شهید سعید جان نثاری لادانی: تفاوت بین نسخهها
Mehtari9705 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «نام : جان نثاری لادانى / سعید نام پدر : حسن تاریخ تولد : ۱۳۴۸-۰۱-۰۱ محل تولد : اصف...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
نام : جان نثاری لادانى / سعید | نام : جان نثاری لادانى / سعید | ||
| + | |||
نام پدر : حسن | نام پدر : حسن | ||
| + | |||
تاریخ تولد : ۱۳۴۸-۰۱-۰۱ | تاریخ تولد : ۱۳۴۸-۰۱-۰۱ | ||
| + | |||
محل تولد : اصفهان | محل تولد : اصفهان | ||
| + | |||
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۰-۱۰ | تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۰-۱۰ | ||
| + | |||
محل شهادت : شلمچه - کربلاى 4 | محل شهادت : شلمچه - کربلاى 4 | ||
| + | |||
شهرستان : اصفهان | شهرستان : اصفهان | ||
| + | |||
یگان : | یگان : | ||
| + | |||
مسئولیت : | مسئولیت : | ||
| + | |||
تحصیلات : | تحصیلات : | ||
| + | |||
محل تحصیل : مدرسه علمیه صدر بازار | محل تحصیل : مدرسه علمیه صدر بازار | ||
| + | |||
گلزار : گلستان شهدای اصفهان | گلزار : گلستان شهدای اصفهان | ||
| − | + | ==زندگی نامه== | |
| − | + | ||
شهید سعید جان نثارى، طلبه مدرسه علمیه صدر بازار، شش ماه در حوزه به تحصیل پرداخت و بر خوان گسترده معارف اهل بیت(ع) زانوى معرفت بر زمین زد که حال و هواى جبهه و جلوه هاى شهادت و مردانگى و ایثار رزمندگان اسلام، قرار را از او گرفت و چنین شد که قدم به جبهه نهاد و دو سال رزم و مجاهدت میان آتش و خون را تجربه کرد. | شهید سعید جان نثارى، طلبه مدرسه علمیه صدر بازار، شش ماه در حوزه به تحصیل پرداخت و بر خوان گسترده معارف اهل بیت(ع) زانوى معرفت بر زمین زد که حال و هواى جبهه و جلوه هاى شهادت و مردانگى و ایثار رزمندگان اسلام، قرار را از او گرفت و چنین شد که قدم به جبهه نهاد و دو سال رزم و مجاهدت میان آتش و خون را تجربه کرد. | ||
سعید در یگان دریایى لشکر 14 امام حسین(ع) خدمت مى کرد. او یک بار از ناحیه پا مجروح و پس از بهبود، بار دیگر براى کارى بزرگتر وارد جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. آخرین بار، ورودش به خاک هاى گرم و خونرنگ سرزمین شلمچه در عملیات کربلاى 4 بود و راستى هم که کربلا بود! | سعید در یگان دریایى لشکر 14 امام حسین(ع) خدمت مى کرد. او یک بار از ناحیه پا مجروح و پس از بهبود، بار دیگر براى کارى بزرگتر وارد جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. آخرین بار، ورودش به خاک هاى گرم و خونرنگ سرزمین شلمچه در عملیات کربلاى 4 بود و راستى هم که کربلا بود! | ||
| سطر ۲۰: | سطر ۳۰: | ||
کیان، عبدى و رضایى را استشمام مى کرد و بهره ها مى برد، آماده جان نثارى شد تا با خون خود وضوى عشق بگیرد؛ چرا که «نماز عشق، دو رکعت است که وضوى آن درست نیاید الا به خون !» | کیان، عبدى و رضایى را استشمام مى کرد و بهره ها مى برد، آماده جان نثارى شد تا با خون خود وضوى عشق بگیرد؛ چرا که «نماز عشق، دو رکعت است که وضوى آن درست نیاید الا به خون !» | ||
| − | وصیتنامه | + | ==وصیتنامه== |
فرازی از وصیت نامه: | فرازی از وصیت نامه: | ||
| − | همیشه حرف حق را بگویید و تحمل کنید و نصیحت پذیر باشید، دروغگویى را از زبانتان بیرون کنید، رعایت تقوا را بکنید. هنگامى که در تنهایى و خلوت هستید بیندیشید و فکر کنید به وضع آخرت و مرگ... | + | همیشه حرف حق را بگویید و تحمل کنید و نصیحت پذیر باشید، دروغگویى را از زبانتان بیرون کنید، رعایت تقوا را بکنید. هنگامى که در تنهایى و خلوت هستید بیندیشید و فکر کنید به وضع آخرت و مرگ.<ref>[http://khayyen.ir/shahid/459 سایت شهدای خین]</ref> |
| + | ==نگارخانه تصاویر== | ||
| + | <gallery> | ||
| + | |||
| + | Image:459 (1).jpg | ||
| − | + | </gallery> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۲۸
نام : جان نثاری لادانى / سعید
نام پدر : حسن
تاریخ تولد : ۱۳۴۸-۰۱-۰۱
محل تولد : اصفهان
تاریخ شهادت : ۱۳۶۵-۱۰-۱۰
محل شهادت : شلمچه - کربلاى 4
شهرستان : اصفهان
یگان :
مسئولیت :
تحصیلات :
محل تحصیل : مدرسه علمیه صدر بازار
گلزار : گلستان شهدای اصفهان
زندگی نامه
شهید سعید جان نثارى، طلبه مدرسه علمیه صدر بازار، شش ماه در حوزه به تحصیل پرداخت و بر خوان گسترده معارف اهل بیت(ع) زانوى معرفت بر زمین زد که حال و هواى جبهه و جلوه هاى شهادت و مردانگى و ایثار رزمندگان اسلام، قرار را از او گرفت و چنین شد که قدم به جبهه نهاد و دو سال رزم و مجاهدت میان آتش و خون را تجربه کرد. سعید در یگان دریایى لشکر 14 امام حسین(ع) خدمت مى کرد. او یک بار از ناحیه پا مجروح و پس از بهبود، بار دیگر براى کارى بزرگتر وارد جبهه هاى نور علیه ظلمت شد. آخرین بار، ورودش به خاک هاى گرم و خونرنگ سرزمین شلمچه در عملیات کربلاى 4 بود و راستى هم که کربلا بود! سعید که همواره عطر و بوى شهادت دوستانش: خطیبى، کمال پور، رجب زاده، بهرامى، حقشناس، کیان، عبدى و رضایى را استشمام مى کرد و بهره ها مى برد، آماده جان نثارى شد تا با خون خود وضوى عشق بگیرد؛ چرا که «نماز عشق، دو رکعت است که وضوى آن درست نیاید الا به خون !»
وصیتنامه
فرازی از وصیت نامه: همیشه حرف حق را بگویید و تحمل کنید و نصیحت پذیر باشید، دروغگویى را از زبانتان بیرون کنید، رعایت تقوا را بکنید. هنگامى که در تنهایى و خلوت هستید بیندیشید و فکر کنید به وضع آخرت و مرگ.[۱]
