کتاب تفحص: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | + | تفحص | |
| − | پدیدآورنده : | + | پدیدآورنده : حمید داودآبادی |
نوبت چاپ : دوم / 1393 | نوبت چاپ : دوم / 1393 | ||
| سطر ۱۴: | سطر ۱۴: | ||
| − | این کتاب حاصل سفرهای حمید داودآبادی به [[فکه]] و گزارشهای وی از [[عملیات تفحص]]، کشف و تشییع پیکر شهدا از فکه تا تهران است . در مقدمه کتاب، نویسنده توضیح میدهد چگونه شهدا پیدا میشوند به مراحل شناسایی شهید بعد از یافتن [[شهدا]] اشاره میکند . سپس خاطراتی از عملیات تفحص را بیان و پس از آن به بیان خاطراتی از این تفحص با عنوانهای « | + | این کتاب حاصل سفرهای حمید داودآبادی به [[فکه]] و گزارشهای وی از [[عملیات تفحص]]، کشف و تشییع پیکر شهدا از فکه تا تهران است . در مقدمه کتاب، نویسنده توضیح میدهد چگونه شهدا پیدا میشوند به مراحل شناسایی شهید بعد از یافتن [[شهدا]] اشاره میکند . سپس خاطراتی از عملیات تفحص را بیان و پس از آن به بیان خاطراتی از این تفحص با عنوانهای « ثمرهی زیارت عاشورا، سجدهی ابدی، افطار با قمقمهی شهید » همراه با نام راوی میپردازد . خاطرات نویسنده نیز پس از آن و در پایان آلبوم تصاویر که مربوط به تفحص و کشف پیکر شهدا میباشد، آمده است . |
نسخهٔ کنونی تا ۱ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۹
تفحص
پدیدآورنده : حمید داودآبادی
نوبت چاپ : دوم / 1393
قیمت : 12000 تومان
معرفی
این کتاب حاصل سفرهای حمید داودآبادی به فکه و گزارشهای وی از عملیات تفحص، کشف و تشییع پیکر شهدا از فکه تا تهران است . در مقدمه کتاب، نویسنده توضیح میدهد چگونه شهدا پیدا میشوند به مراحل شناسایی شهید بعد از یافتن شهدا اشاره میکند . سپس خاطراتی از عملیات تفحص را بیان و پس از آن به بیان خاطراتی از این تفحص با عنوانهای « ثمرهی زیارت عاشورا، سجدهی ابدی، افطار با قمقمهی شهید » همراه با نام راوی میپردازد . خاطرات نویسنده نیز پس از آن و در پایان آلبوم تصاویر که مربوط به تفحص و کشف پیکر شهدا میباشد، آمده است .
نمونه محتوا
سال 72 بود . چند روزی هیچ شهیدی پیدا نشده بود . هر روز کار میکردیم ولی خبری نبود . آن روز کاروانی از جانبازان از تهران مهمانمان بودند . حاج محمود ژولیده مداح اهل بیت همراه آنان بود . زیارت عاشورای باصفایی بود خیلی با سوز و آه خواند . اشکها جاری گشت و دلها خون شد . علی محمودوند دو رکعت نماز زیارت خواند و قبراق و شاد وسایل را گذاشت عقب وانت تویوتا . تعجب کردم و پرسیدم : « با این عجله کجا؟ » شادمان گفت : « استارت خورد، دیگه تموم شد . رفتم که شهید پیدا کنم .»
دم ظهر برگشت . محمودوند شهیدی یافته بود و به ما نشان داد که زیارت عاشورا چه کارها میکند .
منبع سايت نشر شهيد کاظمي