شهیدحسین ناصر اسلامی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
جز (Khoshkenar9712 صفحهٔ شهید حسین ناصر اسلامی را به شهیدحسین ناصر اسلامی منتقل کرد)
 
(۲ نسخه‌های متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده)
سطر ۱۷: سطر ۱۷:
 
در سن 17 سالگي بنا به سنت پيامبر تشکيل خانواده داد و مدت 3 ماهي را در ابتدای زندگی در خمين منزل پدرش زندگي کرد. بعد از آن به دزفول نزد عمويش رفت و حدود يک سال نزد آنها ماند و در ارتش نيروي زميني استخدام شد. تحصیلات خود را تا گرفتن مدرک سيکل ادامه داد و سپس به ازنا منزل پدر همسرش رفت. وي چون خيلي سختي کشيده بود و در دوران کودکي و نتوانسته بود تحصيل را ادامه دهد هميشه به فرزندانش تأکيد می کرد که هيچ وقت تحصيل را رها نکنند.
 
در سن 17 سالگي بنا به سنت پيامبر تشکيل خانواده داد و مدت 3 ماهي را در ابتدای زندگی در خمين منزل پدرش زندگي کرد. بعد از آن به دزفول نزد عمويش رفت و حدود يک سال نزد آنها ماند و در ارتش نيروي زميني استخدام شد. تحصیلات خود را تا گرفتن مدرک سيکل ادامه داد و سپس به ازنا منزل پدر همسرش رفت. وي چون خيلي سختي کشيده بود و در دوران کودکي و نتوانسته بود تحصيل را ادامه دهد هميشه به فرزندانش تأکيد می کرد که هيچ وقت تحصيل را رها نکنند.
 
در سال 1357 مأموريت داشت تا به کردستان برود و با کومله ها بجنگد. همچنين به مرزهاي کرمانشاه مي رفت. زمان انقلاب به دزفول برگشت و طولي نکشيد که جنگ تحميلي آغاز شد. وي از همان اوايل جنگ در جبهه هاي نبرد حضور داشت و سه ماهه اول بحبوحه جنگ در دزفول زندگي مي کرد. در جبهه هوابرد و راننده تانک بود.
 
در سال 1357 مأموريت داشت تا به کردستان برود و با کومله ها بجنگد. همچنين به مرزهاي کرمانشاه مي رفت. زمان انقلاب به دزفول برگشت و طولي نکشيد که جنگ تحميلي آغاز شد. وي از همان اوايل جنگ در جبهه هاي نبرد حضور داشت و سه ماهه اول بحبوحه جنگ در دزفول زندگي مي کرد. در جبهه هوابرد و راننده تانک بود.
سرانجام شهید ناصر اسلامی شب هنگام که همراه سربازها سنگر و خاکريز درست مي کردند قدري  می نشیند تا نفس تازه کند که ناگهان خمپاره اي در کنار آنها به زمین مي خورد و ترکشی به سينه حسين اصابتمي کند. وي را به بيمارستان اهواز منتقل مي کنند که در راه به شهادت مي رسد و به لقاء الله مي پيوندد.
+
سرانجام شهید ناصر اسلامی شب هنگام که همراه سربازها سنگر و خاکريز درست مي کردند قدري  می نشیند تا نفس تازه کند که ناگهان خمپاره اي در کنار آنها به زمین مي خورد و ترکشی به سينه حسين اصابتمي کند. وي را به بيمارستان اهواز منتقل مي کنند که در راه به شهادت مي رسد و به لقاء الله مي پيوندد.<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/27140 سایت شهدای ارتش]</ref>
روحش شاد و یادش گرامی باد.
+
==نگارخانه تصاویر==
http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/27140
+
<gallery>
سایت شهدای ارتش<ref>سایت شهدای ارتش</ref>
+
 
 +
Image:5910618.jpg
 +
Image:1760063KAKA002-001.jpg
 +
 
 +
</gallery>
 +
 
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۹ مهر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۸

شهید حسین ناصراسلامی

تاریخ تولد : 1323/08/05

تاریخ شهادت : 1359/08/01

محل شهادت : نامشخص

محل آرامگاه : مرکزی - خمین - فرنق


زندگی نامه

شهيد حسين ناصر اسلامي در تاریخ 1323/08/05 در روستاي فرنق شهرستان خمين چشم به جهان گشود. وي اولين فرزند خانواده بود. در سن 4ـ 3 سالگی بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند و از وجود مادر محروم شد. وي تمام اوقات را در مغازه کفاشي پدر در ازنا، استان لرستان مشغول به کار بود و براي دادن امتحاناتش مجبور مي شد که اين همه مسير طولاني را تا خمين طي کند تا اين که مدرک ششم ابتدایي را اخذ نمايد. در سن 17 سالگي بنا به سنت پيامبر تشکيل خانواده داد و مدت 3 ماهي را در ابتدای زندگی در خمين منزل پدرش زندگي کرد. بعد از آن به دزفول نزد عمويش رفت و حدود يک سال نزد آنها ماند و در ارتش نيروي زميني استخدام شد. تحصیلات خود را تا گرفتن مدرک سيکل ادامه داد و سپس به ازنا منزل پدر همسرش رفت. وي چون خيلي سختي کشيده بود و در دوران کودکي و نتوانسته بود تحصيل را ادامه دهد هميشه به فرزندانش تأکيد می کرد که هيچ وقت تحصيل را رها نکنند. در سال 1357 مأموريت داشت تا به کردستان برود و با کومله ها بجنگد. همچنين به مرزهاي کرمانشاه مي رفت. زمان انقلاب به دزفول برگشت و طولي نکشيد که جنگ تحميلي آغاز شد. وي از همان اوايل جنگ در جبهه هاي نبرد حضور داشت و سه ماهه اول بحبوحه جنگ در دزفول زندگي مي کرد. در جبهه هوابرد و راننده تانک بود. سرانجام شهید ناصر اسلامی شب هنگام که همراه سربازها سنگر و خاکريز درست مي کردند قدري می نشیند تا نفس تازه کند که ناگهان خمپاره اي در کنار آنها به زمین مي خورد و ترکشی به سينه حسين اصابتمي کند. وي را به بيمارستان اهواز منتقل مي کنند که در راه به شهادت مي رسد و به لقاء الله مي پيوندد.[۱]

نگارخانه تصاویر

پانویس

  1. سایت شهدای ارتش