شهید علی گرگی فراشی: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی «شهید علی گرگی فراشی تاریخ تولد :1345/01/01 تاریخ شهادت : 1364/01/16 محل شهادت : نامشخص م...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
شهید علی گرگی فراشی | شهید علی گرگی فراشی | ||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
| − | |||
نام: على | نام: على | ||
نام خانوادگى: گرگىفراشى | نام خانوادگى: گرگىفراشى | ||
| سطر ۱۳: | سطر ۶: | ||
ش.ش: 338 | ش.ش: 338 | ||
محلصدورشناسنامه: دزفول | محلصدورشناسنامه: دزفول | ||
| − | + | تاریخ شهادت: 1364/01/16 | |
| − | شرح حادثه: حوادث ناشى | + | شرح حادثه: حوادث ناشى از درگیرى مستقیم با دشمن-توسط دشمن در جبهه |
| − | استان: | + | استان: بنیاد شهید استان خوزستان |
| − | شهر: | + | شهر: اداره بنیاد شهید دزفول |
| + | محل شهادت : نامشخص | ||
| + | محل آرامگاه :خوزستان - دزفول - صفیاباد | ||
| + | |||
| + | ==وصیتنامه== | ||
| + | |||
بسم الله الرحمن الرحیم | بسم الله الرحمن الرحیم | ||
و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله اموتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. | و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله اموتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. | ||
و گمان نكنید كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه زندهاند و نزد خدا روزى مىخورند اشهد ان لاالهالله و اشهد ان محمدرسول الله و اشهد ان على ولى الله. | و گمان نكنید كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه زندهاند و نزد خدا روزى مىخورند اشهد ان لاالهالله و اشهد ان محمدرسول الله و اشهد ان على ولى الله. | ||
و با درود و سلام به امام امت و با سلام بر همه شهیدان كه جان عزیز خود را در راه اسلام هدیه كردند و راه امام حسین را رفتند و مانند او شهید شدند و با سلام بر برادران رزمنده و خدمتگزار، چون روزهاى آخر است شما را سفارش و وصیت مىكنم. به اطاعت از امام خمینى رهبر انقلاب و اینكه به این جنگ كه جنگ حق بر باطل است بدستور قرآن با مال و جان كمك كنید و درستكار باشید و حرف امام را گوش كنید و به جان امام دعا كنید و در نماز جمعه و دعاى كمیل و توسل شركت كنید و براى خدا دورى ما را تا روز قیامت تحمل كنید چون این به جهاد رفتن به فرمان خدا بود و امام به ما گفت كه به جبهه بروید و من خیلى دوست داشتم به جبهه آمدم و از شما میخواهم كه اگر مىتوانید به جبهه بیائید اگر به زندگى حضرت على نگاه كنیم مى بینیم كه چقدر با دشمنان خدا جنگ بكنیید ما كه مىگوئیم رهبرمان حضرت على است پس باید مانند او با دشمنان خدا جنگ بكنیم و آنها را نابود كنیم خدا خود گفته كه پیروزید آیا ما از چه بترسیم اگر كشته بشویم به پیش دیگر شهیدان مىرویم و خدا خود گفته شهیدان زندهاند ما هم به امر قرآن به جبهه آمدیم. امیدوارم اگر شهید شدم همه شماها مرا ببخشید و از دیگران برایم طلب بخشش كنید امام را دعا كنید به امید پیروزى اسلام و مسلمین در عالم. رفقایم امیدوارم مرا ببخشید اگر بدى از من دیدهاید اگر من شما را ناراحت كردم مرا ببخشید در ضمن هر كس كه چیزى گردنم دارد از پدرم بگیرد كه گردنم نمانند راستى ما را در شهیدآباد پهلوى برادرهایم دفن كنید. و از رفقایم مىخواهم كه به مسجد بروند و نماز خود را سر موقع بخواند یا با جماعت بخوانند اگر تا به حال دست به كارهاى