Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
|||
| (۳ نسخههای متوسط توسط ۳ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۱: | سطر ۲۱: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | عمهاي داشتيم كه نابينا بود، هميشه به ياد دارم كه شهيد ثقفي به او كمك ميكرد و هر جا كه ميخواست برود مثلاً دكتر يا مهماني آن را ميبرد. اگر در جايي شادي و جشني بود همه به فكر خود و خوش گذراندن بودند اما شهيد عمه نابينا را به همراه همسرش كه نابينا بود با ماشين ميآورد و در پايان به منزل ميبرد. | + | عمهاي داشتيم كه نابينا بود، هميشه به ياد دارم كه شهيد ثقفي به او كمك ميكرد و هر جا كه ميخواست برود مثلاً دكتر يا مهماني آن را ميبرد. اگر در جايي شادي و جشني بود همه به فكر خود و خوش گذراندن بودند اما شهيد عمه نابينا را به همراه همسرش كه نابينا بود با ماشين ميآورد و در پايان به منزل ميبرد.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/6489 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| − | + | Image:5902575 (1).jpg | |
| + | Image:5902575.jpg | ||
| + | |||
| + | </gallery> | ||
| + | |||
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۴ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۹
شهید محمد ثقفی
تاریخ تولد :1339/06/09
تاریخ شهادت : 1359/10/18
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
خداوند هميشه از ميان قشنگ ترين گل هاي طبيعت بهترين ها و زيباترين ها را گلچين ميكند.
شهيد محمد ثقفي فرزند قربانعلي در سال 1339 در شهر تهران چشم به جهان گشود. او پس از گذراندن دوران كودكي خود تحصيل را آغاز كرد و تا كلاس ششم قديم تحصيل نمود و بعد به خاطر اين كه كمك خرجي براي خانواده باشد؛ درخيابان وثوق تهران در حرفه رويه كوبي مبل مشغول شد، تا اين كه به دستور امام خود لبيك گفت.
او عضو ارتش جمهوري اسلامي شد و به مدت ده ماه به ميهن خويش خدمت كرد او آخرين باري كه از عمليات به منزل آمده بود خودش آگاه بود كه اين آخرين بار است كه به ديدار خانواده ميآيد و ميگفت: من ديگر باز نميگردم كسي منتظر من است. شهيد ثقفي از سنين پايين كه هنوز به سن تكليف نرسيده بود نماز خواندن را آغاز كرد و هر شب به نماز جماعت ميرفت. او برادري مهربان و فرزندي دلسوز و فداكار، دوست و رفيقي نيك و نمونه بارز انساني بود.
در آخرين عمليات خود در لشگر 16 قزوين كه حمله بزرگي بود، در سوسنگرد در روزهاي سرد زمستاني در تاريخ 1359/11/03 بر اثر اصابت گلوله به ديدار معبود خود شتافت و به مقام والاي شهادت رسيد و مزارش در بهشت زهراي تهران، قطعه 24 شهداء ميباشد.
خاطرات
عمهاي داشتيم كه نابينا بود، هميشه به ياد دارم كه شهيد ثقفي به او كمك ميكرد و هر جا كه ميخواست برود مثلاً دكتر يا مهماني آن را ميبرد. اگر در جايي شادي و جشني بود همه به فكر خود و خوش گذراندن بودند اما شهيد عمه نابينا را به همراه همسرش كه نابينا بود با ماشين ميآورد و در پايان به منزل ميبرد.[۱]