شهید محسن تفنگچی مهیاری: تفاوت بین نسخهها
Hejazi9708 (بحث | مشارکتها) |
Kheyri9803 (بحث | مشارکتها) (←خاطرات) |
||
| (یک نسخهٔ متوسط توسط کاربر دیگری نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲۷: | سطر ۲۷: | ||
خاطره اي از همرزم شهيد | خاطره اي از همرزم شهيد | ||
| − | شب قبل از شهادت خواب می بیند که امام (ره) به او می گوید: قرآن بخوان و نیمه شب از خواب بیدار شده و به کشیدن عکس امام در سنگر مشغول می شود. صبح با ذکر خوابش برای همرزمان چنین می گوید: که سرنوشت انسان دست خداست قسمت هر چه باشد همان می شود و من راضی ام به رضای خدا. و به همرزمان پیشنهاد می دهد که غسل کنند آنها می گویند وقت حمله است، می گوید چه بهتر که پاکیزه و با طهارت باشیم و درست ساعتی بعد به فیض شهادت نائل می آید . | + | شب قبل از شهادت خواب می بیند که امام (ره) به او می گوید: قرآن بخوان و نیمه شب از خواب بیدار شده و به کشیدن عکس امام در سنگر مشغول می شود. صبح با ذکر خوابش برای همرزمان چنین می گوید: که سرنوشت انسان دست خداست قسمت هر چه باشد همان می شود و من راضی ام به رضای خدا. و به همرزمان پیشنهاد می دهد که غسل کنند آنها می گویند وقت حمله است، می گوید چه بهتر که پاکیزه و با طهارت باشیم و درست ساعتی بعد به فیض شهادت نائل می آید .<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/6116 سایت شهدای ارتش]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | Image:1166898KAKA006-001.jpg | ||
| + | Image:1166898MAKA002-001.jpg | ||
| + | Image:1166898KAKC001-001.jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۷
شهید محسن تفنگچی مهیاری
تاریخ تولد : 1340/04/10
تاریخ شهادت : 1362/01/22
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : تهران - بهشت زهرا
زندگی نامه
شهید محسن تفنگچی در تاریخ 1340/04/10 در منطقه جنوب شرق تهران در خانواده ای مذهبی به دنیا آمد. (پدر وی از مداحان اهل بیت بود). دوران ابتدایی را در دبستان دوازده امامی خيابان شهرزاد، خيابان درخشنده طی کرد و دوران راهنمایی را در مدرسه مهام، خيابان شوش، و دوران متوسطه را در دبیرستان دو شهید میدان خراسان سپری کرد و دیپلم اقتصاد گرفته و دیپلم مجدد خود را در رشته نقاشی از هنرستان گرفت. فعالیت های انقلابی خود را با دیگر دوستان دبیرستانی اش شروع کرده و شب ها به پخش اعلامیه و چاپ عکس امام بر روی دیوار خیابان ها می پرداخت و اعضاء خانواده و بستگان را تشویق به شرکت در تظاهرات ضد رژیم کرده و در مسجد وفا، خيابان شهرزاد، پایگاه تشکیل داده و با درست کردن کوکتل مولوتوف و ساخت سنگر در جلوی مساجد به مقابله با سربازان گارد شاه مي پرداخت و همچنین در تصرف کلانتری 14 میدان خراسان، خيابان غیاثی با دیگر مردم شرکت فعال داشت. بعد از پیروزی انقلاب به دلیل درگیری با طرفداران بنی صدر و منافقین از ناحیه دست مجروح شد و به بیمارستان ساسان انتقال و تحت عمل جراحی قرار گرفت ... و در زمینه علمی، فرهنگی و هنری فعاليت مي کرد. در مساجد به تشكيل گروه سرود پرداخته و چندین تابلو از تمثال مبارک حضرت امام (ره) كشيده و آن را به مساجد هدیه مي کرد. با شروع جنگ تحمیلی با کمک مساجد به جمع آوری لوازم و مایحتاج برای جبهه می پرداخت تا این که در سال 1361 با معرفی داوطلبانه خود به خدمت اعزام شد و دوره آموزشی خود را در شهرستان شاهرود، پادگان 02 طی کرده و سپس به کرمانشاه و از آنجا به ایلام غرب و .... به سومار اعزام شد. در دوران آموزشی به دلیل عملکرد خوب آموزشی به درجه گروهبان سومی نائل شد و در تاریخ 1362/01/5 گروهی را به سرپرستی شهید تفنگچي برای تعلیم آموزش های رزمی انتقال دادند. تا این که در تاریخ 1362/01/22 در منطقه سومار غرب به دلیل اصابت ترکش خمپاره به فیض شهادت نائل آمد .
وصیت نامه
فرازهایی از وصیت نامه: عمر انسان مانند رودی است که به طرف دریا در حرکت است هر لحظه ای که از عمرش می گذرد بازگشت به زمان قبل ممکن نیست. در دوره بلوغ انسان مست است، مست شهوت و غرور، تمامی این ها مانند شعله آتش است که فرو می نشیند اگر بد بسوزد دودش به چشم خودش فرو می رود و چنانچه خوب بسوزد هم خود استفاده برده هم دیگران. بهترین دوران زندگی انسان همان دوران بلوغ و نو جوانی است هر راهی که انسان در این دوران در پیش گرفت، هر تصمیمی که اتخاذ کرد چه راه خطا باشد چه راه راست در طول عمر همان راه را ادامه می دهد. پس باید در تربیت فرزند خود کوشا باشیم.
خاطرات
خاطره اي از همرزم شهيد شب قبل از شهادت خواب می بیند که امام (ره) به او می گوید: قرآن بخوان و نیمه شب از خواب بیدار شده و به کشیدن عکس امام در سنگر مشغول می شود. صبح با ذکر خوابش برای همرزمان چنین می گوید: که سرنوشت انسان دست خداست قسمت هر چه باشد همان می شود و من راضی ام به رضای خدا. و به همرزمان پیشنهاد می دهد که غسل کنند آنها می گویند وقت حمله است، می گوید چه بهتر که پاکیزه و با طهارت باشیم و درست ساعتی بعد به فیض شهادت نائل می آید .[۱]