زشتى زدهاند دست بردارند. از خانواده عزیزم خواهش مىكنم كه بر من زارى نكنند و بیش از یك روز عزا نگیرند پدر و مادر عزیز و مهربانم این هدیه ناقابل را هم شما به خدا و امام زمان دادید شما باید افتخار كنید كه پسرى را در راه اسلام دادید مادر از تو مىخواهم كه براى امام دعا كنى ننهام خواهش مىكنم كه برایم گریه و زارى نكنى. و دعا كنید كه فرزندى را هم دادید به برادرهایم خواهش مىكنم كه به مسجد بروند و در جلسه قرآن شركت كنند و دعاى كمیل و دعاى توسل بروند مادر باید مرا ببخشى كه بىاجازه به جبهه رفتم باید مرا حلال كنى در ضمن مادر شیرت را حلالم كن مادر مىدانم پاى من خیلى زحمت كشیدهاید باید مرا ببخشید. دیگر مزاحم نمىشوم. | و با درود و سلام به امام امت و با سلام بر همه شهیدان كه جان عزیز خود را در راه اسلام هدیه كردند و راه امام حسین را رفتند و مانند او شهید شدند و با سلام بر برادران رزمنده و خدمتگزار، چون روزهاى آخر است شما را سفارش و وصیت مىكنم. به اطاعت از امام خمینى رهبر انقلاب و اینكه به این جنگ كه جنگ حق بر باطل است بدستور قرآن با مال و جان كمك كنید و درستكار باشید و حرف امام را گوش كنید و به جان امام دعا كنید و در نماز جمعه و دعاى كمیل و توسل شركت كنید و براى خدا دورى ما را تا روز قیامت تحمل كنید چون این به جهاد رفتن به فرمان خدا بود و امام به ما گفت كه به جبهه بروید و من خیلى دوست داشتم به جبهه آمدم و از شما میخواهم كه اگر مىتوانید به جبهه بیائید اگر به زندگى حضرت على نگاه كنیم مى بینیم كه چقدر با دشمنان خدا جنگ بكنیید ما كه مىگوئیم رهبرمان حضرت على است پس باید مانند او با دشمنان خدا جنگ بكنیم و آنها را نابود كنیم خدا خود گفته كه پیروزید آیا ما از چه بترسیم اگر كشته بشویم به پیش دیگر شهیدان مىرویم و خدا خود گفته شهیدان زندهاند ما هم به امر قرآن به جبهه آمدیم. امیدوارم اگر شهید شدم همه شماها مرا ببخشید و از دیگران برایم طلب بخشش كنید امام را دعا كنید به امید پیروزى اسلام و مسلمین در عالم. رفقایم امیدوارم مرا ببخشید اگر بدى از من دیدهاید اگر من شما را ناراحت كردم مرا ببخشید در ضمن هر كس كه چیزى گردنم دارد از پدرم بگیرد كه گردنم نمانند راستى ما را در شهیدآباد پهلوى برادرهایم دفن كنید. و از رفقایم مىخواهم كه به مسجد بروند و نماز خود را سر موقع بخواند یا با جماعت بخوانند اگر تا به حال دست به كارهاى زشتى زدهاند دست بردارند. از خانواده عزیزم خواهش مىكنم كه بر من زارى نكنند و بیش از یك روز عزا نگیرند پدر و مادر عزیز و مهربانم این هدیه ناقابل را هم شما به خدا و امام زمان دادید شما باید افتخار كنید كه پسرى را در راه اسلام دادید مادر از تو مىخواهم كه براى امام دعا كنى ننهام خواهش مىكنم كه برایم گریه و زارى نكنى. و دعا كنید كه فرزندى را هم دادید به برادرهایم خواهش مىكنم كه به مسجد بروند و در جلسه قرآن شركت كنند و دعاى كمیل و دعاى توسل بروند مادر باید مرا ببخشى كه بىاجازه به جبهه رفتم باید مرا حلال كنى در ضمن مادر شیرت را حلالم كن مادر مىدانم پاى من خیلى زحمت كشیدهاید باید مرا ببخشید. دیگر مزاحم نمىشوم. | ||
| − | + | خداحافظ شما.<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23201 سایت شهدای ارتش]</ref> | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
| − | + | == ردهها == | |
| − | + | {{ترتیبپیشفرض:علی_گرگی_فراشی}} | |
