، به سال 1345 در مشهد دیده به جهان گشود. از همان دوران کودکی به قرآن و نماز علاقهی فراوانی داشت. در دوران انقلاب، او نیز همانند برادرش، محمد، در راهپیماییها و پخش اعلامیه و عکسهای امام حضوری فعال داشت. با شروع جنگ تحمیلی و به خصوص پس از شهادت برادرش، دیگر توان ماندن در خانه را نداشت. در سال 1362 درس و مدرسه را رها کرد و به جبهه شتافت و به عنوان امدادگر در عملیات خیبر شرکت نمود. اما خود نیر مجروح شد و به مشهد انتقال یافت. بعد از بهبودی نسبی دوباره راهی جبهه شد و این بار نیز بر اثر اصابت ترکش به ناحیهی شکم مجروح گردید و به مشهد منتقل شد. پس از بهبودی، از طریق بنیاد شهید انقلاب اسلامی، وارد سازمان بهزیستی شد و به یاری کسانی شتافت که در دام اعتیاد گرفتار بودند. پس از مدتی انجام وظیفه در این سازمان، دوباره به جبهه رفت و سرانجام به تاریخ 21/11/1364 در عملیات والفجر 8 به درجهی رفیع شهادت نایل گشت.
وصیت نامه
خط سرخ شهادت، خط آل محمد«ص» و علی«ع» است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریهی طیبهی آن بزرگوار به پیروان خط آنان به ارث رسیده است. «امام خمینی» «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سیبل ا... امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» (آیه 169، سوره آل عمران) هر گز گمان مبرید آنها که در را خدا کشته شدهاند، مردگانند، بلکه آنها زندهاند و نزد پروردگارشان روزی داده میشوند. به نام ا... پاسدار حرمت خون شهیدان و با سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود«عج» و با سلام و درود فراوان بر نایب بر حقش خمینی کبیر و با سلام بر ارواح پاک طیبهی شهیدان، خدمت پدر ومادر عزیزم سلام عرض میکنم. پس از عرض سلام، سلامتی شما را از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم از این که من در کنار شما نیستم ناراحت نباشید. پدر و مادر عزیزم! من با چشمی باز و هدفی مشخص راه خود را که همان راه حسین«ع» است، انتخاب کردم و برای پاسداری و حراست از انقلاب کبیر که حاصل خون هزاران شهید و مجروح است، به جبهه آمدهام و به جنگ با کفار پرداختم. من گام نهادن در این مسیر خدایی را یک فریضه میدانم در این راه اگر دشمن را شکست دهیم، پیروزیم و اگر به ظاهر شکست بخوریم و کشته شویم، باز هم پیروزیم. چون به تکلیف شرعی خود نسبت به رهبر عمل کردهایم. به هر حال این مایهی شکر پروردگار و افتخار برای من و شما است که در این راه به درجهی رفیع شهادت میرسم. پدر و ماردم! شما باید چون کوه استوار باشید، مبادا یک وقت برای من متأثر شوید. پدر و مادرم شما باید افتخار کنید که پسر کوچکتان در جهاد فی سبیل ا... به شهادت که رفیعترین و بزرگترین مقام است. نایل گشته وبه ملاء اعلی پیوسته «انالله و انا الیه راجعون» ما از خداییم و به سوی خدا میرویم، و مالک اول من، خداوند تبارک و تعالی است وهر چه او خواست ما راضی هستیم به رضای او. مادرم به حال من گریه نکنید و باید زینب وار چون کوه استوار باشید. مگر نباید انسان در راه خدا از عزیزترین کسانش و بهترین چیزهایش بگذرد، خواهرانم همانند زینب صبور باشید امیدوارم که شما از ابرار باشید. مگر حسین ابن علی«ع» در راه اسلام خونش را نریخت تا درخت اسلام را آبیاری کند تا اسلام پایدار بماند؟ مگر راه ما راه سیدالشهداء نیست؟ ای مادران ! مبادار از رفتن فرزندانتان به جبهه جلوگیری کنید که فردا در محضر خدا نمیتوانید جواب زینب«س» را بدهید که تحمل 72 شهید را نمود. مگر جان و خون ناقابل ما از حسین«ع» که در راه مکتبش ایثار کرد، پر ارزشتر است (البته که نه) پس دیگر چم غم و غصهای؟ چه گریهای؟ باید خوشحال باشید و جشن بگیرید از این که فرزندتان در راه خدا کشته شد. میخواهم که در مجلسی که برایم میگیرید، شیرینی توزیع کنید. اول از خدا میخواهم که گناهان مرا ببخشد و بعد از پدر و مادرم میخواهم که از گناهان من درگذرید و مرا حلال کنید. از دوستان و آشنایان حلالیت میخواهم واز خانوادهام میخواهم که برای من نماز قضا بخوانند. در ضمن محل دفن من بهشت رضا باشد.[۱]
والسلام علیکم و رحمه ا... و برکاته