Khoshkenar9712 (بحث | مشارکتها) (صفحهای جدید حاوی «شهید مهدی لطفی زاده تاریخ تولد : 1341/08/15 تاریخ شهادت : 1363/06/30 محل شهادت : نامش...» ایجاد کرد) |
|||
| (۲ نسخههای متوسط توسط ۲ کاربران نشان داده نشده) | |||
| سطر ۲: | سطر ۲: | ||
تاریخ تولد : 1341/08/15 | تاریخ تولد : 1341/08/15 | ||
| + | |||
تاریخ شهادت : 1363/06/30 | تاریخ شهادت : 1363/06/30 | ||
محل شهادت : نامشخص | محل شهادت : نامشخص | ||
| + | |||
محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر - شهیدمدرس | محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر - شهیدمدرس | ||
| − | + | ==زندگینامه== | |
| − | + | ||
| − | زندگینامه | + | |
بسمه تعالی زندگینامه شهید مهدي لطفي¬زاده به ¬سال 1341در شهر كاشمر ديده به جهان گشود و از همان كودكي با اخلاق و تربيت اسلامي پرورش يافت. تحصيلات ابتدايي را به پايان رساند، آنگاه جهت مشاركت در تأمين معاش خانواده، به حرفه¬ي بنايي مشغول شد. صفا، صميميت، مهر و محبت از ويژگيهاي اخلاقي او بود. هم¬زمان با آغاز نهضت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره)، مهدي نيز به صفوف انقلابيون پيوست و مخالفت خود را با رژیم منحوس پهلوی ابراز کرد. در هجده سالگي به سربازي رفت و پس از طي دورهي آموزشي به مناطق جنگي اعزام گرديد. حدود يك¬سال از خدمت خود را به پايان برد، در حالي¬كه تعاليم اسلامي چنان در وجودش تأثير گذاشته بود كه آماده بود همهي وجودش را براي خدا و جلب رضايت او فدا كند. سرانجام در تاريخ 30/06/1363 در منطقه¬ي شرهاني مورد اصابت تركش خمپاره قرارگرفت و به فيض عظماي شهادت نائل گرديد. پيكر پاكش را به كاشمر انتقال داده و در جوار آرامگاه شهيد مدرس بهخاك سپردند. روحش شاد و يادش گرامي باد | بسمه تعالی زندگینامه شهید مهدي لطفي¬زاده به ¬سال 1341در شهر كاشمر ديده به جهان گشود و از همان كودكي با اخلاق و تربيت اسلامي پرورش يافت. تحصيلات ابتدايي را به پايان رساند، آنگاه جهت مشاركت در تأمين معاش خانواده، به حرفه¬ي بنايي مشغول شد. صفا، صميميت، مهر و محبت از ويژگيهاي اخلاقي او بود. هم¬زمان با آغاز نهضت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره)، مهدي نيز به صفوف انقلابيون پيوست و مخالفت خود را با رژیم منحوس پهلوی ابراز کرد. در هجده سالگي به سربازي رفت و پس از طي دورهي آموزشي به مناطق جنگي اعزام گرديد. حدود يك¬سال از خدمت خود را به پايان برد، در حالي¬كه تعاليم اسلامي چنان در وجودش تأثير گذاشته بود كه آماده بود همهي وجودش را براي خدا و جلب رضايت او فدا كند. سرانجام در تاريخ 30/06/1363 در منطقه¬ي شرهاني مورد اصابت تركش خمپاره قرارگرفت و به فيض عظماي شهادت نائل گرديد. پيكر پاكش را به كاشمر انتقال داده و در جوار آرامگاه شهيد مدرس بهخاك سپردند. روحش شاد و يادش گرامي باد | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | بسمه تعالی خاطره وی در آخرین باری که برای مرخصی به دیدار خانوادهاش آمده بود، روحیهاش بسیار تغییر کرده و در نمازهایش دستش را به سوی بالا بلند میکرد و از خدا طلب مغفرت مینمود. در آخرین سفرش، سیدی را در ماشین ملاقات میکند که به او میگوید: «ای جوان! چهارماه که از سربازی تو باقیمانده باشد، تو شهید میشوی. او نیز در آخرین دیدار خود با خانواده این مطلب را به آنها میگوید و از ایشان طلب حلالیت مینماید ».<ref>[http://www.ajashohada.ir/home/martyrdetails/23615 سایت شهدای ارتش]</ref> | |
| + | ==پانویس== | ||
| + | <references /> | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۱
شهید مهدی لطفی زاده
تاریخ تولد : 1341/08/15
تاریخ شهادت : 1363/06/30
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه : خراسان رضوی - کاشمر - شهیدمدرس
زندگینامه
بسمه تعالی زندگینامه شهید مهدي لطفي¬زاده به ¬سال 1341در شهر كاشمر ديده به جهان گشود و از همان كودكي با اخلاق و تربيت اسلامي پرورش يافت. تحصيلات ابتدايي را به پايان رساند، آنگاه جهت مشاركت در تأمين معاش خانواده، به حرفه¬ي بنايي مشغول شد. صفا، صميميت، مهر و محبت از ويژگيهاي اخلاقي او بود. هم¬زمان با آغاز نهضت انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره)، مهدي نيز به صفوف انقلابيون پيوست و مخالفت خود را با رژیم منحوس پهلوی ابراز کرد. در هجده سالگي به سربازي رفت و پس از طي دورهي آموزشي به مناطق جنگي اعزام گرديد. حدود يك¬سال از خدمت خود را به پايان برد، در حالي¬كه تعاليم اسلامي چنان در وجودش تأثير گذاشته بود كه آماده بود همهي وجودش را براي خدا و جلب رضايت او فدا كند. سرانجام در تاريخ 30/06/1363 در منطقه¬ي شرهاني مورد اصابت تركش خمپاره قرارگرفت و به فيض عظماي شهادت نائل گرديد. پيكر پاكش را به كاشمر انتقال داده و در جوار آرامگاه شهيد مدرس بهخاك سپردند. روحش شاد و يادش گرامي باد
خاطرات
بسمه تعالی خاطره وی در آخرین باری که برای مرخصی به دیدار خانوادهاش آمده بود، روحیهاش بسیار تغییر کرده و در نمازهایش دستش را به سوی بالا بلند میکرد و از خدا طلب مغفرت مینمود. در آخرین سفرش، سیدی را در ماشین ملاقات میکند که به او میگوید: «ای جوان! چهارماه که از سربازی تو باقیمانده باشد، تو شهید میشوی. او نیز در آخرین دیدار خود با خانواده این مطلب را به آنها میگوید و از ایشان طلب حلالیت مینماید ».[۱]