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای ارتش جمهوری اسلامی ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خوزستان]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان دزفول]] | ||
نسخهٔ کنونی تا ۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰
شهید علی گرگی فراشی نام: على نام خانوادگى: گرگىفراشى نام پدر: خدایار تاریختولد: 1345/01/01 ش.ش: 338 محلصدورشناسنامه: دزفول تاریخ شهادت: 1364/01/16 شرح حادثه: حوادث ناشى از درگیرى مستقیم با دشمن-توسط دشمن در جبهه استان: بنیاد شهید استان خوزستان شهر: اداره بنیاد شهید دزفول محل شهادت : نامشخص محل آرامگاه :خوزستان - دزفول - صفیاباد
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم و لا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله اموتا بل احیاء عند ربهم یرزقون. و گمان نكنید كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند مردهاند بلكه زندهاند و نزد خدا روزى مىخورند اشهد ان لاالهالله و اشهد ان محمدرسول الله و اشهد ان على ولى الله. و با درود و سلام به امام امت و با سلام بر همه شهیدان كه جان عزیز خود را در راه اسلام هدیه كردند و راه امام حسین را رفتند و مانند او شهید شدند و با سلام بر برادران رزمنده و خدمتگزار، چون روزهاى آخر است شما را سفارش و وصیت مىكنم. به اطاعت از امام خمینى رهبر انقلاب و اینكه به این جنگ كه جنگ حق بر باطل است بدستور قرآن با مال و جان كمك كنید و درستكار باشید و حرف امام را گوش كنید و به جان امام دعا كنید و در نماز جمعه و دعاى كمیل و توسل شركت كنید و براى خدا دورى ما را تا روز قیامت تحمل كنید چون این به جهاد رفتن به فرمان خدا بود و امام به ما گفت كه به جبهه بروید و من خیلى دوست داشتم به جبهه آمدم و از شما میخواهم كه اگر مىتوانید به جبهه بیائید اگر به زندگى حضرت على نگاه كنیم مى بینیم كه چقدر با دشمنان خدا جنگ بكنیید ما كه مىگوئیم رهبرمان حضرت على است پس باید مانند او با دشمنان خدا جنگ بكنیم و آنها را نابود كنیم خدا خود گفته كه پیروزید آیا ما از چه بترسیم اگر كشته بشویم به پیش دیگر شهیدان مىرویم و خدا خود گفته شهیدان زندهاند ما هم به امر قرآن به جبهه آمدیم. امیدوارم اگر شهید شدم همه شماها مرا ببخشید و از دیگران برایم طلب بخشش كنید امام را دعا كنید به امید پیروزى اسلام و مسلمین در عالم. رفقایم امیدوارم مرا ببخشید اگر بدى از من دیدهاید اگر من شما را ناراحت كردم مرا ببخشید در ضمن هر كس كه چیزى گردنم دارد از پدرم بگیرد كه گردنم نمانند راستى ما را در شهیدآباد پهلوى برادرهایم دفن كنید. و از رفقایم مىخواهم كه به مسجد بروند و نماز خود را سر موقع بخواند یا با جماعت بخوانند اگر تا به حال دست به كارهاى زشتى زدهاند دست بردارند. از خانواده عزیزم خواهش مىكنم كه بر من زارى نكنند و بیش از یك روز عزا نگیرند پدر و مادر عزیز و مهربانم این هدیه ناقابل را هم شما به خدا و امام زمان دادید شما باید افتخار كنید كه پسرى را در راه اسلام دادید مادر از تو مىخواهم كه براى امام دعا كنى ننهام خواهش مىكنم كه برایم گریه و زارى نكنى. و دعا كنید كه فرزندى را هم دادید به برادرهایم خواهش مىكنم كه به مسجد بروند و در جلسه قرآن شركت كنند و دعاى كمیل و دعاى توسل بروند مادر باید مرا ببخشى كه بىاجازه به جبهه رفتم باید مرا حلال كنى در ضمن مادر شیرت را حلالم كن مادر مىدانم پاى من خیلى زحمت كشیدهاید باید مرا ببخشید. دیگر مزاحم نمىشوم. خداحافظ شما.[۱]